اعتقاد بر ختميت رسل در ادیان سالفه
از تحقیق و بررسی عقاید ملل مختله جهان چنین استنباط میگردد که مومنین بادیان سالفه از یهود و مسیحی و مسلمان جمیعا پیامبر خود را خاتم پیامبران دانسته و باستناد برخی از آیات کتب مقدسه شریعت خود را آخرین شریعت و کتاب خود را آخرین کتاب میدانند و بدین وسیله باب رسالت و نبوت را مسدود و تجلی نفثات قدسی را مقطوع تصور میکنند مثلا قوم اسرائیل بآیاتی از تورات تمسک جسته و گویند که خداوند قوم قوم یهود را افضل و و اشرف بر دیگران قرار داده و تورات را قانونی کامل و ابدی و مصون از نسخ و تغییر دانسته است چنانچه در کتاب اشعیا باب چهلم آیه 7 و 8 مذکور است "لیکن کلام خدای ما تا ابد الاباد استوار خواهد ماند"
ایضا در مزمور صفحه نوزدهم آیه 7 مذکور است "شریعت خداوند کامل است و جان را بر میگرداند" در صفحه صدو نوزدهم آیه 44 نیز چنین آمده است "شریعت ترا دائما نگاه خواهم داشت تا ابدالاباد". در لاویان باب 18 آیه 5 نیز چنین آمده است "احکام مرا بجا آورده و فرائض مرا نگاهدارید" در مزمور صفحه 119 آیه 98 چنین آمده "ای خداوند کلام تو تا ابدالاباد در آسمانها پایدار است امانت تو نسلا بعد نسلا"(قرآن نیز جامعیت و تمامیت کتاب تورات را تایید کرده است)
همچنین علمای مسیحی نیز در اثبات خاتمیت حضرت مسیح به آیاتی از انجیل تمسک جسته اند و گویند مسیح آخرین رسول الهی و انجیل آخرین کتاب اوست چه که پدر آسمانی را تنها یک فرزند بود و آنرا در قالب بشری به نام مسیح بجهان فرستاد تا نوع انسان را از گناه رهایی بخشد و از آلودگی نجات دهد پس تنها مسیح پسر خدا و فرستاده او و فیض او و تجلی اوست.و بعد از او تجلی دیگر و ظهور دیگر نتواند بود چناچه در رساله بعبرانیان باب اول آیه سوم میفرماید "مسیح فروغ جلالش و خاتم جوهرش بوده" ایضا در رساله پطرس باب اول آیه 25 میفرماید "لکن کلمه خدا تا ابدالاباد باقی است و این است آن کلامیکه بشما بشارت داده شده است" و در رساله اول پولس بقرنتیان باب 3 آیه 11 میفرماید "زیرا بنیادی دیگر هیچ کس نمیتواند نهاد جز آنکه نهاده شده است یعنی عیسی مسیح"
انجیل متی باب 28 آیه 18 تا 20 میفرماید "اینک من هر روزه تا انقطای عالم همراه شما می باشم"
انجیل لوقا باب 21 آیه 33 مذکر است "آسمان و زمین زائل میشود لیکن سخنان من زائل نخواهد شد"
انجیل لوقا باب اول آیه 33 میفرماید "و او بر خاندان یعقوب تا ابد پادشاهی خواهد کرد و سلطنت اورا نهایت خواهد بود"
علمای اسلامی نیز مانند علمای مسیحی و یهودی شارع اسلام را ختم رسل و قرآن را ختم کتب دانسته و سلسله نبوت را بعد از پیام اسلام مقطوع میدانند آنان از کلمه "خاتم النبیین" که تنها در سوره احزاب نازل گردیده است دو مفهوم کلی استنتاج مینمایند.
یکی آنکه گویند بحکم آیه شریفه قرآن اسلام آخرین مکتب تکاملی است که نوع بشری در این جهان بخود دیده است.(که این نهایت اشتباه است زیرا برخی از احام اسلام مانند برده داری هنوز منسوخ نشده است) دیگر اینکه بعد از ظهور شریعت محمدی تشریع شرایع برای همیشه مقطوع گردیده است.
اکنون در تحقیق و اثبات صحت و سقم این دو مفهوم که از کلمه خاتم النبیین برای علمای دین مبین حاصل گردیده است اگر چناچه سئوال شود به کدام دلیل و برهان عقلی شریعت اسلام آخرین سرحد کمال انسانی بوده و به چه علت باب فیض و رحمت الهی بعد از نزول شریعت محمدی مسدود گردیده است آنان نیز مانند ادیان سالفه بجای آنکه حجت و برهان اقامه نمایند و عقاید خود را با موازین علمی اثبات کنند صرفا بظواهر بعضی از نصوص کتب مقدسه استناد نموده و عقاید خود را تنها از طریق نقل بعضی از آیات به اثبات میرسانند غافل از آنکه اگر به طور عمیق برآیات قرآن کریم نظر گردد ملاحظه خواهد شد که از کلمه خاتم النبیین و یا آیات دیگری که علمای اسلام آنرا دال بر انقطاع رسالت میدانند بهیچوجه قطع سلسله رسالت مستفاد نمیشود و از آیات مزبور معنی تعطیل یا قطع فیض حضرت الوهیت از عالم بشریت استنتاج نمیگردد.