جمعه 1 آذر 1387   
www.newsaqar.com :: مشاهده موضوع - نسبت جامعه بهایی با تغییرات جامعه مدرن در ایران
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست www.newsaqar.com » فعالیتهای اجتماعی

این بخش قفل شده است و شما نمی توانید در آن پست، پاسخگویی، یا حذف انجام دهید.   این موضوع قفل شده است و شما نمی توانید آن را ویرایش کرده و یا به آن پاسخ دهید.      Printer-friendly version
نسبت جامعه بهایی با تغییرات جامعه مدرن در ایران

مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
Spring
مدیر بخش گفتگو
مدیر بخش گفتگو


عضو شده در: 15 خرداد 1386
پست: 499

تشکر: 10
تشکر شده 30 بار در 26 پست

blank.gif


امتیاز: 616
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 29 بهمن 1386 - 19:11    عنوان:  نسبت جامعه بهایی با تغییرات جامع پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

نسبت جامعه بهایی با تغییرات جامعه مدرن در ایران



تورج امینی

17/7/1386


نه تنها کسانی از مردم ایران که تعصب دینی ندارند و به همگان احترام می گذارند ، بلکه همه کسانی که مخالف آیین بهایی هستند ، از تغییراتی که بهاییان در ایران به وجود آورده اند ، بهره می برند و استفاده می کنند. منتها اعضای گروه اول اگر تشکری از جامعه بهایی بر زبان نمی رانند ، لااقل از بهاییان بدگویی نیز نمی کنند ، اما افراد گروه دوم مصداق کامل نمک ناشناسی اند.

مثلا جامعه بهایی اولین جامعه ای است که در ایران بحث حکومت پارلمانی را به عنوان یک روش اداره سیاسی پیشنهاد کرد و با تبلیغات دینی و اجتماعی خود در این راه گام برداشت. بهاءالله در نامه ای که در حدود سال 1283 هجری قمری به ملکه انگلستان نوشت ، از نوع حکومت پارلمانی انگلستان تمجید به عمل آورد و طبیعتا در فرهنگ آیین بهایی از دوره حکومت ناصرالدین شاه مستبد به بعد ، حتی کودکان سبق خوان بهایی در منازل خودشان که الواح بهاءالله خوانده می شد ، گوششان پر از این گونه جملات و پیشنهادات بود و درمی یافتند که باید در راه تغییر ساختار اجتماعی ، فعالیت فرهنگی کرد و البته این کار را نیز می کردند. فریدون آدمیت که بزرگترین متخصص کوچه علی چپ در مشروطه شناسی است ، نوشت که کار فرهنگی انقلاب مشروطه متعلق به طبقه دبیران بود. ولی آدمیت بقیه مطلب را درز گرفت. البته می دانیم و چنان که یحیی دولت آبادی نیز در خاطراتش اشاره کرده است ، در آن زمان بهاییان زیادی در ادارت دولتی اشتغال داشتند که همان طبقه دبیران بودند! اما وقتی مجلس برپا شد ، آنها که نمک ناشناس بودند ، به جای این که بیایند از بهاییان تقدیر کنند و طبق ادعای خودشان به تمام ایرانیان حقوق مساوی اعطا کنند ، کلیه قوانین را طوری تنظیم کردند که بهاییان هیچ گونه مجالی برای پیشرفت اجتماعی نداشته باشند.

البته من می دانم که بسیاری از مورخان ایرانی با خواندن پاراگراف بالا ، بالا خواهند پرید و خواهند گفت که میرزا تقی خان امیرکبیر "در خیال کنسطیطوسیون" بود! بنده به راحتی عرض می کنم که این ادعای خیالی بسیار خدشه پذیر است ، به دو دلیل: 1: تمام نامه ها و مکاتباتی که از امیرکبیر به ناصرالدین شاه منتشر گشته ، حاکی از این است که در عملکرد سیاسی امیرکبیر ، اگر چه اصلاحات اداری/ سیاسی رکن مهمی بوده ، اما هیچ گونه روزنی وجود ندارد تا ما از آن جا نشانه ای از حکومت پارلمانی در اندیشه امیرکبیر به چشممان بیاید. بالاخره اگر امیرکبیر "خیال کنسطیطوسیون" داشت ، می بایست یک حرکتی هم در این باره کرده باشد. 2: این حرف را میرزا یعقوب خان ارمنی ( پدر میرزا ملکم خان ) در یکی از رسالات خود به امیرکبیر نسبت داده است و این موضوع هم عبرت انگیز است ؛ چرا که اولا: در کشور ایران که 98 درصد مردمش مسلمان بوده اند ، چرا امیرکبیر باید در زمانی که معزول شده است ، بیاید به میرزا یعقوب خان ارمنی ( که از همان زمان تا به حال شایعه روسوفیل بودنش بر سر زبان ها است ) بگوید که خیال حکومت پارلمانی داشته است؟ یعنی کدام عقل سلیم قبول می کند که در جامعه ای که یک مسلمان پیدا نمی شد تا امیرکبیر درد دلش را به او بگوید ، او اصلا می توانست کنسطیطوسیون کند؟! ثانیا: آقا میرزا یعقوب خان این حرف را اواخر دهه 1290 هجری قمری و وقتی از ایران بیرونش کرده بودند ، به ناصرالدین شاه نوشت ( یعنی حدود 15 سال بعد از نامه بهاءالله به ملکه انگلیس ) و به خوبی می توان فهمید که او حرف خودش را در دهان امیرکبیر گذاشته است. بگذریم.

وقتی در جامعه ای مثل جامعه بهایی بحث تحول ، ریشه ای و ذاتا در فرهنگ باشد ، طبیعی است که خیلی از مصادیق تمدن جدید در ایران را یا بهاییان آورده و یا این که در انتشار فکرش دخالت داشته باشند. به عنوان نمونه می توان به ارباب کیخسرو سفیدوش اشاره نمود که در نقاط مختلف ایران کارخانه برق احداث کرد. اما همین ارباب کیخسرو که در دهه 1320 ، پس از این که در کاشان خدماتش را سامان داد و به نطنز رفت ، در آن جا به جای این که از او تشکر کنند و ممنونش باشند ، به آزار بچه هایش پرداختند و شخصی به نام حمیدی هر روز آنان را در راه مدرسه سنگ یا کتک می زد و کسی هم جلودارش نبود!

حبیب ثابت نیز که در ایران تأسیسات مهمی برای رفاه حال مردم به راه انداخت از زمره کسانی است که یکی از خدماتش به جای آن که برای بهاییان ارمغان تشکر و امتنان را به همراه داشته باشد ، وسیله ای شده است تا با آن علیه بهاییان فعالیت کنند. این وسیله هم چیزی نیست جز دستگاه تلویزیون. جالب آن که گر چه اداره تلویزیون در ابتدا در اختیار خود ثابت بود ، اما در آن جا هیچ گونه تبلیغی برای آیین بهایی صورت نمی گرفت. با این وجود مردمان ضد بهایی و علمای آن دوره آن قدر به ساواک و شاه فشار آوردند تا آن که دولت پهلوی در زمان امیرعباس هویدا! تلویزیون را از حبیب ثابت خرید و آن را ملی اعلام کرد. بخشی از اسناد این فشار آوردن ها در کتاب ظهور و سقوط سلطنت پهلوی ( برساخته دست آقا میرزا عبدالله خان شهبازی ) آمده است. مثلا دفتر روابط عمومی ساواک در تاریخ 24/11/1343 به ریاست ساواک نامه ای نوشته است که مورخان امروزی ایران که کج اندیش اند و معتقدند ساواک با بهاییان آبگوشت می خورد ، باید چند بار این نامه را بخوانند تا شاید ذهنشان صاف و سالم شود:


" آقای هویدا مراتبی از وضعیت حاضره روحانیون پرسش [نمود] که به معظم له پاسخ داده شد: در حال حاضر وضعیت از هر حیث رضایت بخش و کمال آرامش برقرار می باشد. لیکن در باطن مخالفین ساکت ننشسته و به انواع و اقسام سمپاشی ها مشغول. کما این که جناب عالی را به مردم بهایی معرفی می نمایند [...] از این رو یک عده روحانی و وعاظ موافق ، اظهار نظر می نمایند با توجه به این که می دانیم آقای هویدا بهایی نیستند ، ولی برای خنثی کردن اقدام و اظهارات مخالفین خیلی به جا است که آقای نخست وزیر مراتب زیر را به تواتر اجرا نمایند: [...] 3- تلویزیون که منبع مهم تبلیغات می باشد و به وسیله یک عده بهایی اداره می شود ، از ید آنها خارج و به وسیله اداره تبلیغات وزارت اطلاعات و کارمندان غیر بهایی اداره شود. 4- از نزدیکی با بهاییان و استخدام آنها در وزارتخانه ها خودداری نمایند ، کما این که انتصاب آقای مبشر ( معاون ثابت پاسال و رییس تلویزیون ) در وزارت فرهنگ به سمت مدیر کلی یکی از اشتباهات منصور بود [...] ".( جلد دوم ، ص 388 )


البته لازم است که ذکر کنم پس از این که تلویزیون از دست مسؤول بهایی اش خارج گشت ، کم کم پای آوازه خوانان ، مطربان ، رقاصه ها و .... هم به تلویزیون باز شد! بعد هم که انقلاب شد ، به جای این که از متولیان بهایی در آوردن تلویزیون به ایران تشکر کنند ، این نهاد تبلیغاتی را تبدیل کرده اند به این که مثلا یک استاد بی آبرو به نام رحیم پور ازغدی بیاید و در تلویزیون علیه بهاییان لیچار بر هم ببافد!

مثال در باره نسبت بهاییان و اسباب مدرنیته در ایران زیاد است اما می خواهم نمونه آخر را به یک موضوع جالب اختصاص بدهم و آن گزیده ای از اقداماتی است که بهاییان برای ساختن حمام دوش در ایران صورت داده اند. نسل قبل از ما ، یعنی کسانی که 60 سال بیشتر از عمرشان گذشته است ، به خوبی حمام های خزینه را به یاد می آورند. مکعبی پر از آب کثیف ، مملو از انواع میکروب و مشحون از آدم هایی که گمان می کردند که آمده اند حمام تا نظیف و تمیز شوند! بهاءالله در همان سال هایی که حکومت پارلمانی را برای تغییر رژیم ایران پیشنهاد کرد ، در کتاب اقدس به بهاییان دستور داد که به "حمامات عجم" نزدیک نشوند:


" ایاکم أن تقربوا خزائن حمامات العجم. من قصدها ، وجد رائحتها المنتنة قبل وروده فیها. تجنبوا یا قوم و لا تکونن من الصاغرین. إنه یشبه بالصدید و الغسلین إن انتم من العارفین [...] إنا أردنا أن نراکم مظاهر الفردوس فی الارض لیتضوع منکم ما تفرح به افئدة المقربین ".( آیات 257 تا 259. مضمون به فارسی: برحذر باشید از این که به خزینه حمام های ایرانی نزدیک شوید. کسی که قصد آن جا را می کند ، استشمام می نماید بوی بد آن را قبل از ورود. اجتناب کنید ای قوم و از زمره انسان های پست مباشید. همانا آب خزینه به زخم و چرک شبیه است ، اگر از دانایان هستید. به درستی ما اراده کرده ایم که ببینیم شما را مظاهر بهشت بر روی زمین تا از شما بوزد آن چه که قلوب مقربین را شاد می کند)


بسیار طبیعی است وقتی که بهاءالله از طرفی به بهاییان می گوید از رفتن به حمام خزینه پرهیز کنند و از طرف دیگر از آنان بخواهد که مظاهر فردوس باشند ، بهاییان به فکر چاره بیفتند و در اندیشه و جلسات خود برای تغییر دادن وضعیت نابهنجار حمام های خزینه تلاش و همفکری نمایند.

نتیجه این تلاش و هم اندیشی این بود که اولین حمام دوش در ایران و در شهر آباده توسط یک دکتر بهایی ساخته شد و به تبع آن در اطراف آباده ، مناطقی که بهاییان ساکن بودند ، حمام های دوش مثل قارچ از زمین رویید. این ایده به اطراف اصفهان و سایر نقاط ایران سرایت کرد و تقریبا در اکثر نقاط بهایی نشین ، بهاییان به خرج خودشان ، زمین هایی تهیه نموده و ساختمان حمام های جدید را بنا نهادند.

از مدت ها قبل از این که بهاییان حمام دوش بسازند ، به واسطه این که خلق ایران بهاییان را نجس می شماردند ، حمام رفتن بهاییان دچار اشکال بود و بسیاری از آنان در منازل خود گوشه ای را تعبیه کرده بودند و به سختی به شست و شوی خود می پرداختند. من خود با این که متعلق به دوران مدرنیزاسیون محمد رضاشاهی! ( البته در ادامه مدرنیزاسیون رضاشاهی! ) هستم ، اما در خاطرات سه چهار سالگی خود ، گوشه ای از یکی از دالان های خانه روستایی مان را به یاد می آورم. از سقف پارچه آویزان می کردند ، حمام موقت می ساختند ، خصوصا در زمستان به سختی آب گرم فراهم می نمودند و ما را می شستند. از این قیاس می توان دوران قاجار و دشواری حمام رفتن بهاییان را درک کرد. راه ندان بهاییان به حمام عمومی ( حتی زمانی که حمام های عمومی هم دوش شد ) یکی از رایج ترین تضییقاتی است که در تمام نقاط ایران و در هر سال و ماه برای بهاییان به وجود آمده است و حتی تا سال های اخیر نیز ادامه داشته است.

البته حمام دوش ساختن برای بهاییان به این سادگی ها نبود. این کار در مناطقی امکان پذیر بود که یا بهاییان دارای قدرت اقتصادی بودند ، یا در سمت اربابی زندگی می کردند ، یا تعدادشان زیاد بود و یا این که مالکان مسلمان با آنان روابط حسنه داشتند. مثلا زمانی که در شهرضای اصفهان برای حمام رفتن بهاییان مسأله درست کردند ، علی رضا خان کیان که مسلمان و مالک با نفوذی بود ، قطعه زمینی از املاک خود را به بهاییان داد و بهاییان هم بنا به فرهنگ اعتقادی خودشان در آن جا حمام دوش ساختند.

در آباده نیز چنین بود. در زمانی که مرحوم سراج الحکما اولین حمام دوش را در ایران ساخت ، بهاییان در آن منطقه مالکیت و قدرت اقتصادی داشتند. در اواخر دوره قاجار جنگ جهانی اول و سپس دعواهای داخلی که مردمان را به خودشان مشغول نموده بود ، به بهاییان مجال اندکی داد که کارهای اجتماعی/ فرهنگی و اقتصادی بکنند و یکی از این کارها ترویج حمام دوش بود. البته انصافا باید در این راه از مردم متعصب قدردانی کرد. آنها اگر به بهاییان فشار نمی آوردند و سخت نمی گرفتند ، شاید بهاییان به این صرافت نمی افتادند که بروند و خودشان یک فکری به حال خودشان بکنند!

اما از آن جا که فرهنگ جاهلی ، مبنا و معیار ندارد و جهالت هر روزی خودش را به شکلی عیان می نماید ، بدشانسی بهاییان به این منحصر نمی شد که از حمام رفتن منعشان می کردند. مشکل مثلا این بود که در همان شهرضای سابق الذکر ، بعد از این که بهاییان حمام دوش ساختند ، ابتدا مسلمانانی که متعصب نبودند به این حمام آمدند و کم کم پای دیگران هم به این حمام باز شد و کار به جایی رسید که عوام و اوباش در یک هیجان عمومی از آمدن بهاییان به حمام دوش مزبور ممانعت به عمل آوردند و یکی دو نفری هم که داخل بودند ، کتک زدند و بیرون کردند! از این جالب تر اتفاقی بود که در اطراف آباده افتاد.

وقتی که قدرت های بزرگ دنیا عذر رضاشاه را خواستند و او را وادار به استعفا کردند ، محیط مذهبی ایران دگرگون شد و متعصبین مذهبی قدرت فائقه به دست آوردند. به تبع این قدرت یابی ، بهایی ستیزی نیز رواج و اوج گرفت و آزار بهاییان در تمام نقاط ایران رو به فزونی نهاد. چنان که پیش از این نوشتم ، یکی از مصادیق تضییقات برای بهاییان مسأله حمام بود. در بسیاری از مناطق از دهه 1320 به بعد ، مردمان متعصب و جاهل حمام های دوش بهاییان را خراب کردند و بهانه آنها هم جالب بود. جملات پایانی این مقال را به گزارشی که محفل روحانی شیراز به نخست وزیر وقت ( ابراهیم حکیمی ) نوشته و حاوی این بهانه است ، اختصاص می دهم.

بخوانیم و ببینیم آیا می توان باور کرد که پس از آن همه زورهایی که رضاشاه برای مدرنیزاسیون زد ، در زمستان سال 1326 ، در یک روستا مردمان جاهل با جامعه بهایی چه کرده اند؟ مردمانی که امروزه فرزندانشان اگر در منازلشان حمام دوش نباشد ، زندگی برایشان غیر قابل تحمل می شود. انصاف بسیار چیز خوبی است:

" [...] متأسفانه بعضی از مقامات مسؤول آن طوری که شایسته و سزاوار بود ، ترتیب اثر نداده و متدرجا آتش تحریکات مفسدین به جمیع نقاط فارس سرایت نمود. به این معنی که در چنارآباد عده[ای] از اهالی به عنوان این که حمام دوش منافی با اصول عقاید اسلامی است ، هجوم نموده ، حمام مزبور را که در چند سال قبل بر حسب دستور فرماندار ، یکی از بهاییان محل جهت آسایش و استفاده عمومی با خرج خود ساخته بود ، خراب و ویران نمودند [...] ".

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger
نمایش پستها:   
این بخش قفل شده است و شما نمی توانید در آن پست، پاسخگویی، یا حذف انجام دهید.   این موضوع قفل شده است و شما نمی توانید آن را ویرایش کرده و یا به آن پاسخ دهید.      Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

آخرين تيترهاي خبري آخرين تيترهاي انجمن ها نقشه سايت آمار

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت مربوط به www.Newsaqar.info می باشد و هرگو نه کپی برداری از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع بلامانع است.