بطوریکه از انبیا و مرسلین و ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین مختصرا بیان شد، این بشارات تحقق نمی یابد جز در ظل تعالیم حضرت بهاالله جل ثنائه که همه آن تعالیم بر محور وحدت عالم انسانی دور می زند و این وحدت بوسیله احکام هیچیک از ادیان قبل تحقق پذیر نیست. زیراکه یکی از اسباب تحقق وحدت عالم انسانی تساوی حقوق رجال و نسا است و در هیچ یک از ادیان قبل حقوق زن و مرد بطور تساوی برقرار نگردیده و نیز یکی از اسباب ترک تقالید و تحری حقیقت است و پیروان ادیان قبل گرفتار تقالید از آبا و اجداد و علمای دینی هستند و تا از این تقالید دست نکشند و تحری حقیقت نکنند حق را از باطل تمییز ندهند و بمبدا حقیقت واحد راه نیابند ((زیرا حقیقت یکی است)) و در ظل یک دین مجتمع نشوند و نیز این وحدت جز به لزوم مطابقت دین با علم و عقل میسر نیست و پیروان ادیان قبل چنانکه مذکور شد همه گرفتار عقاید موهومه و افکار و انتظاراتی بر اساس ظواهر غیر معقوله هستند مانند غیبت قائم که برای آمدن آن نشانه هایی را در ذهن آنها وجود دارد که به چند مورد از آنها در سایت اشاره شد یا رجعت حضرت مسیح و سوار شدن ایشان بر ابر یا باغها و مکانهای موهومی به عنوان بهشت و جهنم ظاهری که همگی مادی هستند ولی روح انسان جدا از مادیات است. یا صلح و سازش شیر و آهو و پلنگ و گوساله و گرگ و گوسفند و بسیاری از مطالب دیگر که اعتقاد به ظواهر آنها بدون توجه به اسرار و رموز واقعی آن هرگز با علم و عقل مطابقت نخواهد داشت و پیروان ادیان و مذاهب قبل توجه به ظواهر کرده اند و یا به عبارت دیگر تبعیت از اوهام و خرافات را از ضروریات دین و مذهب می شمارند و پایه و اصول دین و مذهب را بر روی آن قرار داده اند.
حضرت بهاالله جل ثنائه در کتاب مستطاب ایقان کشف اسرار و رموز و حل جمیع مشکلات و معضلات و متشابهات کتب قبل را فرموده اند و نیز وحدت عالم انسانی مستلزم ترک تعصبات است از جمله تعصبات، تعصب دینی است که همه پیروان ادیان قبل بشدت از هم متنفرند و یکدیگر را کافر و مشرک و نجس می دانند و از جمله تعصبات، تعصب مذهبی است که پیروان یک دین و یک کتاب بعلت اختلاف مذهب همه با هم در نهایت دشمنی و کینه می باشند و از جمله تعصبات، تعصب سیاسی است که احزاب و فرق سیاسی یکدیگر را مرتجع و منحرف از طریق تمدن و تقدم می دانند و از جمله تعصبات، تعصب نژادی است که نژادهای مختلف همه با هم در نهایت عناد هستند حتی در ممالک متمدنه هنوز بین سفید پوستان و سیاه پوستان تعصبات و منافرت بشدت وجود دارد و از جمله تعصبات، تعصب وطنی است که انسان تنها وطن خود را دوست بدارد ولیکن نسبت به وطن دیگران تجاوز و تعدی روا دارد یا ابراز انزجار کند. حضرت بهاالله می فرمایند"لیس الفخر لمن یحب الوطن بل لمن یحب العالم" .معنی بیان مبارک این نیست که کسی به خانه و وطن خود علاقه نداشته باشد بلکه معنی این است که چون انسان عالم را دوست داشت وطن هم جزو عالم است بدیهی است که آنرا هم دوست خواهد داشت.
حضرت شوقی ربانی ولی امرالله می فرمایند:"اهل بها چه در ایران و چه در خارج از موطن جمال اقدس ابهی را پرستش نمایند و در احیا و تعزیز و ترقی و ترویج مصالح حقیقه این سرزمین منافع بلکه جان و مال خویش را فدا و ایثار کنند."
و از جمله تعصبات ، تعصب لسانی است که اختلاف السنه بین ترک و فارس و عرب و عجم و آلمانی و فرانسوی و سایر اقوام و ملل کدورت و عداوت و سوء تفاهمات کرده است. جمیع این تعصبات مخرب بنیان بشریت و موجب بروز جنگ و جدال بوده و عالم انسانی با وجود این تعصبات قادر به تاسیس وحدت و صلح عمومی نخواهد بود.
حضرت بهاالله جمیع را به ترک تعصبات امر فرموده است و از جمله اسبابی که وحدت عالم انسانی مستلزم آن است لسان عمومی و واحد می باشد. حضرت بهاالله بوحدت زبان و خط امر فرموده اند که برای حسن تفاهم و معاشرت و ارتباط اقوام و ملل با یکدیگر تسهیل تحصیل علوم و صنایع و تجارت باید ملل جهان علاوه بر زبان مادری و محلی یک زبان عمومی نیز انتخاب کنند و در سراسر گیتی تعلیم دهند تا هر کس دارای 2 لسان باشد یکی زبان مادری و با دیگری که زبان بین المللی است در هیچ یک از قطعات عالم غریب و نا آشنا نمانده و از کتب و نشریات عام المنفعه عموم ملل که البته به زبان و خط عمومی منتشر می شود استفاده کند در این صورت عالم در حکم یک وطن مشاهده شود.
نیز وحدت عالم انسانی مستلزم صلح عمومی است که باید جمیع ادیان و مذاهب و ملل و احزاب و نژادهای مختلف و زمامداران ممالک با هم متحد و متفق شوند و همچنین مستلزم تعدیل یک معیشت و حل مسئله اقتصاد است که شرح آن مفصل و بیان آن از حوصله این مختصر خارج است و این امور جز در ظل تعالیم حضرت بهاالله تحقق پذیر نخواهد بود.
و همچنین می فرمایند:"دین باید سبب الفت و محبت باشد ... اگر دین سبب عداوت شود نتیجه ندارد... هرچه سبب عداوت است مبغوض خدااست و آنچه سبب الفت و محبت است مقبول و ممدوح اگر دین سبب قتال و درندگی شود آن دین نیست بی دینی بهتر از آن است زیرا دین به منزله علاج است و اگر علاج سبب مرض شود البته بی علاجی بهتر است"
تنها دینی که در این عصر و زمان توانسته جمیع تعصبات را زائل سازد و از پیروان همه ادیان و مذاهب و نژادها در ظل تعالیمش مجتمع فرماید و قلوب آنها را بهم الفت بخشد و تاسیس وحدت عالم انسانی و صلح عمومی کند، دیانت مقدسه بهایی است و امروز جز در ظل تعالیم متعالیه اش فلاح و نجاح برای اهل عالم مقدور و متصور نیست پس طوبی للمقبلین و هنیئا للمومنین.
(تلخیص از برهان واضح)