سه شنبه 17 دی 1387   
www.newsaqar.com :: مشاهده موضوع - نکاتی چند در مورد خاتمیت
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست www.newsaqar.com » اسلام

این بخش قفل شده است و شما نمی توانید در آن پست، پاسخگویی، یا حذف انجام دهید.   این موضوع قفل شده است و شما نمی توانید آن را ویرایش کرده و یا به آن پاسخ دهید.      Printer-friendly version
نکاتی چند در مورد خاتمیت

مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
admin
مدیر فنی سایت
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 15 خرداد 1386
پست: 544

تشکر: 31
تشکر شده 32 بار در 28 پست

iran.gif


امتیاز: 606
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: شنبه 26 خرداد 1386 - 01:30    عنوان:  نکاتی چند در مورد خاتمیت پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

نکاتی چند در مورد خاتمیت



اگر اعتقاد بر ختمیت رسل را بطریقی که اکنون میان علمای یهودی و مسیحی و اسلامی رواج دارد مورد مطالعه قرار دهیم خواهیم دید که این اعتقاد از نظر اینکه با سه اصل کلی که اکنون مورد قبول مکاتب الهی و مذاهب آسمانی می باشد مغیرت دارد صحیح به نظر نمیرسد بدین طریق که :
اولا: اعتقاد به انقطاع سلسله رسالت با اصل رحمت مستمر و منبسط الهی مغایرت دارد.
ثانیا: اعتقاد بر خاتم النبیین با علم واسع و نامحدود الهی مغایر بوده و علم نا محدود الهی را محدود میسازد.
ثالثا: اعتقاد به خاتم النبیین با اصل ضرورت تکامل روحانی بشر مغایر است.

اکنون برای اینکه نکات مذکور بیشتر مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد هر یک را جداگانه مورد مطالعه قرار میدهیم.

نکته اول: همانطور که اشاره گردید اعتقاد به موضوع ختمیت سلسله نبوت و انقطاع رشته رسالت که اکنون مورد قبول ادیان سالفه میباشد با اصل رحمت الهی که باید مستمر و دائم شامل حال نوع انسان گشته و اورا راهنما و هادی باشد مغایر به نظر میسرد چه که با قبول این مسئله که عالم وجود بصرف فضل و محبت الهی موجود و در بقا و ارتقا ، پیوسته بنزول فیض و رحمتش محتاج می باشد پس چگونه میتوانیم نفثات روح القدسی را که اعظم فیض الهی بر عالم انسانی است خاتمه یافته بدانیم و باب رحمت اورا بعد از شریعت مسیحی یا محمدی مسدود و دست مبسوطش را مغلول تصور کنیم.اگر این طرز اعتقاد صحیح میبود پس به چه علت خداوند منان در آیات شریفه قرآن قوم موسی بن عمران را مورد سرزنش قرار داده و در جواب "قالت الیهود ید الله مغلوله"(1) آنان را بدین بیان مخاطب میکند "غلت ایدیهم و لعنوا بما قالو بل یداه مبسوطتان" یعنی بسته باد دستهای خودشان لعنت کرده شدند به آنچه که گفتند بلکه دو دست او باز است . واضح است که مراد از کلمه "مبسوطتان" این نیست که دست قدرت الهی زمانی مبسوط بوده و امروز دیگر بسته و مغلول میباشد چه که وقتی می فرماید "بل یداه مبسوطتان" یعنی همیشه دست مکرمت الهی باز و باب رحمتش مفتوح است همچانکه ذات مقدس او همیشه عالم و قادر و سمیع و بصیر بوده و در صفات او که عین ذات است نقصانی و تعطیلی بوجود نمیاید در صفت رحمانیت او نیز تقلیلی نبوده و همیشه رحمت خود را بر عالمیان ارزانی خواهد فرمود و هیچ زمان در فیض واسع او تعطیلی نخواهد بود.
ضمنا باید دانست همانطوریکه در بسیاری از احادیث و تفاسیر اسلامی آمده است اعتراض قوم یهود در مورد آیه قالت الیهود یدالله مغلوله انقطاع رسول بعد از ظهور حضرت موسی بوده است چنانچه ملامحسن فیض در تفسیر همین آیه احادیثی از حضرت صادق نقل کرده است که از جمله این است "و فی التوحید عن الصادق فی هذه الایه لم یعنوا انه هکذا و لکنهم قالو قد فرغ من الامر فلا یزید و لا ینقص قال الله جل جلاله تکذیبا لقولهم غلت ایدیهم و لعنوا بما قالو بل یداه مبسوطتان ینفق کیف یشاء الم تسمع الله یقول یمحوالله ما یشاء و یثبت و عنده الم الکتاب"
ایضا در تفسیر علی بن ابراهیم قمی در صفحه 92 مذکور است " و قالت الیهود ید الله مغلولة غلت ایدیهم و لعنوا بما قالوا بل یداه مبسوطتان قال قالوا قود فرغ الله من الامر لا یحدث الله غیره قد قدره فی التقدیر الاول فرد الله علیهم فقال بل یداه مبسوطتان ینفق کیف یشاء ای یقدم و یوخر و یزید و ینقص و له البدا و المشیه" همچنین در کلمات مکنونه ملامحسن فیض کاشی چاپ سربی صفحه 48 مذکور است"و قالت الیهود یدالله مغلولة قال لم یعنوا انه هکذا و لکنهم قالو قدر فرغ من المر فلا یزید و لا ینقص فقال الله تعالی تکذیبا لقولهم غلت ایدیهم و لعنوا بما قالو بل یداة مبسوطتان ینفق کیف یشاء"
شاید بهمین علت بود که شارع مقدس اسلام نیز با توجه به دو اصل کلی یعنی لزوم استمرار رحمت الهی و اصل تغییر و تکامل بشر که لازمه حیات انسان است تجدید شرایع و بعث و ظهور پیامبرانی را بعد از شریعت خود در مستقبل ایام ضروری دانسته و آنرا از سنن ابدی و لا یتغیر الهی شمره است . به حدیکه در آیات شریفه قرآن ملل و اقوامی را که شریعت خود را غیر قابل تغییر میدانسته اند و رسول خود را آخرین رسول میشمرده اند مورد سرزنش قرار داده و آنان را از پیروی این نوع عقاید خرافای منع و تحذیر میفرمایند چناچه در سوره الجن آیه 7 میفرمایند " انهم ظنو اکما ظنتم ان لن یبعث الله احدا" یعنی بدرستیکه آنها گمان کردند همانطوریکه که شما گمان کردد که هرگز خداوند احدی را مبعوث نخواهد کرد.
همچنین در سوره المومن آیه 36 میفرمایند"و لقد جائکم یوسف من قبل بالبینات فما زلتم فی شک مما جائم به حتی اذا هلک قلتم لن یبعث الله من بعده رسولا کذلاک یضل الله من هو مسرف مرتاب" یعنی بتحقیق آمد شما را یوسف از قبل با بینه ها پس پیوسته بودید در شک از آنچه آورد شما را به آن، چون هلاک شد گفتید هرگز مبعوث نمیکند خداوند بعد از او رسولی را اینچنین گمراه میکند خدا کسی را که اوست اسراف کنند و شک آورنده.
اکون با توجه به آیات فوق الذکر معلوم است که تکرار آیات مزبور در نصوص اسلامی برای آن بوده است که ملت اسلام عبرت گرفته مانند ملل قبل قائل و متکلم به "لن یبث الله احدا" نشوند و باب فیض الهی را مسدود ندانند و چون قوم یهود دست مبسوط الهی را مغلول تصور نکنند.

-----------------------
1- سوره مائده آیه 69

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
admin
مدیر فنی سایت
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 15 خرداد 1386
پست: 544

تشکر: 31
تشکر شده 32 بار در 28 پست

iran.gif


امتیاز: 606
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 27 خرداد 1386 - 00:48    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

نکته دوم : مفهوم خاتم النبیین با علم واسع و نا محدود الهی مغایرت دارد



آز آنجائیکه علمای اسلامی تعالیم قرآن کریم را آخرین تعلیم آسمانی میدانند و با تمسک به آیه "لا رطب و لا یابس الا فی کتاب المبین" آیات و سوره قرآنی را آخرین برگی از دفتر معارف الهی میشمارند و باستناد "الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی (1) قرآن را آخرین نعمت الهی برای عالم انسانی میشمارند لذا لازم است تذکر داده شود که آیات مزبور به هیچ وجه معنای قطع سلسله رسالت را ندارد چه که اختمام دوره رسالت و اتمام فیض شریعت که مورد اعتماد و علاقه پیروان ادیان گذشته میباشد نه تنها بارحمت واسع و مستمر الهی مغایرت دارد بلکه با علم وسیع و نامحدود الهی نیز مخالف به نظر میسرسد در حقیقت چنین عقایدی علم الهی را مقید و محدود بر آیات و سور قرآنی نموده و یکنوع تحدید و نقص در علم الهی بوجود میاورد چه اعتقاد بر اینکه خداوند رحمان علوم اولین و آخرین را از رطب و یابس فقط در قالب الفاظ و عبارات قرآن نازل و آخرین کلام خود را توسط حضرت محمد بر بشر ارسال فرموده است با موازیت عقلی و حکمت و فلسفه ادیان مغایر و با علم واسع حضرتش مخالف و با آیات مصرحه در قرآن کریم نیز مباین به نظر میرسید چه قرآن کریم تصریح دارد بر اینکه خداوند رحمان با نزول آیات شریفه قرآن فقط مقدار قلیلی از معارف خود را بر نوع انسانی ظاهر فرموده است.چنانچه در سوره الحجر آیه 21 میفرمایند "و ان من شئی الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم" یعنی نیست هیچ چیز مگر اینکه در نزد ماست خزینه و منبع آن نمیفرستیم آنرا مگر به اندازه معین.و همچنین در سوره الاسرا آیه 87 میفرمایند "و ما اوتیهم من العلم الا قلیلا" یعنی داده نشده بشما از علم من مگر مقدار کمی.
اکثر مفسیرین اسلامی اعم از شیعه وسنی در تفسیر این آیه مبارکه گفته اند که چون قوم یهود علم واسع الهی را محدود به آیات تورات دانسته و مدعی شدند که جمیع علوم اولین و آخرین در متون تورات (2) منظور گشته و دیگر نیازی به شرع جدید و ظهور جدید نمیباشد لذا خداوند رحمان در رد اعتراض آنان آیه "و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا" را نازل فرمود تا قوم یهود و همچنین اقوام دیگر نیز عبرت گرفته و دریابند که علم واسع و نامحدود الهی محدود و مقید نمیگردد و حقایق نامتناهی خداوندی هرگز نفاد و تمامی نمی پذیرد. همچنین قوم یهود از پیغمبر سئوال نمودند که آیه "و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا" آیا مختص تورات بوده؟ یا اینکه شامل قرآن کریم نیز می شود و خداوند در جواب آنان متذکر گردید که قرآن نیز با تمام جامعیت خود حامل جمیع علوم الهی نبوده بلکه او هم حقایق قلیلی را از دفتر معارف بیکران الهی بر جامعه انسانی تعلیم فرموده است چنانچه اکثر مفسرین اسلامی از شیعه و سنی نیز در تفسیر این آیه متذکر گشته اند که قرآن نیز مقدار قلیلی از معارف الهی را برای مردم آشکار ساخته است.
در کتاب المنشور جلاالدین سیوطی در جز رابع آخر صفحه 199 مذکور است "و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا قالو اوتینا علما کثیرا اوتینا التوراة و من اوتی التوراة فقد اوتی خیرا کثیرا فانزل الله تعالی قل لوکان البحر مدادا لکلمات ربی لنفد البحر قبل ان تنفد کلمات ربی" یعنی خداوند در جواب یهودیانی که مدعی جامعیت و تمامیت تورات بوده و آنرا غیر قابل تغییر میدانستند و میگفتند من اوتی التوراة فقد اوتی خیرا کثیرا (3) فرمود بگو ای محمد اگر دریاها مرکب باشد برای نوشتن کلمات پروردگار من ، هر آینه تمامی می پذیرد دریاها قبل از آنکه کلمات پروردگارم تمامی پذیرد.
در کتاب روح البیان تالیف شیخ اسماعیل حق الجلد الخامس صفحه 197 مذکور است."و ما اوتیتم علم و یویده ما روی ان رسول اللخ ص لما قال لهم ذلک قالو نحن مختصون بهذا الخطاب ام انت معنا فیه فقال بل نحن و انتم لم نوت من العلم الا قلیلا قالو ما اعجب شانک ساعه تقول و من یوت الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا و ساعة تقول هذا . فنزلت و لوان ما فی الارض من شجره اقلام و البحر یمده من بعده سبعة ابحر ما نفدت کلمات الله" (4)



لا نفدت کلمات الله

وقتی که به استناد برخی از آیات مصرحه در قرآن کریم مانند آیه "و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا و آیه نفدت کلمات الله" استدلال میگردد که هیچ یک از کتب آسمانی اعم از تورات و انجیل و قرآن آخرین کلام الهی نمیتواند باشد و اصولا تعالیم و کلمات الهی نفاد و تمامی نمی پذیرد علمای اسلامی میگویند که آیات مذکور تنها لایتنهای و نا محدود بودن علم الهی را بثبوت رسانیده و به هیچ وجه از آیات مزبور تشریع تعالیم دیگر و یا تنزیل ادیان و شرایع دیگر و ظهوری دیگر بعد از شریعت اسلام مستفاد نمی گردد در جواب چنین افرادی لازم است متذکر گردیم که اولا آیه شریفه "و لا نفدت کلمات الله" که در فوق بدان اشاره گردید در جواب مسئله نامحدود بودن علم الهی نبوده است بلکه آیه مزبور صرفا در جواب اعتراض یهودیانی بود که در صدر اسلام مدعی جامعیت و تمامیت تورات بوده و تصور میکردند که با نزول تورات فیض روح القدسی تمامی پذیرفته و رحمت واسعه الهی پس از نزول تورات مقطوع گردیده است لذا پیامبر اسلام برای اینکه آنانرا از چنین طرز فکر و اعتقاد واهی نجات دهد آیه " مانفدت کلمات الله" را بیان فرمودند.
ثانیا در قسمت قبل اشاره گردید آیات فوق الذکر مختص تورات نبوده بلکه بنا بر اقوال مفسرین اسلامی که در قسمت بالا به آنها اشاره گردید این خطاب به عام می باشد و جمیع ادیان را شامل میگردد لذا قران کریم نیز مانند کتب قبل فقط مقدار محدودی از معارف الهی را بر جامعه انسانی تعلیم و به حکم آیه " و ما ننزله الا بقدر معلوم" تنها مقدار مشخصی از حقایق روحانی را نازل فرموده است. بنابراین اگر بشر آینده به معارف بیشتری نیازمند باشد لازم میاید که مظاهر دیگر مبعوث گشته و حقایق بیشتری به جامعه انسانی عرضه نمایند چنانچه قرآن کریم خود بدین مسئله اشاره کرده و میفرماید " و لن شئنا لنذهبن بالذی اوحینا الیک ثم لا تجد علینا به وکیلا" یعنی اگر بخواهیم میگیریم از تو ای محمد آنچه را که به تو وحی کرده ایم آنوقت تو دیگر وکیل ما نتوانی بود.
در کیله تفاسیر اسلامی گفته شده است که در این آیه مبارکه مراد از کلمه روح قرآن کریم است چنانچه در هامش تفسیر کبیر امام فخر رازی که به قلم ابی السعود تالیف یافته در صفحه 641 چنین مینویسد"فالقول الاول اون المراد من هذا الروح هو القرآن قالو و ذلک لان الله تعالی سمی القران فی کثیر من الایات روحا یدل علیه قوله و کذلک اوحینا الیک روحا من امرنا و قوله ینزل الملائکه و الروح من امره " همچنین در مجمع البیان طبرسی جز ششم ص 437 مذکور است " ان الروح الذی هو القرآن من امر ربی انزله دلالة علی نبوتی"
باید دانست که کلمه یا کلام که در کتب مقدسه قبل و آیات قرآن کریم بیان شده است معمولا بر وحی آسمانی و گاهی هم بر آیات قرآن کریم اطلاق گردید است از جمله در کتاب المفردات راغب اصفهانی ص 439 مذکور است "... ان الله یبشرک بیحیی مصدقا بکلمه من الله قیل هی کلمه التوحید و قیل کتاب الله و قیل یعنی به عیسی تسمیته عیسی بکلمه من هذه الایه "
همچنین در بحارالانوار مجلسی باب الرجمه آمده است که حضرت امیر در خطبه مخزون فرمود "و انا کلمه الله" در انیجل یوحنا باب اول نیز آمده است که مسیح فرمود " در ابتدا کلمه بود و کلمه نزد خدا بود کلمه خدا بود کلمه جسم گردید و میان ما ساکن شد" و در قاموس کتاب مقدس تالیف جیمز هاکس صفحه 735 چنین آمده است " که قصد از کلمه خداوند ما عیسی مسیح است"
ثالثا در بسیاری از آثار و احادیث اسلامی وعده داده شده است که وقتی قائم موعود ظهور فرماید چندین برابر قرآن و آثار و حقایق، تعلیم خواهد فرمود چنانچه در حدیثی از امام صادق آمده است "العلم سبعة و عشرون حرفا و فجمیع ما جائت به ارسل حرفان فلم یعرف الناس حتی الیوم غیر الحرفین فاذا قام قائما اخرج الخمسه و العشرین حرفا" (5) مقصود از این حدیث که در بحار الانوار مجلسی و اصول کافی و سایر کتب شیعه منقول میباشد این است که علم نزد خداوند بیست و هفت حرف است جمیع انبیا تا کنون دو حرف را آورده اند چون قائم ما بیاید 25 حرف دیگر آنرا خواهد آورد.
اکنون با توجه به مضمون این حدیث به خوبی معلوم میگردد که اولا قائم مقام رسالت مستقله داشته و حضرتشان برای تاسیس شریعتی نو احکامی جدید مبعوث خواهد گردید . ثانیا فیض الهی و نفثات روح القدسی بعد از شریعت اسلامی نه تنها قطع از عالم نخواهد شد بلکه اشراق و تجلیاتش شدید تر خواهد گردید و با ظهور قائم موعود معارف بیشتری به جامعه انسانی عرضه خواهد شد.


--------------------------
1- در قسمت "اشارات قرآنی به ظهور جدید" توضیح داده شده است.
2- در مزمور نوزدهم آیه 7 تورات مذکور است "شریعت خداوند کامل است و جان را بر میگرداند"
3- یعنی کسی را که توراة داده شد خیر کثیری داده شده است.
4- یعنی ما ندادیم به شما از علم و تایید این مطلب را آنچه را که از رسول خدا روایت شده است که فرمود برای آنان (یهودیان) این آیه را پس آنان گفتند آیا این خطاب الهی مختص به ما است یا تو هم ای محمد با ما در آن شریک هستی پیغمبر فرمود بله ما و شمارا خداوند از علم خود اندکی و قلیلی عطا فرمود پس گفتند چقدر تعجب آور است مقام تو ساعتی میگویی "و من یوتی الحکمه فقد اوتی خیرا کثیرا" و ساعتی میگویی این آیه را " و ما من العلم الا قلیلا" پس در جواب آنان این آیه نازل شد که آنچه در زمین از درختان است قلم شوند و هفت دریا مرکب باشند باز هم کلمات خداوند تمامی نمی پذیرد.
5- بحارالانوار مجلسی صفحه 190 – منتهی الامال شیخ عباس قمی جلد دوم صفحه 192 – غایةالمرام هاشم بحرانی – نجم الثاقب میرزا حسین نوری و کفایة الموحدین طبرسی.ُ

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
admin
مدیر فنی سایت
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 15 خرداد 1386
پست: 544

تشکر: 31
تشکر شده 32 بار در 28 پست

iran.gif


امتیاز: 606
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 28 خرداد 1386 - 13:49    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

نکته سوم : خاتمیت پیامبران با اصل تکامل بشر مغایر می باشد


از آنجائیکه نوع انسان برای ارتقا به مدارج کمال و روحانیت پیوسته نیاز به مربی آسمانی و تعالیم روحانی دارد و تکامل معنوی وی مستلزم استمرار نفثات روح القدسی می باشد لذا اگر این فیض آسمانی و سلسله ظهورات انبیا به پایان رسد نوع بشر از تکامل معنوی و ارتقا روحانی عاجز و ناتوان گشته و برای همیشه محروم از حیات روحانی وممنوع از تکامل و ارتقا معنوی خواهد گردید در حقیقت وجود انسانی مانند نهالی است که مربی آن نفثات روح القدسی و تعالیم آسمانی می باشد و اگر نهال روح انسانی از فیض حیات بخش شموس حقیقی و از ریزش باران عنایت و رحمت الهی محروم ماند و از نسائم روح بخش تعالیم آسمانی استفاضه ننماید درختی بی ثمر خواهد گردید پس اصل ضرورت تکامل روحانی انسانی ایجاب می نماید که نفثات روح القدسی مانند آفتاب همیشه بتابد و مانند باران پیوسته ببارد تا اراضی قلوب انسانی از پرتو خورشید حقیقت و ریزش باران رحمت الهی صفا و جلای روحانی یافته و قابل دخول در ملکوت الهی شود با این توضیح معلوم است که ادامه و استمرار ظهورات الهیه البته بطریق تناوب به حدی ضروری به نظر میرسد که هرگز نمیتوان انقطاعی برای آن تصور نمود و نوع بشر را مستغنی از ظهور مظاهر امر دانست و سلسله انبیا را فقط به استناد کلمه "خاتم النبیین" خاتمه یافته تلقی نمود.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
نمایش پستها:   
این بخش قفل شده است و شما نمی توانید در آن پست، پاسخگویی، یا حذف انجام دهید.   این موضوع قفل شده است و شما نمی توانید آن را ویرایش کرده و یا به آن پاسخ دهید.      Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

آخرين تيترهاي خبري آخرين تيترهاي انجمن ها نقشه سايت آمار

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت مربوط به www.Newsaqar.info می باشد و هرگو نه کپی برداری از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع بلامانع است.