صعود و سقوط اسلام
ديانت اسلا م در اوايل ظهور نور محمدي، با روح دوستي، برادري، بردباري و صبر و شكيبائي و عدالت همراه بود. حضرت رسول اكرم بر حقايق همه اديان گذشته تاكيد فرمودند. خودشان را هم در رديف يكي از همان فرستاده گان خدا قلمداد كردند. ايشان در قران مجيد ميفرمايند كه ما به همه فرستاده گان خداي بزرگ ايمان داريم. و بان چيزي ايمان داريم كه بوسيله ابراهيم، اسمائيل، اسحق، يعقوب، موسي و عيسي نازل شده است و ما فرقي بين انها نميگذاريم. بعد اضافه ميفرمايند كه حقايق كتب مقدس گذشته قبلي يعني توارت و انجيل را تاييد ميكنيم كه براي هدايت انسانها فرستاده شده اند. اثرات ديانت اسلام براي پيشرفت روحاني و علمي دنيا بقدري موثر بود كه اروپا را در حدود هفتصد و پنجاه سال تحت شعاع خود قرار داده بود. اين در حقيقت اعداد عربي بودند كه محاسبات رياضي را امكان پذير ساختند. از لحاظ علمي مثل طب ، شيمي و صنعت ساختمان ، دانشمندان اسلام سرامد همه بودند. فلا سفه مسلمان در دانشگاهاي ان زمان از نابغه هاي زمان خودشان بودند. اروپائيان براي تشكيل دانشگاها، داروخانه ها و كتاب خانه ها، از مسلمان سرمشق ميگرفتند. در ان زمان بيش از نود و پنج درصد از اروپائيان بيسواد بودند. كتاب در اروپا بقدري كمياب بود كه ان چند تا كتابي را كه در كليساها موجود بودند محكم بزنجير مي بستند. و اين در حالي بود كه اكثر مسلمانان ميتوانستند قران را بخوانند. اين پيشرفت سواد اموزي بحدي رسيده بود كه در كتابخانه شهر نجف در حدود چهل هزار كتاب موجود بود. در كشور هاي اسلامي خواندن و نوشتن براي خيلي ها عادي شده بود. مثلا كتابخانه شهر كوچك مراغه در حدود چهارصدهزار جلد و كتابخانه قاهره در حدود يك مليون و ششصد هزار جلد كتاب داشته است.
خيلي ها حتي كتابخانه شخصي داشتند. امير بخارا از يك طبيب خواهش كرده بود بسرزمينش بيايد و بعنوان طبيب دربار، در انجا اقامت كند. ان شخص طبيب فقط بيك دليل خواهش امير بخارا را رد كرد و گفت اين كار براي من ميسر نيست چون فقط براي حمل كتاب هايم نياز به چهار صد شتر دارم. تعداد كتابهاي يك كتابخانه شخص تحصيل كرده ان زمان، خيلي بيشتر از مجموع كتب موجوده در تمام اروپا بود. در حدود ششصد سال قبل كتابخانه طب دانشگاه پاريس داراي فقط يك جلد كتاب بود كه انرا هم يك دانشمند عرب نوشته بود. اثرات دانشمندان اسلام بر فرهنگ اروپائيان بقدري زياد بود كه يك سياح نوشته بود كه ما غربي ها ديگر همه شرقي شده ايم. جاي تعجب نيست كه هنوز كه هنوزه نقش دو نفر از مسلمانان دانشمند روي ديوار دانشكده طب پاريس ديده ميشوند. يكي "راضي" و ديگري "ابن سينا"است. چون در حدود هفت صد سال كتب اين دو نفر دانشمند مسلمان در اروپا تدريس ميشدند. طبابت انروز در جراحي پيشرفت زيادي كرده بود. يكي از مهمترين جمله اي كه از ان زمان تا حالا هنوز بيادگار مانده و هنوز بدانشجويان تعليم داده ميشود اينست كه ميگويد... يك طبيب بايد باهمان روحيه(روح) ئيكه دوستش را معالجه ميكند با همان(روح) روحيه هم باید دشمنش را معالجه كند...
در حدود هشتصد سال قبل خليف ال- وليد اولين بيمارستان را در اروپا ساخت و تعدادي طبيب براي معالجه مردم روانه انجا كرد. و اين در حالي بود كه فقط در شهر بغداد هثتصد و شصت طبيب مشغول خدمت بودند. در قران مجيد حضرت رسول اكرم بهمه امر ميفرمايند كه همه بايد دانش اندوزي كنند. حتي اين جمله را ما در قران كريم ميخوانيم:..ايا انهائي كه بعلم واردند و انهائي كه عالم نيستند مساوي هستند؟ اين زبان عربي كه الان رايج است در زمان قديم فقط در ميان يك قبيله كوچك حضرت محمد رايج بود. قبيله اي كه دائما با قبائل ديگر در نزاع بود. كار بجائي رسيد كه در انزمان زبان اين اقليت بكمك قدرت الهي زبان بين الملي شده بود. در اروپاي ان زمان امكان نداشت كسي ده يا بيست كيلومتر از محل اقامتش دور شود و مورد تعدي و تجاوز قرار نگيرد. اما در اسلام انروز از تركيه امروزي گرفته، ايران، وكشور هاي عربي تا اسپانيا مردم معمولي و يا تجار با كمال ازادي بين شهر ها و دهات رفت و امد ميكردند.
دانشمندان معتقد ند كه تمدن امروزه در دنيا بدون وجود دين اسلام قابل تصور نيست. عدالتي كه در دنياي اسلام رعايت ميشد در زمان خود بيمثال بود. مثلا در قرارداد صلح كه بين عمر و شهر اورشليم بسته شد ايمني و حفاظت همه مسيحيان و اماكن مقدسه انها ضمانت شدند. حتي ان مسيحياني كه از كشور هاي ديگر براي زيارت اماكن مقدسه خود بسر زمين اسلام ميامدند نتنها تحت حفاظت اسلام بودند بلكه از پرداخت هر گونه ماليات در طول اقامت شان معاف بودند. در اين قرارداد امده است هر كسي اين قرداد را زير پا گذارد پيمان خود باحضرت رسول اكرم را شكسته است. دوستان عزيز اينها را شرح ميدهم تا قدرت نفوذ كلمات حضرت رسول اكرم را بيان كنم كه چطور باعث پيشرفت علم در سراسر كشور هاي اسلامي شده بود.
حالا از اين نيروي خلاقه عظيم ديانت اسلام چه چيزي باقي مانده است. امت اسلام مثل گله (گوسفند) بود كه انحضرت چوپان اين گله الهي بودند. الان گله(الهي) بدون سرپرست مانده است. اين گله بزرگ، بگله هاي كوچكتر زيادي تقسيم شده است. هر كدام از اين گله كوچك يك چوپاني ديگر دارد. و هر چوپاني با ني خود يك ساز ديگري مينوازد. و هر چند وقتي اين چوپانها بهمديگر اعلام جهاد ميدهند. حالا چطور شد كه همين مسلماناني كه چه از لحاظ معنوي و چه از لحاظ مادي سرمشق دنياي انروز بودند در عرض چند صد سال، بياين عقب افتادگي و فلا كت رسيدند و از ان علم ديگر خبري نبود. موقعيكه حضرت بهاالله تعليم ، تربيت همگاني را اجباري اعلام كردند مسلمانان با طلسم و رمل اسطرلاب روزگار ميگذراندند. جهل و ناداني، او هام و خرافات حقيقت ديانت اسلام را احاطه كرده بود. اين مسلمانان ، اين پيشروان علم و دانش كه اروپا را با مشعل دانش روشن كرده بودند، بجان مدارسي افتادند كه بهائيان احداث كرده بودند. ميز و صندلي را ميشكستند و معلمان را دستگير ميكردند. اينها تعليم و تر بيت را ضد اسلامي ميدانستند. بيش از ٩٩ در صد ملت ايران را در بیسوادی نگه داشتند. چون كار هائي، مثل كارهاي دولتي ، بافراد تحصيل كرده و با سواد و باد تجربه احتياج داشت و ايرا ن فاقد انها بود، مستشاران خارجي را وارد ايران ميكردند. بدين ترتيب خارجيان زمام امور ايران را بدست گرفته و ايران را وابسته بكشور هاي ديگر كردند. پيشرفت علم در ايران دچار ركود شد. در عوض اروپائيان علم را به پيش بردند. انها از علم خودشان استفاده زيادي بردند. چون ايران قادر نبود ، انها معادني مثل نفت را از زمين ما در مياوردند و تقريا همه انر براي خودشان بر ميداشتند. ان روح همزيستي مسالمت اميز با ديگر انديشان كجا رفت؟ ديگر حق امت اديان ديگر حفظ نميشد. يهوديان نجس شدند و روز باراني اجازه بيرون امدن را نداشتند تا مسلمانان هم نجس نشوند. مسيحیان خواه نا خواه نجس بودند چون گوشت خوك ميخوردند.
بخد مت زرتشتيان كه قبلا رسيده بودند. خيلي ها را كشته و اواره كرده و باقي مانده انها را هم بكشور هندوستان فراري دادند. در طول تاريخ ، جنگهاي خانمان برانداز بيشماري، باسم و براي دفاع از اسلام، بين فرقه هاي مختلف اسلام بوقوع پيوست كه باعث بدبختي و عقب افتادگي هر جه بيشتر مسلمانان شد. بعبارت ديگر براي مسلمانان، داروي شفابخش قوانين اسلام، تبدل به سم مهلكي شد. براي حل این مشكلا ت مسلمانان فقط راه خشونت را انتخاب كردند كه هنوز هم ادامه دارد. چون خشونت هر گز نميتواند راه حلي باشد، حضرت بها الله هر نوع خشونتي را ممنوع اعلام كردند. با وجود اينهمه اذيت و ازار و كشت و كشتار ، بهائيان هرگز مقابله بمثل نكردند. چو ن امروزه انسان بمرحله اي از رشد فكري رسيده كه ديگر خشونت لايق مقام و سايسته او نيست. انسان ديروزي مثل بچه شيرخواري بود كه رشد كرده و بجاي شير خوردن بايد به غذائي كه مناسب رشد فكري اوست روي اورد و بجاي خشونت، مشكلات را با مشورت در محيطي صلح جويانه حل كند. اما افراد معتقد بخشونت از قبول ان خود داري كرده، و مثل بچه ئي كه از شير ميگيرنش، شروع بدست و پا زدن ميكنند.
بنابراين مقاومت، و دست و پا زدن و مخالفت روحانيون (در برابر طرز تفكر جهاني دين بهائي) را ، كه مدارس را ميبستند وتحصيل در مدارس را كفر ميدانستند و با رمل واسطرلاب تصميمات خودشان را ميگرفتند قابل توجيه است.
فهميدن قوانين و روش بر قراري صلح جهاني ديانت بهائي توسط روحانيون، بر مبناي طرز فكر خشونت اميز انها صورت ميگيرد. يعني طرز تفكر و فهميدن خودشان را محك قرار ميدهند. براي همين است كه انها قوانين ديانت بهائي و رفتار بهائیان را را بنحو ذيل ميمهمند:
وحدت عالم انساني = وطن فروشي
تساوي حقوق زن و مرد = بي بند و باري و هرزه گي بانوان
تحصيل براي دختران = بي عفتي دختران
باید متذ كر شد كه از تقريبا چهل و يا پنجاه سال تا حالا ديگر مدرسه رفتن دختران را زياد سخت نميگيرند.
ازادي بيان = هرزه گوئي ( بسته به مطالب بيان شده است، شدت مجازات از زندان تا اعدام(مثلا مرتد بودن) تغيرميكند
تشكيل جلسات بهائي = تشكيل جلسات براي از بين بردن ديانت اسلام.
براي همين است كه تشكيلات بهائيان در ايران را از بين بردند.
اهداي پول از طرف بهائيان براي اعتبات مقدسه بهائيان = كمك مالي بدولت اسرائيل برای سرکوبی مسلمانان
تقاضاي حقون باز نشتگي براي بهائيان = غصب بيت المال
تقاضاي حقوق اجتمائي )پايمال شد ه (براي بهائيان = زبان درازي
تحصيل دانشجوان بهائي در دانشگاه ها بخاطر خدمت بوطن = تحصيل دانشجوان بهائي در دانشگاه ها بخاطر نفوض در نقاط حساس و بعد جاسوسي براي بيگانگان.
ايمان اوردن بصاحب زما ن = مرتد شدن
گله كردن از اين همه ظلم و دروغ گوئي و تهممت به بهائيان = تهمت به اسلام
تحري حقيقت = مخالفت با ولايت فقيه
مكمل شدن دين و علم = روي اوردن بماده پرستي
ترك تعصب ديني و وطني = مخالفت با اسلام و جاسوسي براي كشور هاي بگانه
ديانت بهائي مطابق پيشرفت سطح فكري بشر امروزي امده است = ديانت بهائي براي نسخ اسلام امده است.