سه شنبه 17 دی 1387   
www.newsaqar.com :: مشاهده موضوع - تاویلات و تفاسیر آیات متشابهات در کتب آسمانی
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست www.newsaqar.com » اسلام

این بخش قفل شده است و شما نمی توانید در آن پست، پاسخگویی، یا حذف انجام دهید.   این موضوع قفل شده است و شما نمی توانید آن را ویرایش کرده و یا به آن پاسخ دهید.      Printer-friendly version
تاویلات و تفاسیر آیات متشابهات در کتب آسمانی

مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
admin
مدیر فنی سایت
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 15 خرداد 1386
پست: 544

تشکر: 31
تشکر شده 32 بار در 28 پست

iran.gif


امتیاز: 606
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 1 اردیبهشت 1387 - 12:43    عنوان:  تاویلات و تفاسیر آیات متشابهات د پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

در این بخش سعی می شود بینش بهایی با بینش سایر ادیان نسبت به آیات و رموز الهی و همچنین معجزاتی که در کتب سایر ادیان آمده مقایسه شود و در آخر هر بخش سئوالاتی مطرح می شود تا ذهن خواننده برای یافتن جوابی منطقی فعال شود و خود با تحری حقیقت به جوابی درست و منطقی برسد.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
admin
مدیر فنی سایت
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 15 خرداد 1386
پست: 544

تشکر: 31
تشکر شده 32 بار در 28 پست

iran.gif


امتیاز: 606
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 1 اردیبهشت 1387 - 12:48    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

1- کشتی نوح


داستان كشتي نوح در سه دين بزرگ جهاني يهود ، مسيحيت و اسلام روايت شده است.

(داستان بر اساس کتاب مقدس )سفر پيدايش در مورد طوفاني عظيم است كه از سوي خدا برانگيخته شده و به نابودي تمام موجودات زمين منجر شده است.اما پيش از وقوع توفان خداوند به نوح دستور دارد تا با كمك پيروانش كشتي ساخته و آن را از يك جفت از تمام موجودات در روي زمين پركند.براساس سفر پيدايش در انجيل با ساخت اين كشتي به مدت 40 شب و 40 روز باران باريد و پس از هفت ماه و 17 روز آب فرو نشست و كشتي بر ارتفاعات آرارات فرود آمد.

(داستان بر اساس قرآن) از آیات سوره هود بر می‏آید که خدای تعالی به آن جناب ‏دستور داد تا کشتی را با تاییدو تسدید او بسازد، و آن جناب شروع به ساختن آن کرد، که مردم‏دسته دسته از محل کار آن‏جناب گذشته و او را مسخره می‏کردند، چون کشتی آب می‏خواهد، و کشتی سازی باید در لب‏دریا باشد،و آن جناب این کار را در بیابانی بدون آب انجام می‏داد، و همین باعث می‏شد که‏مردم او را مسخره کنند، وآن جناب در پاسخشان می‏فرمود اگر امروز شما ما را مسخره می‏کنیدبه زودی خواهید دید که ما شما را مسخره می‏کنیم و به‏زودی خواهید فهمید که کسی که دچارعذاب گردد خوار و ذلیل و بیچاره می‏شود، و عذابی که می‏آید عذابی است مقیم و غیرقابل‏زوال و نیز از دو سوره هود و مؤمنون بر می‏آید که خدای عز و جل برای نزول آن‏عذاب، علامتی‏قرار داده بود و آن این بوده که آب از تنوری بالا می‏زند. نوح علیه السلام همچنانکه از سوره هود و مؤمنون استفاده‏می‏شود مشغول‏ساختن کشتی بود تا اینکه آن را به اتمام رسانید و امر خدای تعالی مبنی بر نزول‏عذاب صادرشد، و آن تنور شروع به جوشیدن کرد، در این هنگام خداوند متعال به آن جناب وحی فرستاد که از هر حیوان یک جفت نر و ماده سوارکشتی کند و نیز اهل خود را به جزافرادی که مقدر شده بود هلاک شوند یعنی همسرش که خیانت کار بود و فرزندش‏که از سوارشدن امتناع ورزیده بود و نیز همه آنهایی که ایمان آورده بودند سوار کند.و از سوره قمر بر می‏آیدهمینکه‏آنها را سوار کرد خدای تعالی درهای آسمان را به آبی ریزان باز کرد، و زمین را به ‏صورت چشمه ‏هایی جوشان ‏بشکافت، آب بالا و پایین برای تحقق دادن امری که مقدر شده بوددست به دست هم دادند.و نیز از سوره هود استفاده می‏شود که رفته‏رفته آب زمین را فرا گرفت‏و بالا آمد و کشتی را از زمین کند، کشتی در موجی چون کوههای بلند سیر می‏کرد، و طوفان‏ هم ‏مردم روی زمین را فرا گرفت و همه را در حالی که ستمگر بودند هلاک کرد، و خدای تعالی به ‏آن جناب دستورداده بود همینکه در کشتی مستقر شدند خدا را در برابر این نعمت که از شر قوم ‏ستمکار نجاتشان داد حمد بگویند و در پیاده‏شدن از او برکت بخواهند، و نوح علیه السلام گفت: الحمد لله الذی نجانا من القوم الظالمینو نیز گفت:رب انزلنی منزلا مبارکاو انت‏خیر المنزلین [المؤمنون : ۲۹]

بعد از آنکه طوفان به دلیل‏آیه ۷۷ سوره صافات عالم‏گیرشده و مردم روی زمین همه غرق شدند، خدای تعالی به زمین ‏فرمان داد تا آب خود را ببلعد، و به آسمان ‏نیز فرمان داد تا از باریدن بایستد، آب از ظاهر زمین ‏کاسته شد، و کشتی بر بالای کوه جودی قرار گرفت و فرمان" قیل بعدا للقوم‏الظالمین" - دوری باد برعلیه ستمکاران صادر شد، آنگاه خدای تعالی به نوح وحی کرد که: ای نوح!از کشتی پایین ‏آی‏و با سلامی از ناحیه ما و برکاتی بر تو و امت‏هایی که با تواند پیاده شو، که بعد از این‏ طوفان، دیگر هیچگاه دچارطوفانی عالم‏گیر نخواهند شد چیزی که هست بعضی از این نجات ‏یافتگان امت ‏هایی هستند که خدا در دنیا ازمتاع‏ های زندگی دنیا برخوردارشان می ‏کند، و سپس ‏عذابی دردناک آنان را فرا می ‏گیرد، پس نوح و همراهان او از کشتی خارج‏ شده و در زمین قرارگرفتند و خدا را به توحید و اسلام پرستیدند، و زمین را به ارث دست به دست به ذریه ‏های‏ خود سپردند، و خدای سبحان تنها ذریه نوح را باقی گذاشت.

بینش بهایی: همانطور که می بینید ادیان گذشته این داستان را واقعی و به صورت ظاهر قبول دارند و معتقدند چنین کشتی وجود داشته و چندی پیش شنیده شد که حتی این کشتی کشف شده است.

بهاییان به چنین داستانی با چنین وقایعی اعتقاد ندارد بلکه بینش بهایی چنین است که کشتی نوح در واقع سمبلی است از دیانت حضرت نوح که هر که به آن وارد شود از عذاب الهی دور خواهد ماند و هر که از آن دوری کند عذاب الهی گریبان گیر او خواهد شد و هیچ مفری نخواهد داشت و هیچ پناه گاهی نمیتواند جلوی عذاب الهی را بگیرد.


حتی در احادیث اسلامی نیز اشاره به همین مورد شده است:
«اِنّ الحسین مصباح الهُدی و سفینه النّجاه و سفینه‎ الحسین أسرع و باب الحسین أوسع» حسین علیه‎السلام چراغ هدایت و کشتی نجات است و کشتی حسین سریع ‌تر است و در رحمت حسین گشوده‌تر.

رسول اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله :

إنَّما مَثَلُ أهْلِ بَيْتى فيكُمْ كَمَثَلِ سَفينَةِ نُوحٍ عليه‏السلام مَنْ دَخَلَها نَجا وَمَنْ تَخَلَّفَ عَنْها غَرِقَ؛

مثل اهل بيت من مانند كشتى نوح است كه هر كس داخل آن شد، نجات يافت و هر كس رهايش كرد، غرق گرديد. (امالى طوسى 349/721)

حال اگر امام حسین و دیگر ائمه کشتی داشتند ما هم قبول میکنیم حضرت نوح کشتی داشته است.



سئوالات بی جواب در مورد کشتی نوح!!

1- کتاب مقدس عمر انسان را 6000 سال تخمین زده است و در کتاب المیزان هم این رقم مورد تایید قرار گرفته. اما کشف آهن مربوط به 6 یا 7 هزار سال قبل از میلاد مسیح است.اگر اینگونه باشد و در کشتی های کشف شده آهن باشد باید حضرت نوح قبل از حضرت آدم میزیسته.

2- تمام آبهایی که روی زمین وجود دارد متشکل از دریاها، اقیانوسها و دریاچه ها همه و همه نتیجه باریدن باران به مدت سه میلیون (3,000,000) سال بطور مداوم است که در یکی از دورانهای زمین شناسی انجام گرفته است، حال گفتن اینکه روی زمین چند روز یا چند ماه یا چند سال باران آمده و این سبب آن شده است که تمام سطح زمین را آب فرا بگیره فوق العاده دور از تصور است.

3- مسئله ای که بطور کلی قضیه طوفان نوح را زیر سوال میبرد همان داستان جمع آوری حیوانات و نگه داری آنها در یک کشتی و نابودی بقیه حیوانات و ادامه نسل حیوانات از آن حیوانات باقیمانده است که کاملا غیر ممکن و تخیلی است. تصور کنید یک پلنگ برای اینکه زنده بماند باید بطور مثال روزی 10 خرگوش بخورد، یعنی برای اینکه یک ببر را بتوان برای مدت 1 ماه زنده نگه داشت باید به ازای هر ببر 300 خرگوش به کشتی برد. این ببر روز اول 10 تا خرگوش را میخورد و 290 خرگوش دیگر باید زنده بمانند برای آنکه در روزهای دیگر بتوانند خوراک این یک ببر بشوند، 10 خرگوش دومی که قرار است خورده شوند باید یک روز بیشتر از 10 خرگوش اول زنده بمانند پس برای 10 خرگوش سری دوم غذا برای یک روز لازم است، بنابر این باید برای خرگوشهای سری دوم دو برابر خرگوشهای سری اول توشه غذایی در نظر گرفته شود، همینطور برای خرگوشهای دوره سوم باید سه برابر خرگوشهای دوره اول قضا در کشتی نگهداری شود و برای خرگوشهای روز 30 ام، 30 برابر قضای خرگوشهای روز اول. بنابر این شما برای اینکه 1 ببر را 30 روز با خوراک خرگوش بخواهید تغذیه کنید باید یک معادله نسبتا پیچیده ریاضی را در نظر بگیرید حال فرض کنید 2 ببر داریم و ببینید این معادله چقدر گسترده تر میشود، حال فرض کنید 10 نوع حیوان وجود دارند که هرکدامشان تغذیه دیگری هستند، برای اینکه اینها بتوانند 1 ماه زنده نگه داشته شوند حل معادله ریاضی ای لازم است که مدتها نیاز به محاسبه دارد و اصلا کار ساده ای نیست! حال تصور کنید که هزاران هزار جانور از انواع و نژادهای مختلف را یک شخصی بخواهد برای 30 روز در یک جایی زنده نگه دارد، آیا میدانید این کار چقدر پیچیده و ناممکن است؟ آیا میدانید اینها چقدر وزن و جا خواهند گرفت؟ آیا میدانید فقط غذایی که این جانوران باید بخورند چه کشتی فوق العاده بزرگ و مجهزی میخواهد؟ ساختن چنین کشیتی ای امروز هم با پیشرفته ترین علوم مهندسی و کشتیسازی و دریانوردی و جانورشناسی کاملا بعید و دور از تصور است چه برسد به نوحی که هزاران سال پیش زندگی میکرده و میخواسته از چوب درخت ساج آن کشتی را بسازد! مسلما وزن این همه حیوان و قضاهایشان قابل تحمل با یک کشتی که یک پیامبرالهی ساخته است مقدور نیست! حتی اگر این شخص 900 سال زندگی کرده باشد!

4- جالب اینجاست که مسئله به همین نگهداری آنها در کشتی نیز ختم نمیشود، بعد از اینکه کشتی توقف کرد و این حیوانات پیاده شدند باز هم برای ادامه نسل و زاد و ولد نیاز به غذا دارند و اینگونه نیست که شما بتوانید با داشتن یک حیوان نر و یک حیوان ماده نسل آن دو را تا ابد نگهدارید و زاد و ولد آنها را تا ابد بیمه کنید! همان قضیه معادله برای قضا بعد از تخلیه حیوانات از کشتی نیز مطرح میشود و بنابر این قبل از سوار کردن حیوانات بر کشتی باید فکر تغذیه آنها بعد از تخلیه هم باشند و باید برای آن دوران هم بنشینند ببینند چقدر فرضاً خرگوش لازم است که هم ببر و هم خرگوش بتوانند تا چند نسل زاد و ولد کنند و همان مقدار را تهیه کنند و به کشتی ببرند. ولی بازهم نجات حیوانات غیر ممکن است، چون یک پلنگ شعور ندارد و ممکن است بجای روزی 4 خرگوش، در یک روز 30 تا خرگوش را بکشد و نسل خرگوش اینگونه منقرض خواهد شد. و این تنها مثالیست برای دو گونه از حیوانات، اصولاً میتوان با اطمینان گفت اگر چنین اتفاقی روزی می افتاد نسل کل حیوانات از روی زمین برداشته میشد.

5- از اینها گذشته جاهای مختلف جهان حیوانات مختلفی وجود دارند که در جاهای دیگر وجود ندارند،با در نظر داشتن این واقعیت چگونه میتوان تصور کرد که حیواناتی مانند کانگرو که فقط در استرالیا وجود دارند (کلمه کانگرو به زبان محلی بومیان استرالیا یعنی "من نمیفهمم" و احتمالا انگلیسیها از یک بومی استرالیایی به زبان انگلیسی پرسیده اند این جانور چیست و آن شخص بومی چون انگلیسی نمیدانسته است گفته است من نمیفهمم شما چه میگویید و انگلیسیها فکر کرده اند اسم این جانور کانگرو یا "من نمیفهمم" است.) بتوانند بعد از طوفان نوح ادامه حیات بدهند؟ آیا حضرت نوح به استرالیا رفته و چند کانگرو گیر آورده است؟ یا اینکه کانگرو خودش از استرالیا پیش حضرت نوح و کشتی اش آمده است؟ بعد از طوفان چطور، چه کسی کانگرو را به استرالیا باز گردانده است؟ آیا هنگام پرواز، کانگرو بلیط برگشتش را هم رزرو کرده بوده است؟ قورباقه درختی در جنگلهای آمازون چطور؟ یا پنگوئنها در قطب؟و...

6- یک مسئله دیگر مسئله ماهی های آب شیرین و ماهی های آب شور است که در صورت مخلوط شدن آبها یا ماهی های آب شور از بین میروند یا ماهی های آب شیرین و چون ما امروز هردو اینها را داریم نتیجه میگیریم این آب ها با هم مخلوط نشده اند پس طوفانی نیامده که این آبها را به هم متصل کند.

7- گیاهان چطور؟ گیاهان فوق العاده حساس هستند و اگر زیر آب بمانند حتما از بین خواهند رفت، این همه انواع گیاهی که امروز وجود دارد نمیتوانستند موجود باشند مگر اینکه حضرت نوح زحمت کشیده باشند همه انواع گیاهان را هم بیابند و در گلدان به داخل کشتی ببرند.

8- از اینها گذشته فکر کنید نسل بشر قرار است دوباره تولید شود یعنی 1 بار حضرت آدم انسان تولید کرده حال نوبت حضرت نوح و پیروان اوست. یعنی خداوند اینقدر خشن و نامهربان است که حاضر است نسل کل بشر را به زیر آب ببرد تا فقط یک عده آدم با ایمان زنده بمانند؟؟ یعنی خداوند را جلادی فرض کنید که همه نسل بشر را به خاطر چند نفر می کشد و فقط آنها زنده می ماند!!


دوستان عزیز اینها تفسیر آیات نیست که بگوییم به غلط تفسیر شده است بلکه واقعیتهایی علمی است که به هیچ عنوان نمی توان آنها را رد کرد.

موفق باشید.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
تشکر توسط: Spring
admin
مدیر فنی سایت
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 15 خرداد 1386
پست: 544

تشکر: 31
تشکر شده 32 بار در 28 پست

iran.gif


امتیاز: 606
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 6 اردیبهشت 1387 - 19:11    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

2- شق القمر


این معجزه به گفته مسلمانان یکی از معجزات بزرگ حضرت محمد است که به درخواست مشرکان در مکه و قبل از هجرت صورت گرفته است.

ماجرا از این قرار است که در یک شب مهتابی ــ که شب چهاردهم ماه ذی الحجه بود ــ عده ای که از مدینه به منظور بیعت با آن حضرت به عقبه آمده بودند و به روایتی تعدادی از مشرکان از پیامبر خواستند که معجزه ای در آسمان نشانشان دهد .. آنها معتقد بودند که اگر کارهای پیامبر سحر باشد نمی تواند در آسمان مؤثر باشد زیرا سحر تنها در زمین تأثیر می گذارد و راهی به آسمانها ندارد. بنابراین چنانچه پیامبر بتواند تصرفی در آسمان بکند، ادعایش درست است و می توان روی گفته هایش حساب کرد و بدو ایمان آورد.
پیامبر فرمود: آیا می خواهید این ماه کامل، به دو نیمه تقسیم شود؟
گفتند: آری
پس آن حضرت با انگشت اشاره ای کردند و ناگهان ماه به دو نیمه تقسیم شد .. به گونه ای که نیمی از آن بر فراز کعبه و نیمه ی دیگر بر فراز کوه ابوقبیس مستقر شد. سپس آنها خواستند که آنرا به حالت اولیه برگرداند و آنگاه با اشاره ی دیگر آن حضرت، هر دو نیمه به حرکت درآمدند تا به هم پیوستند و یکی شدند.( بحار الانوار جلد 17 ص 355)

مسلمانان به دو نیمه شدن ماه اعتقاد دارند و می گویند حتی این پدیده توسط دانشمندان ناسا هم پذیرفته شده و منابع آن را هم روزنامه جمهوری اسلامی و روزنامه کیهان میدانند.

بینش بهایی: بهاییان به چنین معجزه ای به صورت ظاهر که حتی از نظر علمی هم نمی توان آنرا اثبات کرد اعتقادی ندارند.بهاییان معتقدند معجزه شق القمر تفسیری باطنی دارد .حضرت محمد در صحرای عربستان مبعوث شد بین قبایل متوحش عرب که دختران خود را زنده به گور میکردند با اینکه امی بود و سوادی نداشت توانست این قبایل متوحش را دارای حیات و روح انسانی بکند این امر شق القمر (کاری بزرگ انجام دادن که کسی نمیتواند مثل آن انجام دهد ) است .

حضرت عبدالبها در مفاوضات چنین می فرمایند "... گويند که شقّ القمر کرد و قمر بر کوه مکّه افتاد خيال ميکنند که قمر جسم صغيريست که حضرت محمّد او را دو پاره کرد يک پاره بر اين کوه انداخت و پاره ديگر بر آن کوه اين روايت محض تعصّب است و همچنين رواياتی که قسّيسها مينمايند و مذمّت ميکنند کلّ مبالغه و اکثر بی اساس است مختصر اينست که حضرت محمّد در صحرای حجاز در جزيرة العرب ظاهر شد بيابانی بی زرع و بی اشجار بلکه ريگ زار و بکلّی از عمار بيزار و بعضی مواقع مثل مکّه و مدينه در نهايت گرمی اهالی باديه نشين اخلاق و اطوار بيابانی از علوم و معارف بکلّی عاری حتّی خود حضرت محمّد امّی بود و قرآن را روی کتف گوسفند مينوشتند و يا برگ خرما از اين نمونه بفهميد که چه اوضاعی بود و محمّد ميان اينها مبعوث شد ..... مختصر اينکه جمّ غفيری از امم شرقيّه هزار و سيصد سال در ظلّ شريعت محمّديّه تربيت و در قرون وسطی که اهالی اروپا در نهايت درجه توحّش بودند قوم عرب در علوم و صنايع و رياضيّات و مدنيّت و سياست و سائر فنون بر سائر ملل عالم تفوّق داشتند . محرّک و مربّی قبائل بادية العرب و مؤسّس مدنيّت کمالات انسانيّه در ميان آن طوائف مختلفه يک شخص امّی يعنی حضرت محمّد بود . آيا اين شخص محترم مربّی کلّ بود يا نه ؟ انصاف لازم است.(ص 20 – 22)

این است معنای واقعی شق القمر از نظر دیانت بهایی .


سئوالات بی پاسخ در مورد معجزه شق القمر

1- اگر واقعا چنین معجزه ای صورت گرفته باشد چرا در هیچ جای تاریخ چنین واقعی ثبت نشده است.مگر ماه فقط در عربستان دیده می شد؟! آیا واقعی از این بزرگتر که ماه دو نیم شود!!؟

2- از نظر عقلی و علمی اصلا نمیتوان ماه را با این عظمت به دو نیم کرد و هر کدام را بر روی کوهی گذاشت زیرا به خاطر جاذبه ماه است که جذر و مد در دریا صورت میگیرد حال چگونه ممکن است ماه دو نیم شود و هیچ اتفاقی در عالم رخ ندهد؟ حتی با نزدیک شدن ماه به زمین به خاطر جاذبه ای که دارد می تواند همه چیز را به سمت خود بکشد و باعث خسارت و نابودی بسیاری شود کل نظام طبیعت با این نزدیکی به هم می خورد که در شق القمر هیچ مشکلی در نظام طبیعت ایجاد نشده است.

3- خود هسته ماه هم جاذبه دارد و اصلا از نظر علمی نمیتوان ماه را به دو نیم تقسیم کرد و دوباره آنرا به هم چسباند چون باید جاذبه ای که بین هر تکه ماه وجود دارد از بین برود که این از محالات ممکن است.

4- مسلمان بر اساس آیات سوره قمر معتقد هستند این آیات اشاره به معجزه شق القمر دارد. اولین آیه این سوره عبارت است از " اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ" یعنی قیامت نزدیک است و ماه از هم شکافت.
حال کی قیامت اتفاق افتاده که ماه در آن شکافته شده باشد؟مگر در زمان حضرت محمد قیامت (آنطور که مسلمانان اعتقاد دارند ) صورت گرفته است؟! اگر بخواهیم این آیات را به ظاهر تفسیر کنیم اصلا نمی توان به جواب منطقی در این مورد رسید و تنها راه موجود مراجعه به کتاب ایقان و تفسیر و تاویلات حضرت بهاالله در مورد ماه ، ستاره و خورشید است.
البته در این آیه اشاره می شود قیامت نزدیک است که باز هم اگر به تعابیر اسلامی در مورد قیامت نگاه کنیم بعد از 1400 سال هنوز آن قیامتی که مسلمانان به آن معتقدند صورت نگرفته است .

5- در روایاتی که مربوط به شق القمر میشود آمده است که حضرت محمد به مشرکین گفته است اگر فکر میکنید من شما را یا ماه را جادو کرده ام از مردمان سایر شهر ها بپرسید که آیا ماه دو شقه شده است یا نه؟ (بحار الانوار-ج 17-ص 347-363،سيره ابن كثير-ج 2-ص 113-121.)، پیشنهاد منطقی و خوبی به نظر میرسد، آیا مسلمانان تابحال توانسته اند از تواریخ دیگری که وجود دارد، از تواریخ رومیان، ایرانیان، هندی ها، چینی ها، اقوام افریقایی و سرخپوست ها شواهدی پیدا کنند که 1400 سال پیش ماه به یکباره به دو بخش تقسیم شده است؟اگر سندی در این مورد غیر از روزنامه جمهوری اسلامی و کیهان دارند خوشحال خواهیم شد ببینیم.با این پیشرفت علم بعید است دانشمندان نتوانند اثبات کنند که ماه در 1400 سال پیش دو نیم شده است.پس چرا چنین کاری نمیکنند؟!

6- همچنین بعید است از مشرکین و مخالفان حضرت محمد که چنین چیزی را ببینند و باز هم با ایشان به جنگ بپردازند، کسی که میتواند ماه را دوپاره کند لابد خیلی کارهای دیگر هم میتواند بکند، خود شما آیا حاضرید با چنین شخصی بجنگید؟ اگر مسلمان هستید فرض کنید شخصی نزد شما بیاید و بر حضرت محمد لعنت بفرستد و وقتی شما از او دلگیر میشوید به شما بگوید که یک پیامبر الهی است و در مقابل شما ماه را دو نیم کند، آیا بازهم شما از او دلگیر خواهید بود یا به تبعیت او خواهید پرداخت؟ گمان نمیکنم عاقلانه باشد که کسی از چنین شخصی تبعیت نکند.

7- این معجزه در مکه و به درخواست مشرکان صورت گرفته است چطور ممکن است مشرکان با دیدن چنین معجزه ای ایمان نیاورند و باعث شوند حضرت محمد از مکه به مدینه هجرت کند؟!اگر به تمامی معجرات پیامبران دقت کنید همین اتفاق افتاده با اینکه کتب دینی معجزه را ذکر کرده اند اما مشرکان ایمان نیاورده اند پس یا معجزه صورت نگرفته و یا آنطور که باید تفسیر نشده چون بعید است کسی چنین حوادثی را ببیند و مومن نشود .

وقتی هم که با پیروان این ادیان صحبت می شود در مقابل چنین سئوالات تنها جواب آنها این است که "خدا می تواند مگر شما به قدرت خدا شک دارید؟" در مورد قدرت خدا هم در قسمتهای بعدی مفصلا توضیحاتی خواهیم داد.

_________________
[color=red]برای تشکر از مطالب لطفا از کلید تشکر استفاد کنید

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
admin
مدیر فنی سایت
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 15 خرداد 1386
پست: 544

تشکر: 31
تشکر شده 32 بار در 28 پست

iran.gif


امتیاز: 606
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 17 خرداد 1387 - 12:35    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

3- جن


یکی از رایجترین خرافاتی که بین مسلمانان وجود دارد وجود موجودی به نام جن است که حتی برخی از آنها معتقد به تسخیر شدن توسط جن هستند یا میگویند افرادی هستند که جن ها را رام کرده و به سلطه خویش در می آورند.
در ابتدا باید متذکر شویم به موجودی به نام "جن" تنها در اسلام اشاره شده است و در هیچ یک از ادیان سلف به چنین موجودی اشاره نشده است و حتی سوره ای هم به همین نام در قرآن وجود دارد.
جن در لغت به چیزهای مستتر و پوشیده گفته می شود که در حیات آدمی کاملا محسوس نیستند.پس جن در لغت می تواند تمامی موجودات مستتر و پوشیده را شامل شود و به همین دلیل قرآن شیطان را نیز از نوع جن دانسته است.
نژاد جن از جنس آتش است و از آن آفریده شده است چنان که قرآن می گوید: جان را قبل از آن {خلقت انسان} از نوعی آتش سوزان آفریدیم (سوره حجر-آیه ۲۷) جان را از نوعی آتش و شعله لهیب آفرید (سوره رحمن-آیه ۱۵) جان اسم جمع برای جن ها است و گفته می شود که جان پدر جن هاست.
توانایی جن ها نیز مانند انسان محدود و معین است و تنها متناسب با ماهیت وجودی خود قادر به انجام برخی از امور هستند. جن ها نیز همانند انسان عمر دنیوی اشان محدود و معین است.یعنی متولد می شوند،زندگی می کنند و سپس می میرند.
ظاهرا جن ها نیز مانند انسان از اقوام و نژادهای مختلفی تشکیل شده اند و هر کدام از این نژادها در سرزمینی که برایشان در نظر گرفته شده است پراکنده گشته اند.در میان آنها اقوام و نژادهایی وجود دارد که پیشرفته بوده و از نیرو و توان بیشتری نسبت به سایر جن ها برخوردارند.قرآن در مورد وجود گروههای مختلف در میان جن ها می فرماید: در میان ملتهای مختلفی از جن انس که پیش از شما بوده اند داخل آتش شوید (سوره اعراف- آیه ۳۸) بنابراین آنها ملتها و اقوام متفاوتی دارند که دسته های خطاکار آنها همراه انسان و جن های دیگر وارد جهنم می شوند.تعداد جن ها از تعداد انسانها بیشتر است (سوره انعام-آیه ۱۲۸) جن ها در روز قیامت شناخته می شوند (سوره رحمن-آیه ۳۹ تا ۴۱) در این دنیا انسانها جن ها را نمی بینند ولی در روز قیامت این جن ها هستند که انسانها را نمی بینند در حالی که انسانها آنها را می بینند(سوره اعراف-آیه ۲۷) جن ها نیز دارای تاریخ و تمدنهای قدیمی هستند (سوره احقاق-آیه ۱۸)

متن بالا بخشی از اعتقادات مسلمانان را در مورد جن نشان می دهد.و اگر به دقت به همین آیات و یا دیگر آیاتی که در قرآن در مورد جن آمده است توجه شود در تمامی آیات هر جا سخن از "جن" به میان آمده است در کنار آن "انس" هم عنوان شده یعنی در تمامی موارد جن با انسان مقایسه شده چه از نظر ایمان و چه از نظر نوع خلقت.با استناد به همین آیات میتوان درک کرد جن نوعی تشبیه است برای مقایسه با انسان.البته در میان عوام به علت عدم تشبیه صحیح این آیات ، خرافات در مورد جن فراتر رفته است و برای جن خصوصیات دیگیر نیز قائل شده اند مانند اینکه سم دارد یا بدنش پر از مو است یا چندین دسته مختلف برای جن ها مشخص کرده اند و یا میگویند بیشتر در حمام ها حاضر می شوند و....
توجه به آیات بالا مشخص میکند که جن از آتش خلق شده و ویژگی آن سوزندگی است و هر چیزی را از بین میبرد ولی انسان از خاک آفریده شده که خاصیت رویندگی دارد و هر چیزی از خاک سر بر می آورد.با مقایسه آیات قرآنی کاملا واضح است "جن" و "انسان" به مانند خیر و شر معرفی شده و در تمامی موارد با هم مقایسه شده اند و بیانگر تشبیهی بسیار زیبا برای خوبی و بدی می باشد.

بینش بهایی: بهاییان به چنین موجودی با چنین صفاتی اعتقاد ندارد بلکه معتقدند جن تشبیهی است برای افرادی که اعتقاد و ایمان آنها مشخص نیست و در هاله ای از ابهام وجود دارد.
حضرت عبدالبها در مورد ارواح خبیثه چنین می فرمایند"... اما راجع به ارواح خبیثه،اجنه و شیاطین هر نوع اشاره ای که در کتب مقدسه به اینها شده است تعبیر و تفسیر دارد .آنچه که حال در میان عموم مردم رایج است اوهام صرف است..." (کتاب روحانیت و پدیده های روحی ص 3)
و همچنین در مورد روح پلید چنین می فرمایند "حقیقت مسئله این است که روح خبیث ، شیطان و یا هر چیز دیگری که شر تلقی شود به طبیعت دون انسانی دلالت دارد. این طبیعت دون به صور گوناگون تعبیر و تسمیه می شود. در انسان دو فطرت موجود ، یکی فطرت عالم طبیعت و دیگری فطرت عالم روحانی.عالم طبیعت ناقص است. به بصر حدید در آن ملاحظه نما و هر نوع خیال و وهم را رها ساز... خداوند هیچ شروری خلق نفرموده است.تمام این اشارات و اسما،تماثیلی هستند که صرفا مبین فطرت طبیعی و سرشت عنصری انسان می باشند.این خصلت ذاتی عالم خاک است که از آن خاشاک و خار و اشجار بی ثمر هم بروید ، یعنی بالنسبه شر فقط حالت ادنی و ثمره سفلای نفس طبیعت است..." (انتشار صلح عمومی صفحات 294 و 295)


سئوالات بی پاسخ در مورد جن

1.اصلی ترین سئوالی که میتوان در این مورد بیان کرد این است که اگر واقعا موجودی به نام جن وجود دارد چرا تنها در کشورهای "شرقی" و اسلامی این موجود دیده شده است و در کشورهای غربی هیچ اثری از موجودی به نام جن به چشم نمیخورد.حتی در فیلم "جن گیر" ساخته جان بور جن یا شیطان از مجسمه ای که از عربستان آورده شده به جسم دختری به نام ریگان وارد می شود و اورا تسخیر میکند.

2. در آیات گفته شده است جن از آتش خلق شده یعنی جسم او از ماده ای سوزان است که قابل لمس و مشاهده است حال چطور ممکن است بدن و جسم "خاکی" ما دیده شود ولی جسم جن که آن هم مادی است دیده نشود؟و چطور ممکن است این جنیان که خودشان از آتش آفریده شدند در آتش جهنم بسوزند؟!مگر آتش را میتوان با آتش از بین برد؟!

3. چطور بعد از این همه سال که حتی قرآن هم میگوید جنیان قبل از خلقت آدم بر روی زمین وجود داشتند هیچ نشانه ای دال بر اثبات این موجود تا بحال کشف نشده است؟!

4. برخی از افراد معتقد هستند که جن دیده اند و با آنها ارتباط دارند. افرادی هم در غرب اشاره میکنند خون آشام (vampire) دیده اند. هیچ فردی که در شرق زندگی میکند ادعای دیدن خون آشام نمیکند و هیچ فردی هم که در غرب زندگی میکند ادعادی دیدن جن نمیکند.زیرا اینها خرافاتی بومی و محلی بوده است و چون از کودکی افراد جامعه با این خرافات بزرگ می شوند در وهم و خیال خود چنین موجوداتی را خلق میکنند. حال اگر به یه شرقی بگویی خون آشام وجود دارد باور نمیکند و آنرا خرافه میداند و عکس همین موضوع هم صادق است که اگر به یک فرد غربی بگویی جن وجود دارد او نیز قبول نمیکند و آنرا خرافه میداند!! آیا جن یا خون آشام منحصر به منطقه و مکان خاصی هستند؟

با وجود چنین سئوالاتی آیا باز هم فکر میکنید موجودی به نام جن وجود دارد؟!

_________________
[color=red]برای تشکر از مطالب لطفا از کلید تشکر استفاد کنید

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
admin
مدیر فنی سایت
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 15 خرداد 1386
پست: 544

تشکر: 31
تشکر شده 32 بار در 28 پست

iran.gif


امتیاز: 606
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 26 مرداد 1387 - 20:30    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول


4- آفرینش

موضوع آفرینش و خلقت کائنات و از همه مهمتر خلقت انسان یکی از مسائلی است که در تمام کتب آسمانی به آن اشاره شده و شاید بتوان گفت از جمله موضوعاتی است که همه ادیان سلف در مورد آن اتفاق نظر دارند و تنها در نوع بیان داستان با یکدیگر مخالف هستند.

داستان بر اساس تورات : «خداوند يهوه پس آدم را از خاك زمين بسرشت و در بينى وى روح حيات دميد و آدم نفس زنده شد». (سفر پيدايش، باب دوم، ۷).
سپس در شرح آفرينش زن ادامه مى دهد: «خداوند يهوه چنين گفت: نيكو نيست كه آدم تنها باشد. من مى خواهم كه براى او ياورى بسازم تا نظير او باشد» (همانجا، ۱۸). «و خداوند يهوه خوابى گران بر آدم مستولى گردانيد تا بخفت سپس يكى از دنده هايش را گرفت و گوشت در جايش پر كرد. خداوند يهوه با دنده اى كه از آدم برداشته بود، زنى ساخت و پيش آدم برد. و آدم گفت: همانا اين است استخوانى از استخوانهايم و گوشتى از گوشتم. پس بايد كه او «ايشه» ناميده شود (در مقابل «ايش» به معنى مرد). زيرا كه از مرد (ايش) گرفته شده است. از اين جهت است كه مرد پدر و مادرش را ترك مى كند و به زن خود مى پيوندد و هر دو به يك گوشت۱ (بدن) مبدل مى شوند». (همانجا، ۲۱-۲۴)
به اين ترتيب، پيوند زناشويى و يكى شدن زن و مرد با ساخته شدن زن از وجود مرد توجيه مى شود و وقتى قرار شد اين دو صاحب فرزند شوند و نسل آدميان از آنها ادامه يابد، «آدم زن خود را حوا نام نهاد زيرا كه او مادر همه زندگان شد» (همانجا، باب سوم، ۲۰). و از آن دو، دو جفت زن و مرد به وجود آمدند و به اين ترتيب، نسل بشر ادامه يافت.

داستان بر اساس انجیل : در دين مسيح، روايت تازه اى از آفرينش انسان ذكر نشده است و اصولاً آغاز انجيل با داستان هاى زادن عيسى و يحيى است و ديگر به قديم تر پرداخته نشده است. چرا كه دين مسيح در ادامه دين يهود آمده بود و اصطلاح عهد عتيق براى تورات و عهد جديد براى انجيل ساخته مسيحيان است براى نشان دادن اين تداوم. در انجيل يوحنا به صراحت ذكر شده است: «شريعت به وسيله موسى عطا شد اما فيض و راستى به وسيله عيسى مسيح رسيد» (باب اول، ۱۷).
از اين رو، داستان آفرينش انسان نزد مسيحيان همان است كه در تورات نقل شده است.

داستان بر اساس قرآن : در روايات اسلامى، اين داستان با همين شكل آمده است. اما قرآن هيچگاه وارد جزئيات داستان نمى شود. براى مثال، در آيه ی "يا ايها الناس اتقوا ربكم الذى خلقكم من نفسٍ واحدةٍ و خلق منها زوجها و بث منهما رجالاً كثيراً و نسآءً ..." «اى مردم، از پروردگارتان پروا كنيد، همو كه شما را از يك تن يگانه بيافريد و همسر او را هم از او پديد آورد و از آن دو، مردان و زنان بسيارى پراكند...» (سوره نساء) اشاره به همه فرزندان بشر دارد که از يك نياى مشترك به وجود آمده باشند و مختص دين اسلام نيست و همين طور در آيات ۶ از سوره زُمَر و ۱۸۹ از سوره اعراف به اشاره درمى يابيم كه حوا از آدم به وجود آمده است و در آياتى چون ۵۹ از سوره آل عمران، ۶۱ از سوره اسراء و ۱۲ از سوره اعراف به آفرينش آدمى از گل اشاره شده است.
"و إذ قلنا للملئكة اسجدوا لأدم فسجدوا إلا إبليس قال ءأسجد لمن خلقت طيناً " «و چنين بود كه به فرشتگان گفتيم بر آدم سجده بريد، آنگاه همه سجده بردند، جز ابليس كه گفت آيا بر كسى سجده برم كه [او را] از گل آفريده اى؟» (سوره اسراء، ۶۱).

((مطالب فوق برگرفته از مقاله آفرینش انسان نوشته آرزو رسولى می باشد))

پس از این موارد اشاره به داستان مار و خوردن سیب ممنوعه توسط آدم و حوا می شود که به خاطر سرپیچی از فرمان خداوند آنها از بهشت رانده می شوند تا در زمین زندگی کنند. و تمامی ادیان معتقد هستند نسل بشر از همین 2 انسان به وجود آمده است.


بینش بهایی:
حضرت عبدالبها در مفاوضات چنین می فرمایند:

اين حکايت را اگر بمعنی ظاهر عبارات مصطلح بين عوام گيريم در نهايت غرابت است و عقل در قبول و تصديق و تصوّر آن معذور زيرا چنين ترتيب و تفصيل و خطاب و عتاب از شخص هوشمندی مستبعد است تا چه رسد بحضرت الوهيّت الوهيّتی که اين کون نامتناهی را در اکمل صورت ترتيب داده و اين کائنات نامتناهيه را در نهايت نظم و اتقان و کمال آراسته . قدری تفکّر لازم اگر ظواهر اين حکايترا بشخص عاقلی نسبت دهند البتّه عموم عقلا انکار کنند که اين ترتيب و وضع يقيناً از شخص عاقل صدور نيابد . لهذا اين حکايت آدم و حوّا و تناول شجره و خروج از جنّت جميعاً رموز است و از اسرار الهيّه و معانی کلّيّه و تأويل بديعه دارد و جز محرمان راز و مقرّبين حضرت بی نياز واقف آن اسرار نه . لهذا اين آيات تورات معانی متعدّده دارد يک معنی از معانی آنرا بيان کنيم و گوئيم مقصد از آدم روح آدم است و از حوّا نفس آدم زيرا در بعضی مواضع از کتب الهيّه که ذکر اناث ميشود مقصد نفس انسانيست . و مقصد از شجره خير و شرّ عالم ناسوتيست زيرا جهان روحانی الهی خير محض است و نورانيّت صرفه امّا در عالم ناسوتی نور و ظلمت و خير و شرّ حقايق متضادّه موجود . و مقصد از مار تعلّق بعالم ناسوتيست آن تعلّق روح بعالم ناسوتی سبب شد که نفس و روح آدم را از عالم اطلاق بعالم تقييد دلالت کرد و از ملکوت توحيد بعالم ناسوت متوجّه نمود و چون روح و نفس آدم بعالم ناسوت قدم نهاد از جنّت اطلاق خارج گشت در عالم تقييد افتاد بعد از آنکه در علوّ تقديس بود و خير محض بعالم خير و شرّ قدم نهاد . و مقصود از شجره حيات اعلی رتبه عالم وجود مقام کلمة اللّه است و ظهور کلّی لهذا آن مقام محفوظ مانده تا در ظهور اشرف مظهر کلّی آن مقام ظاهر و لائح گشت .
زيرا مقام آدم من حيث ظهور و بروز بکمالات الهيّه مقام نطفه بود و مقام حضرت مسيح رتبه بلوغ و رشد و طلوع نيّر اعظم رتبه کمال ذاتی و کمال صفاتی بود . اينست که در جنّت اعلی شجره حيات عبارت از مرکز تقديس محض و تنزيه صرف يعنی مظهر کلّی الهی است و از دور آدمی تا زمان حضرت مسيح چندان ذکری از حيات ابديّه و کمالات کلّيّه ملکوتيّه نبود . اين شجره حيات مقام حقيقت مسيح بود که در ظهور مسيحی غرس گشته و باثمار ابديّه مزيّن شد . حال ملاحظه نمائيد که چقدر اين معنی مطابق حقيقت است زيرا روح و نفس آدمی چون تعلّق بعالم ناسوتی يافتند از عالم اطلاق بعالم تقييد آمدند تناسل بوجه مثلی تسلسل يافت و اين تعلّق روح و نفس بعالم ناسوتی که گناه است در سلاله آدم موروث گرديد و آن تعلّق ماری بود که الی الأبد در ميان ارواح سلاله آدم و آن ضدّيّت مستمر و برقرار است زيرا تعلّق ناسوتی سبب تقيّد ارواح گرديده و اين تقيّد عين گناه است که از آدم سريان در سلاله نمود چه که اين تعلّق سبب گرديده که نفوس بسبب آن از آن روحانيّت اصليّه و مقامات عاليه باز ماندند... ملاحظه نمائيد اگر بر حسب تصوّر اهل کتاب مقصد اين معنی ظاهر ظاهر باشد ظلم محض است و جبر صرف . اگر آدم در تقرّب بشجره ممنوعه گناهی نمود خليل جليل را چه ذنبی و موسای کليم را چه خطائی نوح نبیّ را چه عصيانی يوسف صدّيق را چه طغيانی انبيای الهی را چه فتوری و يحيای حصور را چه قصوری ؟ آيا آن عدالت الهی قبول نمايد که اين مظاهر نورانيّه بجهت گناه آدم در جحيم اليم مبتلی گردند تا آنکه حضرت مسيح آيد و قربان گردد و آنان از عذاب سعير نجات يابند ؟ چنين تصوّر از هر قواعد و قوانينی خارج است و ابداً نفس هوشمندی قبول ننمايد بلکه مقصد چنانست که ذکر شد آدم روح آدمی است و حوّا نفس آدم و شجره عالم ناسوت و مار تعلّق بعالم ناسوتی.

سئوالات بی پاسخ در مورد آفرینش

1- اولین سئوالی که در این مورد پیش میاید مسئله ازدیاد نسل است که بر اساس داستان آفرینش آدم و حوا دارای فرزندانی می شوند و این فرزندان با یکدیگر ازدواج میکنند یعنی خواهر و برادر با هم که حتی در داستان اشاره به دعوای هابیل و قابیل برای تصاحب خواهر می شود.اگر این داستان را به معنای ظاهر بگیریم در این صورت کل نسل بشر همه "زنا" زاده می شوند که هیچ عقل سلیمی چنین مطلبی را قبول نمیکند.

2- باستان شناسان ثابت کردند انسانهایی در هزاران سال پیش میزیسته و استخوانهای آنها را کشف کرده اند اما این داستان عمر انسان را محدود به 6000 سال میکند.

3- اگر در آن زمان مار سخن گفته یعنی آدم و حوا سخن میگفته اند که مار به زبان آنها تکلم کرده پس این نقش و نگارهایی که در غارها کشف می شود نشانه چیست؟مگر انسان های اولیه به وسیله این علامات با یکدیگر گفتگو نمی کرده اند؟

4- اینهمه نژاد مختلف در روی زمین از کجا پدید آمده؟؟ شاید با تغییر آب و هوا، رنگ پوست و حالت بدن عوض شود اما نژاد کسی عوض نمی شود.حال چطور ممکن است تنها از 2 انسان این همه نژاد مختلف بر روی زمین ایجاد شود؟

5- آیا عدل خداوند چنین مقتضی می کند که به خاطر خطای 2 نفر نسل کل بشریت باید تا ابد تاوان آن گناه را بدهد؟

6- انسان به واسطه عقل از سایر موجودات برتر و بالاتر است حال چطور ممکن است یک حیوان (مار) بتواند ابوالبشر را گول بزند؟ چطور ممکن است انسان از یک حیوان گول بخورد؟ یعنی شیطان برای گول زدن یک انسان خود را به شکل حیوان در آورده است مخلوقی که قوت تفکر ندارد و در رتبه پایین تر از انسان قرار دارد ولی توانسته رتبه مافوق خود را گول بزند.چطور چنین چیزی ممکن است؟!


_________________
[color=red]برای تشکر از مطالب لطفا از کلید تشکر استفاد کنید

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
نمایش پستها:   
این بخش قفل شده است و شما نمی توانید در آن پست، پاسخگویی، یا حذف انجام دهید.   این موضوع قفل شده است و شما نمی توانید آن را ویرایش کرده و یا به آن پاسخ دهید.      Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

آخرين تيترهاي خبري آخرين تيترهاي انجمن ها نقشه سايت آمار

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت مربوط به www.Newsaqar.info می باشد و هرگو نه کپی برداری از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع بلامانع است.