آزادي از منظر ديانت بهائي
 |
| بند انگشتی, برای دیدن عکس به صورت کامل بر روی آن کلیک نمایید |
در كتاب اقدس موضوع آزادي نسبتاً به تفصيل مورد نقد و بررسي قرار گرفته است. ضمن پذيرش آزادي در بعضي مقامات، مضرات آزادي اروپايي – يعني خروج افراد انسان از ادب و وقار و ايجاد هرج و مرج و آشوب در جامعه- مورد بحث قرار گرفته است و در نهايت ميفرمايند كه انسان بايد از احكام و سنن الهي پيروي نمايد تا به آزادي حقيقي برسد.
حضرت عبدالبهاء در اين مورد چنين توضيح فرمودهاند:
"آزادي سه قسم است: يك آزادي الهي است كه به ذات باري مخصوص است و او است مختار مطلق. كسي او را مجبور نميتواند نمود در هيچ شأني از شؤون. يك آزادي اروپائيهاست كه انسان هرچه ميخواهد ميكند به شرطي كه به ديگري ضرر نرساند. اين حريّت طبيعي است و اعظم درجهء آن در عالم حيوان. اين شأن حيوان است. اين طيور را ببينيد به چه آزادي زندگاني مينمايند. انسان هرچه بكند به قدر حيوان آزاد نميشود، بلكه نظام مانع آزادي است. اما آزادي سوم در تحت سُنن و احكام الهيه است. اين حريّت عالم انساني است كه قطع علاقهء قلبي از جميع اشياء ميكند. از جميع مشقّات و احزان آسوده ميشود. هر قدر انسان وجدانش ترقي ميكند، قلبش آزادتر ميشود و روحش مستبشرتر..."(1)
تفاوت نوع دوم و سوم آزادي در آن است كه در آزادي نوع سوم انسان نه تنها به انسان هاي ديگر، بلكه به خودش نيز نبايد ضرر برساند. بديهي است كه هيچ انسان عاقلي نميخواهد كاري بكند كه به زيان خودش باشد اما هيچ انساني هم هميشه نميداند كه چه چيز به سود يا به زيان اوست، چون آگاهي و دانش انسان به طور كلي، و هر انساني به طور خاص، محدود است. بنابراين تنها با پيروي از تعاليم الهي است كه فرد ميتواند مطمئن باشد كاري نميكند كه به زيان او تمام شود.
پس با توجه به آنچه ذكر شد، از منظر بهائي آنچه بايد آزادي را محدود كند در درجهء اول احكام و سنن الهي است. اما تصميمگيري در مورد آنچه در كتاب الهي نازل نشده باشد به نمايندگان منتخب مردم سپرده شده است كه بايد با تحقيق و تفكّر و مشورت به وضع قوانين و تصميمگيري در امور بپردازند، و آنان محدودند به احكام و سنن الهي، يعني نميتوانند هيچ حكمي از احكام الهي را به دلخواه خود تغيير دهند.
و اما همانطور كه در قسمت قبل ذكر شد در بحث از آزادي، مفهوم آزادي ِ مثبت اهميت بسياري دارد. اينجاست كه ديانت بهائي براي توان بخشيدن به انسان ها، تا بتوانند از آزادي منفي خود نهايت استفاده را ببرند، بيشترين اهميت را قائل است. تعاليم ديانت بهائي مانند تعليم و تربيت اجباري و عمومي، تعديل معيشت، تساوي حقوق زنان و مردان، مشورت، و بسياري تعاليم و راهكارهاي ديگر به تحقق اين هدف كمك مينمايند.
در مجموع ميتوان گفت كه ديانت بهائي به آزادي اهميت زيادي ميدهد و آن را براي رشد و تكامل فرد و جامعه ضروري ميداند و براي تحقق آن تلاش ميكند، اما آزادي تنها آرمان ديانت بهائي نيست، به عبارت ديگر ديانت بهائي يك نهضت آزادي خواهانه نيست، بلكه ديني الهي است كه هدف اصلي آن تكامل و سعادت افراد انسان و نوع انسان و جامعهء انساني از همهء جوانب و به طور كلي است، و بنابر اين در كنار آزادي آرمانهاي بسيار مهم ديگري چون عدالت، وحدت، و فضائل روحاني و اخلاقي را مطرح ميكند و ميكوشد تا تعادل ميان اين اهداف عالي را محقق سازد.
مآخذ:
1- مائدهءآسمانی ج5، ص17