جمعه 1 آذر 1387   
www.newsaqar.com :: مشاهده موضوع - برگزیده ای از آثار حضرت بهاءالله و عبدالبهاء
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست www.newsaqar.com » آئین بهائي

این بخش قفل شده است و شما نمی توانید در آن پست، پاسخگویی، یا حذف انجام دهید.   این موضوع قفل شده است و شما نمی توانید آن را ویرایش کرده و یا به آن پاسخ دهید.      Printer-friendly version
برگزیده ای از آثار حضرت بهاءالله و عبدالبهاء

مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
Spring
مدیر بخش گفتگو
مدیر بخش گفتگو


عضو شده در: 15 خرداد 1386
پست: 499

تشکر: 10
تشکر شده 30 بار در 26 پست

blank.gif


امتیاز: 616
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 4 تیر 1387 - 17:42    عنوان:  برگزیده ای از آثار حضرت بهاءالله پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

از آثار حضرت بهاءالله






مقصود از کتابهای آسمانی و آيات الهی آنکه مردمان براستی و دانائی تربيت شوند که سبب راحت خود و بندگان شوند. هر امری که قلب را راحت نمايد و بر بزرگی انسان بيفزايد و ناس را راضی دارد مقبول خواهد بود. مقام انسان بلند است اگر بانسانيّت مزيّن و الّا پست‌تر از جميع مخلوق مشاهده ميشود.

بگو ای دوستان! امروز را غنيمت شمريد و خود را ازفيوضات بحر تعالی محروم ننمائيد. از حق ميطلبم جميع را بطراز عمل پاک و خالص در اين يوم مبارک مزيّن فرمايد. اِنَّه هو المختار.





بنام خداوند يکتا

ستايش بيننده پاينده‌ای را سزا است که بشبنمی از دريای بخشش خود آسمان هستی را بلند نمود و بستاره های دانائی بياراست و مردمان را ببارگاه بلند بينش و دانش راه داد و اين شبنم که نخستين گفتار کردگار است ، گاهی بآب زندگانی ناميده ميشود چه که مردگان بيابان نادانی را زنده نمايد ؛ و هنگامی بروشنائی نخستين . و اين روشنی که از آفتاب دانش هويدا گشت ، چون بتابيد جنبش نخستين نمودار و آشکار شد و اين نمودارها از بخشش دانای يکتا بوده اوست داننده و بخشنده و اوست پاک و پاکيزه از هر گفته و شنيده . بينائی و دانائی گفتار و کردار را دست از دامن شناسائی او کوتاه . هستی و آنچه از او هويدا اين گفتار را گواه . پس دانسته شد نخستين بخشش کردگار گفتار است و پاينده و پذيرنده او خرد .

اوست دانای نخستين در دبستان جهان و اوست نمودار يزدان . آنچه هويدا از پرتو بينائی اوست و هر چه آشکار ، نمودار دانائی او . همه نامها نام او و آغاز و انجام کارها باو.





نامه شما در زندان باين زندانی روزگار رسيد . خوشی آورد و بر دوستی افزود و ياد روزگار پيشين را تازه نمود . سپاس دارای جهان را که ديدار را در خاک تازی روزی نمود . ديديم و گفتيم و شنيديم. اميد چنان است که آن ديدار را فراموشی از پی در نيايد و گردش روزگار ياد او را از دل نبرد و از آنچه کشته شد گياه دوستی برويد و در انجمن روزگار سبز و خرم و پاينده بماند .

اينکه از نامه های آسمانی پرسش رفته بود ، رگ جهان در دست پزشک دانا است ، درد را می بيند و بدانائی درمان ميکند . هر روز را رازی است و هر سر را آوازی . درد امروز را درمانی و فردا را درمان ديگر . امروز را نگران باشيد و سخن از امروز رانيد . ديده ميشود گيتی را دردهای بيکران فرا گرفته و او را بر بستر ناکامی انداخته . مردمانيکه از باده خود بينی سر مست شده اند پزشک دانا را از او باز داشته اند . اينست که خود و همه مردمان را گرفتار نموده اند.نه درد ميدانند نه درمان ميشناسند.راست را کژ انگاشته اند و دوست را دشمن شمرده اند . بشنويد آواز اين زندانی را . بايستيد و بگوئيد ، شايد آنانکه در خوابند بيدار شوند .




دست بخشش يزدانی آب زندگانی ميدهد ، بشتابيد و بنوشيد . هر که امروز زنده شد هر گز نميرد و هر که امروز مرد هر گز زندگی نيابد .

درباره زبان نوشته بوديد ، تازی و پارسی هر دو نيکو است . چه که آنچه از زبان خواسته اند پی بردن بگفتار گوينده است و اين از هر دو می آيد . و امروز چون آفتاب دانش از آسمان ايران آشکار و هويدا است هر چه اين زبان را ستايش نمائيد سزاوار است .

ای دوست ! چون گفتار نخستين در روز پسين بميان آمد گروهی از مردمان آسمانی آواز آشنا شنيدند و بآن گرويدند . و گروهی چون کردار برخی را با گفتار يکی نديدند از پرتو آفتاب دانائی دور ماندند .




بگو ای پسران خاک ! يزدان پاک ميفرمايد : آنچه در اين روز پيروز شما را از آلايش پاک نمايد و بآسايش رساند همان راه ، راه منست . پاکی از آلايش ، پاکی از چيزهائی است که زيان آرد و از بزرگی مردمان بکاهد . و آن پسنديدن گفتار و کردار خود است اگر چه نيک باشد . و آسايش هنگامی دست دهد که هر کس خود را نيک خواه همهء روی زمين نمايد . آنکه او آگاه ، اين گفتار را گواه که اگر همه مردمان زمين بگفته آسمانی پی ميبردند هر گز از دريای بخشش يزدانی بی بهره نمی ماندند . آسمان راستی را روشن تر از اين ستاره ای نبوده و نيست .

نخستين گفتار دانا آنکه ، ای پسران خاک ! از تاريکی بيگانگی بروشنی خورشيد يگانگی روی نمائيد ، اينست آن چيز که مردمان جهان را بيشتر از همه چيزها بکار آيد . ای دوست ! درخت گفتار را خوشتر از اين برگی نه و دريای آگاهی را دلکش تر از اين گوهر نبوده و نخواهد بود .

ای پسران دانش ! چشم سر را پلک بآن نازکی از جهان و آنچه در اوست بی بهره نمايد ، ديگر پرده آز اگر بر چشم دل فرود آيد چه خواهد نمود . بگو ای مردمان ! تاريکی آز و رشک روشنائی جان را بپوشاند ، چنانکه ابر روشنائی آفتاب را . اگر کسی بگوش هوش اين گفتار را بشنود پر آزادی بر آرد و بآسانی در آسمان دانائی پرواز نمايد .






چون جهان را تاريکی فرا گرفت دريای بخشش بجوش آمد و روشنائی هويدا گشت تا کردارها ديده شود . و اين همان روشنی است که در نامه های آسمانی بآن مژده داده شد . اگر کردگار بخواهد ، دلهای مردمان روزگار را بگفتار نيک پاک و پاکيزه کند و خورشيد يگانگی بر جانها بتابد و جهان را تازه نمايد .

ای مردمان ! گفتار را کردار بايد ، چه که گواه راستی گفتار ، کردار است و آن بی اين ، تشنگان را سيراب ننمايد و کوران را درهای بينائی نگشايد . دانای آسمانی ميفرمايد : گفتار درشت بجای شمشير ديده ميشود و نرم آن بجای شير ، کودکان جهان ازين بدانائی رسند و برتری جويند .




زبان خرد ميگويد هر که دارای من نباشد دارای هيچ نه . از هر چه هست بگذريد و مرا بيابيد . منم آفتاب بينش و دريای دانش . پژمردگان را تازه نمايم و مردگان را زنده کنم . منم آن روشنائی که راه ديده بنمايم و منم شاهباز دست بی نياز که پر بستگان را بگشايم و پرواز بياموزم . دوست يکتا ميفرمايد : راه آزادی باز شده ، بشتابيد و چشمه دانائی جوشيده ، از او بياشاميد .

بگو ای دوستان ! سرا پرده يگانگی بلند شد ، بچشم بيگانگان يکديگر را مبينيد . همه بار يک داريد و برگ يک شاخسار. براستی ميگويم ، هر آنچه از نادانی بکاهد و بر دانائی بيفزايد او پسنديده آفريننده بوده و هست .

بگو ای مردمان ! در سايه داد و راستی راه رويد و در سراپرده يکتائی در آئيد .
بگو ای دارای چشم ! گذشته آينه آينده است ، ببينيد و آگاه شويد ، شايد پس از آگاهی دوست را بشناسيد و نرنجانيد . امروز بهترين ميوه درخت دانائی چيزی است که مردمان را بکار آيد و نگاهداری نمايد .




بگو زبان گواه راستی من است ، او را بدروغ ميالائيد . و جان گنجينه راز من است ، او را بدست آزمسپاريد . اميد چنان است که در اين بامداد که جهان از روشنيهای خورشيد دانش روشن است بخواست دوست پی بريم و از دريای شناسائی بياشاميم .

ای دوست ! چون گوش کمياب است چندی است که خامه در کاشانه خود خاموش مانده . کار بجائی رسيده که خاموشی از گفتار پيشی گرفته و پسنديده تر آمده .

بگو ای مردمان ! سخن باندازه گفته ميشود ، تا نورسيدگان بمانند و نورستگان برسند . شير باندازه بايد داد تا کودکان جهان بجهان بزرگی در آيند و در بارگاه يگانگی جای گزينند . ای دوست زمين پاک ديديم تخم دانش کشتيم ، ديگر تا پرتو آفتاب چه نمايد ، بسوزاند يا بروياند ؟

بگو امروز به پيروزی دانای يکتا ، آفتاب دانائی از پس پرده جان بر آمد و همه پرندگان بيابان از باده دانش مستند و بياد دوست خرسند . نيکو است کسی که بيايد و بيابد ...


بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger
نمایش پستها:   
این بخش قفل شده است و شما نمی توانید در آن پست، پاسخگویی، یا حذف انجام دهید.   این موضوع قفل شده است و شما نمی توانید آن را ویرایش کرده و یا به آن پاسخ دهید.      Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

آخرين تيترهاي خبري آخرين تيترهاي انجمن ها نقشه سايت آمار

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت مربوط به www.Newsaqar.info می باشد و هرگو نه کپی برداری از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع بلامانع است.