جمعه 1 آذر 1387   
www.newsaqar.com :: مشاهده موضوع - بشارات به ظهور امر بابی و بهائی در غزلیات الهامی حافظ
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست www.newsaqar.com » سایر موارد

ارسال موضوع جدید   این موضوع قفل شده است و شما نمی توانید آن را ویرایش کرده و یا به آن پاسخ دهید.      Printer-friendly version
بشارات به ظهور امر بابی و بهائی در غزلیات الهامی حافظ

مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
Spring
مدیر بخش گفتگو
مدیر بخش گفتگو


عضو شده در: 15 خرداد 1386
پست: 499

تشکر: 10
تشکر شده 30 بار در 26 پست

blank.gif


امتیاز: 616
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 10 تیر 1387 - 10:23    عنوان:  بشارات به ظهور امر بابی و بهائی د پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

بشارات به ظهور امر بابی و بهائی در غزلیات الهامی حافظ شیراز




از آن جا که آیین جهان گستربهایی و پیام آوران گرانقدر آن حضرت بهاالله و حضرت اعلی موعود جمیع کتب آسمانی می باشند جای شگفتی نخواهد بود اگر در گستره ی فرهنگ ،اندیشه و ادب –به هر عصر و زمان و مکان- متفکران ،عارفان ،شاعران و...اشارات و بشاراتی در این زمینه داشته باشند.

به عنوان مثال رواست اگر به گفته ها و نوشته های شیخ محی الدین عربی از مشایخ متصوف قرن هفتم و سلطان حسین اخلاطی و یا میرزا محمد اخباری که به صورت واضخ و آشکار در رسایل و اشعارشان ظهور امر الهی و بعثت حضرت اعلی را با ذکر تاریخ و نام و نشان پیش بینی نموده اند نگاهی بیافکنیم و یا آنچه را که جمال اردستانی قطب صوفیان قرن نهم هجری از راه مکاشفه دریافته و بشرح زیر سروده مورد توجه و تحقیق قرار دهیم:


جمالی ز شیراز و شیرازیان
همان روح که خیزد که از تازیان

که شیراز دارد نشان از حجاز
حقیقت شمر این سخن نی مجاز


و یا آنکه:


آن نسیمی که دل مرده از آن زنده شود
ای جمالی مگر از جانب شیراز آید


بی تردید در این رهگذر صدف بالنده ی سرزمین ما که خاستگاه دیانت بهایی و موطن گرامی حضرت باب و جمال قدم است از این در شاهوار تهی نبوده و آینده نگریهای شناساگران اندیشور آن جلوه و تجلی دیگری به روشن فکری آفتاب حقیقت بخشیده است.

مراد من آن است که از آنچه که به صراحت درباره ی رویدادهای آینده و درباره ی دیانت بهایی در لابلای دیبای گلرنگ شعر و ادب فارسی پنهان مانده را پرده گشایی کنیم و کاری کنیم که بی آنکه کسی احتیاجی به تفسیر و توضیح و تشریح باشد خود با نیم نگاهی شتابزده بر گوهر حقیقت دست یابد.

این فاش گویی ها اختصاص به یکی دو سراینده ندارد به عنوان مثال نمونه ای می آوریم از شیخ اجل سعدی که ظهور حضرت بهاالله را از فاصله ی صد ها سال با ذکر روز پیش بینی کرده:


اوّل اردیبهشت ماه جلالی
بلبل گوینده بر منابر قضبان

بر رخ گل از صبا فتاده لئالی
همچو عرق بر عذار شاهد غضبان


به راستی اگر در آن روز خبرنگاری در میان احباب در باغ نجیبیه (رضوان)حضور داشت هرگز زیباتر از آن نمی توانست بنویسد که در روز اول اردیبهشت ماه حضرت بهاالله چون بلبلی گوینده از فراز مسندی پر سنبل و ریحان با اظهار امر بدیعش لؤلؤ و مرجان بر گل روی احباب و جهانیان بیفشاند.

و حال عیان بینی و فاش نگری حافظ از ماوراء زمان و مکان و بشارات آشکار و نهان اوست که مراد ما در این بررسی قرار گرفته است.

نبیل زرندی در مطالع الانوار می نویسد پیروان حضرت باب پشت سر هم دسته دسته به ماکو می آمدند و بدون هیچ مانعی به حضور مبارک مشرف می شدند.یک روز حضرت باب به بام قلعه تشریف بردند ،ملاحسین(بشرویه ای)در حضور مبارک بودند.حضرت اعلی به تماشای مناظر اطراف قلعه مشغول بودند.در مغرب قلعه رود ارس در بستر خود جریان داشت و مسیر مار پیچ آن رود از پشت بام به خوبی آشکار بود.حضرت باب به ملاحسین فرمودند:این همان رود ارس و ساحل آن همان ساحلی است که حافظ در شعر خود بدان اشاره کرده و گفته:


ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس
بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکین کن نفس

منزل سلمی که بادش هر دم از ما صد سلام
پر نوای ساربان بینی و آهنگ جرس


بعد فرمودند:ایام اقامت شما در این جا نزدیک است تمام شود.رود ارس را که مشاهده نمودی و اگر ممکن بود بیش از این با من باشی "بیت سلمی" را نیز به تو نشان می دهم.(مقصود مبارک از بیت سلمی نقطه ایست نزدیک چهریق که ترکها به آن سلماس می گویند)بعد حضرت باب فرمودند:روح القدس گاهی به زبان شعرا ناطق می گردد و مطالبی به لسان آنها جاری می سازد که غالبا خود آنها مقصود اصلی و منظور واقعی را نمی دانند. این شعر هم از آن جمله است که روح الامین بلسان شاعر جاری ساخته:


شیراز پر غوغا شود، شکر لبی پیدا شود
ترسم که آشوب لبش بر هم زند بغداد را


معنی این شعر هنوز مخفی و مستور است و در سنه ی بعد این واضح و آشکار خواهد شد.بعد این حدیث معروف را بیان فرمودند:"ان الله کنوزا تحت العرش مفاتیحها السنة الشعرا".)

جای تذکر است که حافظ شناسان و محققینی که درباره ی حافظ پژوهش هایی را به عمل آورده اند – به اطمینان و یقین که جای خود دارد –حتّی به حدس و گمان نتوانسته اند در عصر و زمان حافظ در ساحل رود ارس نشانی از سلمی و منزلگاه او بیابند که در آن مرشدی،سلطانی،صاحب کرامتی و عزیزی که آن همه در این غزل و غزلیاتی که بعدا به آن اشاره خواهم کرد مورد حمد و ثنای حافظ راز گشا قرار گرفته است،زندگی کرده باشد.

وقتی که حافظ از ساحل رود ارس (ماکو) وبیت سلمی خبر می دهد سر بر خاک می ساید و وجود عصیان گر خویش را به دست فراموشی می سپارد و سپس به دلیل آن همه بعد زمانی و مکانی که بین او و ظهور حضرت اعلی وجود داشته در بیتی دیگر از این غزل ملتمسانه و عاجزانه از باد صبا طلب می کند که به جای او آستان بوس حضرت محبوب باشد.


محمل جانان ببوس آن گه به زاری عرضه دار
کز فراغت سوختم ای مهربان فریاد رس


در ادامه حافظ به راه جستگان و ایمان آورندگان و احباب و باران آن محبوب بی همتا هشدار می دهد که گرویدن به امر الهی کار بازی و هوس آمیزی نیست و برای میثاق داران ،جان باختن و از سر گذشتن و قبول شهادت نخستین منزل است.


عشق بازی کار بازی نیست ای دل سر بباز
زانکه گوی عشق نتوان زد به چوگان هوس

دل به رغبت می سپارد جان به چشم مست یار
گر چه هشیاران ندادند اختیار خود به کس




در تاریخ امر آمده است که ایمان آورندگان در سخت ترین شرایط شعف و شادی غیر قابل توصیفی در خود احساس می کردند و اینان همان کسانی هستند که به بیان حضرت بهاالله درک ایام عیش عظیم را نموده اند:"امروز عالم به انوار ظهور منوّر و جمیع اشیاء به ذکر و ثنا و فرح و سرور مشغول و به یاد این ایّام مبارک عیش عظیم برپا". آن چه مورد شگفتی است آنست که حافظ آرزو دارد که نام او بر زبان حضرت اعلی جاری شود که ایشان همان گونه که جناب نبیل می نویسد بر این تمنا مهر اجابت می نهد.


نام حافظ گر برآید بر زبان کلک دوست
از جناب حضرت شاهم بس است این ملتمس


با توجه به آنکه در تمامی شعر نامی از شاه نیست و به ظاهر غزل برای کسی سروده شده که در ساحل رود ارس و منزل سلمی اقامت دارد که مآلا شاه و امیرنبوده ،به جرئت می توان گفت که منظور از شاه، بزرگ و سالار و رهبری بوده است.

آنچه که حافظ در وصف محبوب خود که در بیت سلمی اقامت دارد می سراید و بشارت میدهد به همین یک غزل منتهی نمی گردد.در غزل دیگری آمده است:


گر بسر منزل سلمی رسی ای باد صبا
چشم دارم که سلامی برسانی ز منش

به ادب نافه گشایی کن از آن زلف سیاه
جای دلهای عزیز است به هم بر مزنش

گو دلم حق وفا با خط و خالت دارد
محترم دار در آن طره ی عنبر شکنش



و آنگاه تاسف خود را از بد اندیشان که آن مولا را از دیار یاران صد مرحله دور ساخته اند بیان داشته و برای آن راهی اقلیم شهادت که آستانش جای دلهای عزیز است امن و آسایش آرزو می کند.


گر چه از کوی وفا گشت به صد مرحله دور
دور باد آفت دور فلک از جان و تنش


در غزل دیگری که به بیت سلمی اشاره شده می خوانیم که :


کتبت قصه شوقی و مدمعی باکی
بیا که بی تو به جان آمدم زغمناکی

بسا که گفته ام از شوق با دو دیده ی خود
ایا منازل سلمی و این سلماکی



حافظ پس از بیان داستان اشتیاق خود ملتمسانه برای ساکن منزل سلمی نومیدانه طلب سلامتی می کند و در ادامه ی غزل راز دل می گشاید و از شهادت محبوب خبر می دهد:


عجیب واقعه ای و غریب حادثه ای
انا اضطربت قتیلا و قاتلی شاکی


براستی که شهادت حضرت باب در تاریخ بشریت"عجیب واقعه ای و غریب حادثه ایست" و جای شگفتی است که حافظ سپس اشاره می کند که یاران آن حضرت با خرسندی جامه ی گلرنگ ایثار بر تن می کنند. که این نکته در تمامی تاریخ امر مبارک نه تنها در کتب بهایی بلکه در کتب غیر امری نیز وجود داردو شرح جانبازی عاشقانه بهاییان و بابیان به وفور یافت می شود.

این بیت بالا که حافظ از شکوه و شکایت قاتلین خبر می دهد نامه ای را به خاطر می آورد که در این نامه ی مستندکه سفیر وقت دولت روسیه به تزار می نویسد:

"میرزا تقی خان امیر کبیر دیروز به دیدن من آمد و زبان به شکوه وشکایت بسیار از امر بابیان گشود و می گفت با آنکه باب را تیر باران کردیم و بابیان را در بارفروش و نیریز و طهران و زنجان محکوم و معدوم ساختیم و در دیگر بلاد نیز سفارش اکید کرده ایم که آنان را زنده و آسوده نگذارند با این همه در این اندک مدت عدّه ی بابیان از صد هزار فزونتر گشته است"

و این تایید همان گفته ی حافظ است که می گوید:"انا اضطربت قتیلا و قاتلی شاکی". سپس در ادامه می سراید:


که را رسد که کند عیب دامن پاکت
که همچو قطره که بر برگ گل چکد پاکی

ز وصف حسن تو حافظ چگونه نطق زند
که همچو صنع خدایی ورای ادراکی



به راستی سخن از این درست تر نمی توان گفت و سرود که آن مولای بزرگوار برای ما آدمیان ورای ادراک بود.

رواست که از همه ی دانشوران و تاریخ نویسان و حافظ شناسان بخواهیم که به منظور یافتن محبوب و مقصود حافظ در این ابیات فهرستی از نام کسانی که قبل از حافظ یا در زمان وی یا درفاصله ی زمانی بین او و حضرت باب می زیسته اند و ممکن است حتی به حدس مقصود حافظ باشند را تهیه کنند و از میان آنان کسانی را بیابند که به شهادت رسیده باشد و همچنین در ساحل رود ارس و منزل سلمی مسکن گزیده باشد و از کوی وفاداران به صد مرحله دور گشته باشد و همچون شبنم سحری پاک باشد و مهمتر از همه این که ورای ادراک باشد!

در غزل دیگری شادمانی دل خویشتن را در رسیدن سلامی و نامه ای و قاصدی از او جستجو می کند و می فرماید:


کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند
ببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند

قاصد منزل سلمی که سلامت باشد
چه شود گر به سلامی دل ما شاد کند؟

گوهر پاک تو از مدحت ما مستغنی است
فکر مشاطه چه با حسن خداداد کند؟


و آنگاه در انتهای این غزل حرف نهایی و آرزوی غایی خویش را آشکار می سازد و جایگاه خرّمی و خوشدلی و منزلگه مقصود را در بغداد در شهری که اظهار امر حضرت بهاالله انجام شد می جوید و میگوید:


ره نبردیم به مقصود خود اندر شیراز
خرّم آن روز که حافظ ره بغداد کند


آیا هنوز هم در این زمینه می توان در ناباوری و عناد تعصّب آمیز و انکار واقعیت ها پایدار و پا برجا ماند؟


خلاصه ای از مقاله ی سر کار خانم سیمین شیبانی
پیام بهایی شماره ی 173 آوریل 1994

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger
نمایش پستها:   
ارسال موضوع جدید   این موضوع قفل شده است و شما نمی توانید آن را ویرایش کرده و یا به آن پاسخ دهید.      Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما میتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

آخرين تيترهاي خبري آخرين تيترهاي انجمن ها نقشه سايت آمار

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت مربوط به www.Newsaqar.info می باشد و هرگو نه کپی برداری از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع بلامانع است.