تحول آفرینان خاموش
22 جون 2008(سرویس خبری جهانی بهایی)
داسدوی، اوتار پرادش، هند
اولین نگاه چیزی در مورد اینکه این هشت نفر بنیان گذاران مدارس می باشند، آشکار نمی کند.
آنها از نادرترین پیشینه ها می آییند. یکی از آنها از دبیرستان اخراج شد، دیگری یک تعمیر کار تلویزیون و آن دیگری پزشک یک روستا بودند.
حتی به سادگی نمی توان حدس زد – در اولین نگاه – که آنچه ایشان اداره می کنند مدرسه است. به طور مثال، رَم ویلاس پال، آن تعمیر کار تلوزیون ، ملکی را با برادرش شریک است – بخشی از آن زمین آغل برای گاو و بخش دیگر آن مدرسه است.
آنچه بین هر سه نفر مشترک است شور ایشان به تحولات اجتماعی و اعتقاد راسخشان به نقش مدرسه در این تحول است. در واقع چنان که آقای پال می گویند، در هند مردم غالبا تحول را از مدرسه انتظار دارند.
"جامعه و خانواده از مدرسه انتظار دارند که یک شهروند مناسب از کودک خلق کند."، او افزود "وقتی کودکی بدرفتاری می کند، مردم از او می پرسند " این چیزی ست که معلمت در مدرسه به تو آموخته ؟"
در زمانی که تعداد زیادی از جوانان، دهکده را برای جستجوی کار در شهر ها ترک می کنند، این هشت نفر – که همه بغیر از دو نفر بین بیست تا سی سال دارند – انتخاب می کنند که بمانند و نسل بعد را شکل دهند. و ایشان این کار را بدون سرمایه های بزرگ و تعهدات بزرگ به والدین انجام می دهند.
اغلب آنان مدارس جامعه شان را با کمک روستائیان در مورد زمین و وسایل اساسی بر پا می کنند و جوانان بی کار را به عنوان معلم استخدام می کنند. در عوض متعهد می شوند که تعلیمات خوبی را با هزینه ی متوسط فراهم آورند (مثلا برای دانش آموزان دبیرستان حدود 50 روپیه یا 1.2 $ در ماه).
برای روستائیان این یک جایگزین مطلوب در مقابل مدارس دولتی به شمار می رود که شهریه دریافت نمی کنند اما استانداردشان آنقدر پایین است که یکی از والدین می گوید "شما دانش آموزان کلاس هشتمی را می بینید که نمی توانند تا 10 بشمارند."
امروزه هشت مدرسه از این دست در روستاهای کاکوری، بنترا و خرگپور ازتوابع شمال هند ایالت هوتار پرادش دائر می باشد. آنها از لاکنو مرکز ایالت فاصله ای ندارند.
بعضی مدارس مثل گلوری پابلیک سکول متعلق به وینود کومار یاداو با 160 دانش آموز خوب عمل می کنند.سایرین مثل مدرسه ی 9 ستاره ی آقای پال در داسدوی با 73 کودک در آستانه ی تعطیلی است. هنوز برخی دیگر مثل کاوننت پابلیک سکول متعلق براجش کومار به شدت نیازمند کمک هستند.

کمک از FAS ( بنیاد پیشرفت علم )
بنیاد پیشرفت علم، یک سازمان غیر دولتی در لامنو به ایشان یاری می رساند تا دروسشان را طبق برنامه پیش ببرند و پایدار بمانند.
FAS در زمینه ی تعلیم مربیان ، هدایت ایشان در زمان بروز مشکل، و حتی فراهم آوردن حقوق یک یا دو معلم در زمان مشکلات مالی مدرسه یاری می رساند. همچنین به تهیه ی برنامه ی آموزشی خلاق جهت اجرا در مدارس می پردازد.
همین بنیاد بود که – پس از سال ها تجربه در اجرای برنامه های خلاق آموزشی در روستاها که خود کفا بوده هزینه های خود را تامین می کردند – بنیان مدارس با مالکیت اشتراکی را نهاد.
یکی از کار کنان FAS توضیح می دهد: "ما با مدارس خصوصی زیادی در اوتار پرادش کار کردیم که همه با سرمایه ی زیادی شروع به کار کرده بودند و همگی تعطیل شدند. این موضو ع ما را متوجه کرد که راه حل باید از درون روستا یافت شود، با استفاده ی روستائیان از منابع داخلی خودشان."
او افزود برای مدارس با مالکیت اشتراکی، FAS ابتدا به دنبال افراد با انگیزه، دیدگاه مرتبط و شوق مبارزه و استقامت گشت. این بنیاد که یک NGO با الهام از دیدگاه های بهایی می باشد؛ طولی نکشید که آن افراد را در میان جوانان بهایی استخدام نشده در روستا ها ی اطراف لاکنو یافت.
کسانی که با این بنیان کار می کردند می دانستند که افراد جوان با مسئولیت های دشواری در راه بنیان گذاری مدارس روبرو خواهند شد، اما از تجارب گذشته می دانستند که این تلاشها با خود حس تهلق به همراه می اورد. چنانکه یکی از انها می گوید: "بر پایی یک مدرسه در یک روستا کار بسیار مشکلی است که تعلق و تلاش می طلبد. وقتی این جوانان برای مدرسه متحمل سختی می شوند، تصمیمشان محکم و تعلقشان به مدرسه عمیق می شود."

دیدگاه والدین
از آقایی با نام ساندرلال ، در حالی که بیرون کلبه اش نشسته بود پرسیده شد که چرا پسرش را - که در کنارش مشغول بازی با یک چرخ دوچرخه است - به مدرسه ی براجش کومار می فرستد، پاسخ او اینست: "چون بچه های مدرسه ی او خوب و محترم هستند."
این نظر مشترکی در میان والدین و روستائیانی است که درباره ی مدارس همگانی از آنها سئوال شد . آقای کومار چرای آن را توضیح می دهد: "دلیل کلی ما برای شروع این مدارس، فقط فراهم آوردن کیفیت بهتر از آنچه همه جا میّسر است نبوده، بلکه ارائه ی چیزی جدید و مورد نیازتر در غالب تربیت اخلاقی بوده است. "
همه ی مدارس برنامه ی آموزشی را استفاده می کنند که توسط جامعه جهانی بهائی برای تربیت اخلاقی بچه ها و بزرگسالان جوان ایجاد شده است.
آقای کومار که دارای مدرک فوق لیسانس در تعلیم و تربیت است و در نتیجه می تواند مطمئناً شغل راحتی در شهر داشته باشد، می گوید: "من می توانم کارهای دیگری انجام دهم که پول بیشترو زحمت کمتر داشته باشد. اما اینجا من مشغول کاری هستم که نه تنها برای روستا در کل سبب وقوع تغییری ذهنی، اقتصادی،اجتماعی و اخلاقی می شود."
مدارس عمومی با همان مشکلات اجتماعی روبرو هستند که روستائیان هند را مبتلا نموده است، که مهمترینشان سیستم طبقاتی و تبعیض نسبت به کودکان دختر است.
سی. بهاگواندین، عضو هیئت دولتی در روستای داسدوی، اقرار می کند که تفاوتهای طبقه ای در ابتدا مانعی ایجاد کرده تا دخترش را به مدرسه ی آقای پالز بفرستد.
آقای بهاگواندین می گوید: "از آنجایی که او از طبقه ی دیگری بود، در ابتدا بی میل بودم. گرچه، دیدن اینکه دانش آموزان میتوانستند واقعاً بخوانند و بنویسند، خوب رفتار کنند و از آنجا که تنها گزینه ی دیگر فرستادن او به مدرسه ای در روستای دیگر بود، تصمیم گرفتم که از این حقیقت چشم پوشی کنم. و از تصمیم پشیمان نشده ام!

ارزشهای آموزشی
در همه ی مدارس،پیام برابری و نیاز به احترام متقابل به تدریج از ابتدائی ترین مراحل با استفاده از تکنیک های مختلف گنجانده شده که شامل جای دادن هنرها در برنامه ی آموزشی می باشد.
بطور مثال آقای یادآو می گوید: "ما دریافته ایم که مؤثرترین روش برای آموزش این ارزشها به دانش آموزان، از طریق بهره بردن از سرود و آوازهاست."
تبعیض نسبت به دختران از طریق رویکردی فعالانه تر مبتنی بر اینکه زنان خانه را ترک نمی کنند و تحصیلات کمتری دریافت می کنند، سرو کار دارند.
آقای پال توضیح می دهد: "ما منازل والدین در روستا را ملاقات می کنیم و با آنها در باره ی اهمیت فرستادن دخترانشان و نه فقط پسرانشان به مدرسه صحبت می کنیم. و بعد از یک دوره ی مشاوره، آنها این موضوع را درک می کنند."
در حال حاضر شاید مهمترین چالش در برابر این مبتکران جوان، سودآور نگهداشتن مدارسشان می باشد.
مشکلاتی از قبیل هزینه های حلزونی، قصور منظم در پرداخت شهریه، و بچه هایی که به اجبار از مدارس بیرون آورده می شوند تا برای کشاورزی به کار گرفته شوند.
در حالی که صاحبان آنها همچنان راه حل هایی را می جویند، FAS از وجود پتانسیل کلی برای اینکه این مدارس به مؤسسات موفقی تبدیل شوند و سبب وقوع تغییر فرهنگی و اجتماعی آشکاری در روستاها گردند، اطمینان دارند.
درواقع، در حال حاضر این بنیاد، برنامه هایی را برای کمک به 20 جوان بی کار دیگر به منظور تأسیس چنین مدارسی در اوتارپرادش دارد.
مقاله و عکس از آرش وفا فضلی
منبع:سایت خبری جهانی بهایی