جمعه 1 آذر 1387   
www.newsaqar.com :: مشاهده موضوع - ایران در نظر بهائیان
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست www.newsaqar.com » آئین بهائي

این بخش قفل شده است و شما نمی توانید در آن پست، پاسخگویی، یا حذف انجام دهید.   این موضوع قفل شده است و شما نمی توانید آن را ویرایش کرده و یا به آن پاسخ دهید.      Printer-friendly version
ایران در نظر بهائیان

مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
Spring
مدیر بخش گفتگو
مدیر بخش گفتگو


عضو شده در: 15 خرداد 1386
پست: 499

تشکر: 10
تشکر شده 30 بار در 26 پست

blank.gif


امتیاز: 616
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 9 اسفند 1386 - 14:15    عنوان:  ایران در نظر بهائیان پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

ایران در نظر بهائیان




شايد بعضي از دوستان عزيز چنان گمان كنند كه بهائيان، چون ديدگاهي جهاني دارند و به وحدت عالم انساني مي‌انديشند، توجهي به ايران ندارند و جهان دوستي آنان به معني عدم وطن‌دوستي ايشان است. براي رفع اين شبهه لازم است در پايان اين مقال ديدگاه بهائيان در موردوطن دوستي به طور كلي، ونيز در مورد كشور ايران به طورخاصّ، بيان گردد تا معلوم شود كه بهائيان دوستداران راستين كشور و ملت ايرانند.(1)

دربارهء ديدگاه بديع و جديد بهائيان راجع به وطن دوستي به طور كلي، حضرت بهاءالله ازجمله در يكي از آثارشان به نام لوح دنيا مي فرمايند: " ازقبل فرموده اند،«حبّ الوطن من الايمان»[دوستي وطن از ايمان است]، و لسان عظمت[حضرت بهاءالله] در يوم ظهور فرموده،: «لَيسَ الفَخر لِمَن يُحِبُّ الوطن بَل لِمَن يُحِبُّ العالم»[فخر و مباهات برای کسی نیست که وطن را دوست میدارد، بلکه برای کسی است که جهان رادوست میدارد]. به اين كلمات عاليات، طيور افئده را پرواز جديد آموخت و تحديد و تقليد را از كتاب محونمود". طبق اين هدايت جديد الهي براي عصر بلوغ عالم، هر انساني بايد علاوه بر دوستي وطن كه امري طبيعي است، كل عالم انساني را نيز دوست بدارد؛ همچنان كه صِرف دوست داشتن فرزندان خود فخري ندارد، بلكه علاوه برآن، دوست داشتن فرزندان ديگران است كه موجب فخر و اتحاد اهل عالم است. و در مورد وفاداري نسبت به وطن، حضرت عبدالبهاء مي فرمايند:« هر ذلتي را تحمّل توان نمود مگر خيانت به وطن و هر گناهي قابل عفو و ومغفرت است مگر هتك ناموس دولت و مضرّت ملّت»( گلزار تعاليم بهايي، ص 45).

اما دربارهء ديدگاه خاصّ بهائيان راجع به ايران بايد بيان كرد كه، مافوق شكوه گذشتهء آن كه مديون پيامبراني است همچون حضرت زرتشت، و شاهاني همچون كورُش وداريوش، و دانشمندان و بزرگاني همچون مولانا جلال الدين رومي و حافظ شيرازي و ابن سينا و زكرياي رازي، و ملتي كه به فرمودهء حضرت بهاءالله در لوح دنيا، "مشارق رحمت ومطالع شفقت ومحبت" بوده اند و "به نور خِرَد ودانش" منوّر و مزيّن، دراين دور وعصر، به واسطهء آشكار شدن آئين جديد در اين سرزمين، شكوه وجلالي بي نظير و بي همتا براي آن مقدّر شده است كه آوازهء آن را ابدي خواهد نمود.حضرت عبدالبهاء در اين مورد مي فرمايند: "پروردگار عالميان محض فضل واحسان، هيكل ايران رابه خلعتي مفتخر فرموده و ايرانيان راتاجي برسرنهاده كه جواهر ِ زواهرش، بر قرون و اعصار بتابد و آن ظهور اين امر بديع است...مشيت الهيه تعلق گرفته وقوهء معنويه در ايران نبعان نموده. هذا امرٌ محتوم و وعدٌ غير مكذوب" (پيام ملكوت،ص112).

آري! ايران زادگاه ديانت بابي و بهائي است. حضرت باب در شيراز متولد شدند و در همين شهر اظهار امر فرمودند؛ مدتي در بوشهر به تجارت اشتغال داشتند؛ از شهرهاي مختلف ايران از جنوب تا شمال غربي، مانند اصفهان و كاشان و اروميه، عبور كردند تا در ماكو و بعد در چهريق در آذربايجان زنداني شدند و بالاخره در تبريز به شهادت رسيدند. منزل ايشان در شيراز (كه بعد از انقلاب ايران به دست دشمنان تخريب شد، اما نقشه‌هاي دقيق آن موجود است و در آينده به همان شكل اوليه بنا خواهد شد) يكي از دو محل حجّ است كه همهء بهائيان از سرتاسر جهان بايد به زيارت آن بشتابند.

حضرت بهاءالله از اهالي نور مازندران بودند كه در طهران متولد شدند. براي تبليغ ديانت بابي به بسياري از نقاط ايران از شرق تا غرب كشور، سفر كردند و در زندان سياه‌چال طهران بود كه وحي الهي براي اولين بار بر ايشان نازل شد.

مؤمنين اوليه و شهداي اين امر همه ايراني بودند. بيست هزار شهيد در سراسر خاك پهناور ايران جان خود را در راه اين امر مقدّس فدا كردند و با خون پاك خود زمين آن را رنگين ساختند. نور الهي از اين سرزمين درخشيد و تمام جهان را روشن نمود.

به اين دليل است كه كشور ايران در نظر تمام بهائيان جهان مقدّس است و در جاي‌جاي آن اماكن متبركه‌اي قرار دارد كه همهء بهائيان آرزومند زيارت آنند. حضرت عبدالبهاء كه خودشان در ايران متولد شدند، اما هنگام تبعيد از آن فقط 9 سال داشتند و هرگز نتوانستند به اين كشور مراجعت كنند، مي‌فرمايند: «حضرت بهاءالله و حضرت باب هر دو ايرانی بودند و بيست هزار ايرانی در اين سبيل جانفشانی نمودند و من نيز ايرانی هستم حتّی با وجود اينکه شصت سال است از ايران خارج شده ام هنوز راضی به آن نگشته ام که عادات جزئيّهء ايرانی ترک شود. بهائيان ايران را ميپرستند.»(2)

همچنين در مورد مقام ايران در نظر بهائيان مي‌فرمايند: «بهائيان چنان ايران را در انظار جلوه داده اند که امروز جمّ غفيری از اقاليم سبعه پرستش ايران مي‌نمايند، زيرا شمس حقيقت از آن افق طلوع نموده و وطن مقدّس حضرت بهاءالله است. ملاحظه کنيد که چه موهبتی حضرت يزدان در حقّ ايران و ايرانيان فرموده.»(3)

ديانت بهائي از آنجا كه در ايران ظاهر شده است با فرهنگ ايران عجين است. بيشتر آثار الهي در اين دور به زبان فارسي نازل شده است. به همين دليل اكنون بسياري از بهائيان عالم زبان فارسي مي‌آموزند تا بتوانند كلام الهي را به زبان نزولي آن مطالعه كنند. حضرت عبدالبهاء به يكي از بهائيان غربي مي‌فرمايند: «ای منجذب به نفحات، تا توانی همّت نما که زبان پارسی بياموزی زيرا اين لسان عنقريب در جميع عالم تقديس خواهد گشت و در نشر نفحات الله و اعلاء کلمه الله و استنباط معانی آيات الله مدخل عظيم دارد. اميدوارم که به تحصيل اين لسان موفّق بر هدايت جمّ غفيری شوی.»(4)

آثار بهائي از اشعار و ضرب‌المثل‌ها و اصطلاحات رايج در ادبيات فارسي سرشار است و فرهنگ ايران از اين طريق به سراسر عالم راه مي‌يابد. تقويم بهائي تقويم شمسي است، سال بهائي با اول فروردين آغاز مي‌شود و همهء بهائيان در سرتاسر عالم، نوروز ، اين عيد باستاني را جشن مي‌گيرند.

ايران جدا از ارتباطي كه با ديانت بهائي دارد نيز كشوري با عظمت است. حضرت عبدالبهاء در رسالهءمدنيه، كه مخزن بيانات ايشان در مورد تجديد حيات ايران است، در مورد تاريخ ايران مي‌فرمايند: «در ازمنهء سابقه مملکت ايران به‌منزلهء قلب عالم و چون شمع افروخته بين انجمن آفاق منوّر بود . عزّت و سعادتش چون صبح صادق از افق کائنات طالع و نور جهان افروز معارفش در اقطار مشارق و مغارب منتشر و ساطع. آوازهء جهان گيری تاجداران ايران حتّی به سمع مجاورين دايرهء قطبيّه رسيده و صيت سَطوَت مَلِکُ الملوکش ملوک يونان و رومان را خاضع و خاشع نموده بود. حکمت حکومتش حکمای اعظم عالم را متحيّر ساخته و قوانين سياسيّه‌اش دستور العمل کلّ ملوک قطعات اربعهء عالم گشته. ملّت ايران مابين ملل عالم به عنوان جهانگيری ممتاز و به صفت ممدوحهء تمدّن و معارف سرافراز. در قطب عالم مرکز علوم و فنون جليله بود و منبع صنايع و بدايع عظيمه و معدن فضائل و خصائل حميدهء انسانيّه. دانش و هوش افراد اين ملّت باهره حيرت بخش عقول جهانيان بود و فطانت و ذکاوت عموم اين طايفهء جليله مغبوط عموم عالميان. گذشته از آنچه در تواريخ فارسيّه مندرج و مندمجست در اسفار تورات که اليوم نزد کلّ ملل اروپا مِن دونِ تحريف، کتاب مقدّس ِمسلّم است مذکور که در زمان کورش که در کتب فارسيّه به بهمن بن اسفنديار موسوم حکومت ايران از حدود داخليّهء هند و چين تا اقصی بلاد يمن و حبشه که منقسم به سيصد و شصت اقليم بود حکمرانی مي‌نمود. و در تواريخ رومان مذکور که اين پادشاه غيور با لشکر بی پايان بنيان حکومت رومان را که به جهانگيری مشهور بود با خاک يکسان نموده زلزله در ارکان جميع حکومت عالم انداخت و نظر به تاريخ ابی الفدا که از تواريخ معتبرهء عربی است اقاليم سبعهء عالم را در قبضهء تصرّف آورد. و همچنين در آن تاريخ و غيره مذکور که از ملوک پيشداديان، فريدون که فی الحقيقه به کمالات ذاتيّه و حِکَم و معارف کلّيّه و فتوحات متعدّدهء متتابعه فريد ملوک سَلَف و خَلَف بود اقاليم سبعه را مابين اولاد ثلاثهء خود تقسيم فرمود. خلاصه از مفاد تواريخ ملل مشهوره مشهود و مثبوتست که نخستين حکومتی که در عالم تأسيس شده و اعظم سلطنتی که بين ملل تشکيل گشته تخت حکمرانی و ديهيم جهانبانی ايرانست.»(5)

همچنين در مورد ملت ايران و وضعيت جغرافيايي آن مي‌فرمايند: «همچو گمان نرود که اهالی ايران در ذکاء خلقی و فطانت و دهاء جبلّی و ادراک و شعور فطری و عقل و نُهی و دانش و استعداد طبيعی از مادون دون و پست‌ترند استغفر اللّه بلکه در قوای فطريّه سبقت بر کلّ قبائل و طوائف داشته و دارند و همچنين مملکت ايران به‌حسب اعتدال و مواقع طبيعيّه و محاسن جغرافيا و قوّهء انباتيّه منتهی درجهء تحسين را داشته»(6)

شايد بسياري از افراد با توجه به ذلت و عقب‌ماندگي ايران در دويست سال گذشته اميدي به آيندهء روشني براي اين كشور نداشته باشند، اما، با توجه به آنچه ذكر شد، آيندهء ايران از نظر بهائيان بسيار روشن و درخشان است و تنها اندكي همت و غيرت و سعي و كوشش لازم است تا اين كشور به عظمت ديرينهء خود، بلكه به جايگاهي اعظم از آن دست يابد. حضرت عبدالبهاء در رسالهء مدنيه به مردم ايران و اولياي امور كشور توصيه فرمودند كه «از تقليد نفوس متوهّمه بپرهيزند، تغيير و تحوّل اساسي در طرز تفكّر و رفتار فردي و اجتماعي را لازم شمرند، به فكر بزرگواري و عزّت خود بين ملل و طوايف عالم باشند و با وجداني آگاه و تمسّك به خشية‌الله دست به دست هم داده احتياجات مملكت را دريابند و منافع شخصي را فداي مصالح عامه نمايند.» «حضرتش به خوانندگان آن رسالهء مباركه توصيه فرمود كه در بررسي مسألهء تجدّد ناظر به باطن امور باشند. جوهر كلام مبارك آنكه عامل اصلي پيشرفت تمدّن انساني در طي قرون و اعصار قواي فعّالهء مُقَـــلّبهء عقل و دانش بوده و هست.»(7)

به اين ترتيب به اعتقاد بهائيان آباداني ايران بيش از هرچيز در گرو آن است كه ايرانيان اولاً دست از تقليد، چه تقليد از غربيان باشد، چه تقليد از علماي ديني، بردارند و از عقل خود استفاده كنند؛ دوم در راه خير عموم از منافع شخصي خود صرف نظر نمايند و براي سازندگي مملكت با هم متحد شوند؛ سوم اينكه به جاي توجه به امور ظاهري و بي‌اهميت غرب به آنچه اصل و اساس تمدّن است، يعني علم، روي آورند.

بهائيان بر اين باورند كه ايرانيان اين گام مهم را برخواهندداشت، زيرا در آثار مقدّسهء بهائي بشارات فراواني دربارهء آيندهء ايران وجود دارد كه اين گفتار را با ذكر چند بيان از حضرت عبدالبهاء در اين مورد به پايان مي‌بريم:


«عنقريب ملاحظه خواهد شد که دولت وطنی جمال مبارک در جميع بسيط زمين محترم ترين حکومات خواهد گشت. اِنّ فی ذلک عبرةً للنّاظرين و ايران معمورترين بُقاع عالم خواهد شد اِنّ هذا لَفَضلٌ عَظيم.»(8)


«بهاءالله ايران را روشن نموده و در انظار عمومی عالم محترم نمايد و ايران چنان ترقّی نمايد که محسود و مغبوط شرق و غرب گردد.»(9)


«ايران مركز انوار گردد. اين خاك، تابناك شود و اين كشور، منوّر گردد و اين بي نام و نشان، شهير آفاق شود و اين محروم، محرم آرزو و آمال و اين بي بهره و نصيب فيض موفور يابد و امتياز جويد و سرفراز گردد.»(10)


«افق ايران از پرتو مَهِ آسمان، روشن و منير گردد. عنقريب، آفتاب عالم بالا چنان بدرخشد كه آن اقليم اوج اثير گردد و به جميع جهان پرتو اندازد و عزّت ابديهء پيشينيان دوباره چنان ظهور نمايد كه ديده‌ها خيره وحيران گردد.»(11)


و درمناجاتي چنين دعا مي فرمايند:


به نام يزدان مهربان
پاك يزدانا، خاك ايران را از آغاز مشكبيز فرمودي و شورانگيز و دانش خيز و گوهر ريز؛ از خاورش همواره خورشيدت نور افشان، و در باخترش، ماه تابان نمايان؛ كشورش مهرپرور و دشتِ بهشت آسايش پر گل و گياه جانپرور وكهسارش پراز ميوهء تازه و تر و چمنزارش رشكِ باغ ِ بهشت؛ هوشش پيغام سروش، وجوشش چون درياي ژرف پرخروش. روزگاري بود كه آتشِ دانشش خاموش شد و اختر بزرگواريش پنهان در زير روپوش؛ باد بهارش خزان شد و گلزار دلربايش خارزار؛ چشمهء شيرينش شور گشت و بزرگان نازنينش آواره و دربه در ِهر كشور دور؛ پرتُــــوَش تاريك شد و رودش آب باريك؛ تا آنكه درياي بخششت به جوش آمد و آفتاب دهش دردميد؛ بهار تازه رسيد و باد جانپرور وزيد و ابر بهمن باريد، پرتو آن مهر ِمهرپرور تابيد، كشور بجنبيد و خاكدان، گلستان شد و خاك سياه، رشك بوستان گشت؛ جهان جهاني تازه شد و آوازه بلندگشت؛ دشت وكهسار، سبز و خرّم شد و مرغان چمن به ترانه وآهنگ همدم شدند. هنگام شادماني است، پيغام آسماني است، بنگاه جاوداني است، بيدارشو، بيدارشو!

اي پروردگار بزرگوار، حال، انجمني فراهم شده وگروهي همداستان گشته كه به جان بكوشند تا از آن باران بخششت بهره اي به ياران دهند و كودكان خورد را به نيروي پرورشت درآغوش هوشْ پرورده، رشكِ دانشمندان نمايند؛ آئين آسماني بياموزند و بخشش يزداني آشكار كنند. پس اي پروردگار مهربان، تو پشت وپناه باش و نيروي بازو بخش، تا به آرزوي خويش رسند و از كم و بيش درگذرند وآن مرز و بوم راچون نمونهء جهان بالا بنمايند
.(12)



---------------------

مآخذ:
1- این حقیقتی است که بسیاری ازناظرین امور به آن شهادت داده اند؛ ازجمله مارتیروس خان، رئیس قزاقخانهء ایران، دیپلمه از دانشکدهء زبانهای شرقی لازاروفسکیِ مسکو، که در زمان ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه درایران به سر می برده است؛ در یادداشتهای خودچنین می نویسد:" ازتمام جنبش هائی که از چند سال به این طرف در ایران ایجاد گردیده، مذهب بابی و بهائی پاک تر و مهم تر از همه می باشد؛ زیرا مقاصد سیاسی دربین پیروان این دین درکار نیست وآنها ازصمیم قلب وخلوص نیت برای اصلاح حال کشور می کوشند."
2- پیام ملکوت، ص113
3- پیام ملکوت، 114
4- پیام ملکوت، 114
5- رسالهءمدنیه، ص10- 8
6- رسالهءمدنیه، ص12
7- بیت العدل اعظم، پیام 26نوامبر2003 خطاب به بهائیان ایران
8- پیام ملکوت، ص116
9- پیام ملکوت، ص117
10- پیام 26نوامبر2003
11- پیام 26نوامبر2003
12- مجموعهءمناجاتهای حضرت عبدالبهاء، چاپ آلمان، صص492- 490

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger
نمایش پستها:   
این بخش قفل شده است و شما نمی توانید در آن پست، پاسخگویی، یا حذف انجام دهید.   این موضوع قفل شده است و شما نمی توانید آن را ویرایش کرده و یا به آن پاسخ دهید.      Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

آخرين تيترهاي خبري آخرين تيترهاي انجمن ها نقشه سايت آمار

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت مربوط به www.Newsaqar.info می باشد و هرگو نه کپی برداری از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع بلامانع است.