سه شنبه 17 دی 1387   
www.newsaqar.com :: مشاهده موضوع - معنای خاتم النبیین از نظر آثار بهایی
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست www.newsaqar.com » اسلام

این بخش قفل شده است و شما نمی توانید در آن پست، پاسخگویی، یا حذف انجام دهید.   این موضوع قفل شده است و شما نمی توانید آن را ویرایش کرده و یا به آن پاسخ دهید.      Printer-friendly version
معنای خاتم النبیین از نظر آثار بهایی

مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
admin
مدیر فنی سایت
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 15 خرداد 1386
پست: 544

تشکر: 31
تشکر شده 32 بار در 28 پست

iran.gif


امتیاز: 606
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 21 بهمن 1386 - 20:24    عنوان:  معنای خاتم النبیین از نظر آثار به پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

معنای خاتم النبیین از نظر آثار بهایی



از آنجائیکه در متون و آثار بهایی شارع مقدس اسلام بکلمه خاتم النبیین (1) ملقب گردیده اند لذا برخی از محققین غیر بهایی چنین تصور مینمایند که در کتب بهایی نیز سلسله انبیا الهی بعد از پیامبر اسلام قطع و بساط رسالت و نبوت به ظهور حضرتشان منطوی گردیده است ولی نکته قابل توجه همین جاست که کلمه خاتم النبیین در آثار بهایی به هیچ وجه معنای ختم سلسله مظاهر مقدس و قطع فیض الوهیت را از عالم بشریت ندارد بلکه در آثار بهایی ذکر خاتم در حق پیغمبر اسلام به جهت تعزیز و تجلیل از مقام پیغمبر یا به معنی ختم دوره نبوت جزئیه و شروع دوره اعلای از آن که دون مقام غیب الهی و فوق نبوت است اطلاق گردیده است (2) که اکنون مزید تبصر هر کدام از معانی را جداگانه در پنج قسمت مورد مطالعه قرار میدهیم:

معنی اول : همانطور که در بدو مقال گفته شد یکی از معنانی خاتم النبیین که در آثار بهایی بدان اشاره شده است این است که خاتمیت پیغمبر اسلام به معنای ختمیت دوره رسالت جزئیه و شروع رسالت کلیه بوده است بدین معنی که با ظهور پیغمبر اسلام دوره نبوت و رسالت جزئیه خاتمه پذیرفته و مقدمات ظهور کلی الهی که در کتب مقدسه بشارت داده شده بود فراهم گردیده است چه که شارع بهایی هر چند در سلسله ادیان گذشته ظاهر و از لحاظ صفت مانند ادیان سلف جنبه رسالت دارند ولی مقاما از ظهورات گذشته برتر و عالیتر بوده و از لحاظ افاظه فیوضات معنوی به مراتب شدیدتر از انبیا پیشین بشمار میروند. این ظهور عظیم در حقیقت همان ظهور کلی الهی است که در کتب و رسالئل آسمانی مانند تورات و انجیل و قرآن و همچنین در احادیث و اخبار اسلامی به ظهور رب آسمانی و ظهور الله و نبا عظیم و ظهور مکلم طور ملقب گردیده است بنابراین به اعقاد بهایی رشته رسالت و نبوت نه تنها به ظهور پیغمبر اسلام منقطع نگردیده بلکه با ظهور حضرت بهاالله امر عظیمتری در عالم تحقق یافته است و نفثات روح القدسی نه تنها قطع نشده بلکه تجلی و اشراقش شدیدتر گشته است. چنانچه شارع بهایی خود به کرات در خلال نصوص و الواح مبارکه استمرار و توالی مظاهر آسمانی را امری ضروری دانسته و ضمنا برای آنکه عظمت ظهور خویش را نسبت به ظهورات گذشته معلوم گرداند پیامبر اسلام را به خاتم النبیین ملقب فرموده اند تا معلوم شود این ظهور جدید با آنکه دون مقام الوهیت می باشد ولی از مقام رسالت و نبوت که در شریعت اسلام تصور میرفته بالاتر و رفیع تر است بنابراین کلمه خاتم النبیین در آثار بهایی به هیچ وجه به معنای قطع سلسله رسالت و نبوت نبوده بلکه معنای آن این است که بعد از ظهور پیامبر اسلام ظهور عالیتری در عالم تحقق یافته و امر عظیمتری ظاهر گردیده است در مثل وقتی میگوییم معلم دوره متوسطه خاتم المعلمین است معنای این جمله این نیست که بعد از اختتام دوره متوسطه سلسله معلمین قطع و مراحل علم خاتمه پذیرفته باشد بلکه منظور ما از ختمیت در این مقام آنست که بعد از دوره متوسطه دوره عالیتری از علوم آغاز و معلم بزرگتر و مطلع تری رشته تدریس را بدست خواهد گرفت.چناچه حضرت بهاالله در جواهر الاسرار صفحه 49 که در اوائل ظهور نازل گردیده است بدین مطلب اشاره نموده و در اثبات فضیلت این ظهور بر ظهورات گذشته چنین می فرمایند " ثمّ اعلمْ بأنّ هذه الجنّة في يوم الله أعظم من كلّ الجنان وألطفُ من حقائق الرّضوان لانّ الله تبارك وتعالى بعد الّذي ختم مقام النّبوّة في شأن حبيبه وصفيّه وخيرته من خَلقه، كما نُزّل في ملكوت العزّة ﴿ولكنّه رسول الله وخاتَمُ النّبييّن﴾، وعد العباد بلقائه يومَ القيمة لعظمة ظهور البَعْد، كما ظهر بالحقّ. ولم يَكُنْ جنّةٌ أعظم من ذلك ولا رتبةٌ أكبر من هذا إنْ أنتم في آيات القرآن تتفكّرون. فهنيئاً لمن أيقن بلقائه يوم ظهور جماله" که معنای آن به طور خلاصه یعنی به جهت عظمت ظهور بعد بود که خداوند تبارک و تعالی بعد از آنکه مقام نبوت را در شان حبیب و برگزیده خود و بهترین خلق خود (رسول الله) ختم کرد مردم را به لقای خود در روز قیامت وعده داد.(3)

اکنون با کمی دقت در مضمون کلمات (لعظمه ظهور البعد) بخوبی معلوم میشود که اطلاق کلمه خاتم النبیین در حق پیامبر اسلام به جهت ذکر عظمت این ظهور بوده است البته واضح است که فضیلت و تقدم ظهور حضرت بهاالله بر ظهورات قبل بدان جهت میباشد که حضرتشان موعود جمیع ادیان و ملل عالم بوده و به جهت آنکه در زمان مترقی تری مبعوث گشته اند بنابر حوائج این عصر حقایق عالی تری و وسیعتری به جامعه انسانی عرضه فرموده اند چنانچه حضرتشان در کتاب ایقان در اثبات فضیلت مقام این ظهور به ظهورات گذشته آیه شریفه قرآن را که میفرماید"تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض"(4) مورد استناد قرار داده و با استناد به همین آیه است که در کلمات فردوسیه می فرمایند "مقام این امر فوق مقام ماظهر و یظهر است" در بیان عظمت این ظهور کافی است عرض شود که کتب مقدسه قبل و همچین آثار اسلامی و آیات قرآن کریم برای بیان عظمت ظهور بعد که ظهور حضرت بهاالله است آنرا به لقا الله تسمیه فرموده اند.چنانچه قرآن بعد از بیان آیه " ما کان محمد ابا احد من رجالکم ولکن رسول الله و خاتم النبیین" مردم را به لقای الهی بشارت داده می فرماید " تحیتهم یوم یلقونه سلام " یعنی تحیت آنها در روزی که خداوند را ملاقات کنند سلام است در اینجا ضمیر کلمه "یلقونه" راجع به خداوند بوده و منظورش ظهور کلی الهی می باشد چه که واضح است خداوند مجید هرگز از مقام کمال و اطلاق تنزل به رتبه نقص نمینماید و در هیکل انسان محدود و ناقص متجسد نمی گردد.پس به خوبی واضح است هر جا که قرآن کریم به ظهورالله بشارت میدهد مراد مظهر ظهور کلی الهی می باشد.

همچنین در کتاب ایقان مبارک می فرمایند "در کتاب مبین رب العالمین بعد از ذکر ختمیت فی قوله تعالی ولکن رسول الله و خاتم النبیین جمیع ناس را به لقای خود وعده فرموده"(5) همچنین در لوح ابن ذئب صفحه 134 می فرمایند "امروز کلمه مبارکه ولکن رسول الله و خاتم النبیین بیوم یقوم الناس لرب العالمین منتهی شد" و همچنین در زیارت نامه حضرت سید الشهدا می فرمانید " هذا یوم فیه انتهت آیه القبل بیوم یقوم الناس لرب العرش و الکرسی المرفوع" و همچنین در کتاب اقدس میفرمایند " ایاکم ان یمنعکم ذکر النبی عن هذا النبا الاعظم" و در لوحی می فرمایند "بشارت عظمی که از قلم اعلی جاری و نازل آنکه و لکنه رسول الله و خاتم النبیین بکلمه مبارکه یوم یقوم الناس لرب العالمین منتهی گشت. (6)
و در مجموعه اشراقات صفحه 57 میفرمایند "قل هذا یوم فیه استوی مکلم الطور علی عرش الظهور و قام الناس لله رب العالمین" و در لوحی می فرمایند "امروز روزیست که بزرگی آن در جمیع کتب الهی از قلم اعلی مذکور و مسطور است اگرچه ایام ظهور مظاهر احدیه مطالع نور الهیه در مقامی با یام الله مذکور ولکن این ایام در جمیع کتب تخصیص یافته و مخصوص است و به حق جل جلاله چنانچه به خاتم النبیا می فرمایند " یوم یقوم الناس لرب العالمین و همچنین الملک یوئذ لله و جاء ربک و الملک صفا صفا"
همچنین حضرت ولی امرالله در لوح قرن بدیع که به افتخار احبای ایران نازل شده است آثاری از عظمت این ظهور از بیانات مبارکه نقل می فرمایند که از جمله چنین است "امروز یوم الله است و حق وحده در او ناطق لایذکره فیه الاهو ... امروز سید روزها و سلطان ایام ها است ... بصر ایام است بلکه بصر عالم به آن روشن عالم زمان به ساعتی از ساعاتش معادله ننماید آفتاب و ماه شبه این یوم را ندیده از ختمیت خاتم مقام این یوم ظاهر و مشهود "


1- در اشراقات صفحه 293 میفرمایند "الصلوة و السلام علی سید العالم و مربی الامم الذی به انتهت الرساله و النبوه"
2- در مشارق الانوار شیخ رجب برسی صفحه 205 و در کتاب منتهی الامال شیخ عباس قمی جلد دوم صفحه 339 مذکور است که حضرت امیر در مورد ظهور مکلم طور فرمود "توقعوا ظهور مکلم موسی من الشجر علی طور"
3- جواهر الاسرار اثری است که از قلم حضرت بهاالله در جواب حاجی محمد اصفهانی که از شاگردان ممتاز شیخ مرتضی انصاری بشمار میرفت نازل گردیده است این لوح قبل از ایقان در بغداد نازل و در مورد اثبات حقانیت مظاهر مقدسه بحث نموده است.
4- یعنی بعضی از انبیا نسبت به بعضی دیگر افضل تر هستند و در سوره بنی اسرائیل آیه 57 میفرماید"لقد فضلنا بعض النبیین علی بعض" یعنی فضیلت دادیم بعضی از انبیا را بر بعضی دیگر.
5- صفحه 131
6- این بیان از اسرارالاثار جناب فاضل مازندرانی نقل گردیده است.


این مطلب آخرین بار توسط admin در دوشنبه 19 فروردین 1387 - 20:54 ، و در مجموع 1 بار ویرایش شده است.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
admin
مدیر فنی سایت
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 15 خرداد 1386
پست: 544

تشکر: 31
تشکر شده 32 بار در 28 پست

iran.gif


امتیاز: 606
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: چهار‌شنبه 24 بهمن 1386 - 00:46    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

معنی دوم: پیروان تمامی ادیان در این اعتقاد متفق القولند که مظاهر مقدسه جلوگاه صفات الهی و معرض کمالات حضرت باری تعالی می باشند هیاکل آسمانی در مثل مانند آئینه ای هستند که در مقابل شمس حقیقت قرار گرفته و کمالات الهی را جذب و بعالم انسانی منعکس می نمایند از جمله صفات الهی که در هیکل انبیا تجلی میابد صفت اولویت و آخریت است.چنانچه در قرآن کریم نیز اشاره شده است که "هو الاول و الاخر و الطاهر و الباطن"(1) و از آنجائیکه پیامبر اسلام نیز مظهر صفات الهی بوده اند لذا بدین مناسبت است که حضرتشان خود را مظهر اولویت و آخریت و بدئیت و ختمیت میدانند پس اگر چنانچه به حضرتشان کلمه خاتم النبیین اطلاق شود این ختمیت به اعتبار وحدتی است که در حقیقت روح انبیا الهی موجود می باشد چنانچه خود در مورد بدئیت مقام خود می فرمایند "و کنت نبیا و آدم بین الماء و الطین"(2) و همچنین در جای دیگر می فرمایند "کنت و علی نورا بین یدی الرحمن قبل ان یخلق عرشه"(3) شرح این موضوع را حضرت بهاالله به تفصیل در کتاب مستطاب ایقان بیان نموده اند از جمله می فرمایند "همان قسمی که در اول لا اول صدق اخریت برای مربی غیب و شهود میاید همان قسم هم بر مظاهر او صادق میاید و در حینی که اسم اولویت صادق است همان حین اسم آخریت صادق و در حینی که بر سر بدئیت جالسند همان حین بر عرض ختمیت ساکن و اگر بصر حدید یافت شود مشاهده مینماید که مظهر اولویت و آخریت و ظاهریت و باطنیت و بدئیت و ختمیت این ذات مقدسه و ارواح مجرده و انفس الهیه هستند"

از جهت دیگر وقتی که وحدت انبیا الهی به ثبوت رسید و مسلم گردید که هیاکل مقدسه یک حقیقت بوده و از یک منبع ساطع و متجلی میگردند پس جمیع آنان مظهر بدئیت و ختمیت می باشند و بر جمیع آنان کلمه فاتح النبیین و خاتم النبیین اطلاق میگردد در مثل اگر چنانچه آفتاب هزار بار طلوع و غروب نماید باز هم یک آفتاب زیاده نخواهد بود به همین قسم اگر هر یک از شموس حقیقی مثلا پیامبر اسلام خود را اولین و آخرین نور الهی و نخستین و آخرین مظهر آسمانی بنمامد درست خواهد بود و اگر ادعا فرماید که آخرین فیض آسمانی و آخرین نبی و فرستاده الهی می باشد ایضا صحیح خواهد بود چه که ظهورات قبل از شارع اسلام نیز ظهور حقیقت محمدی بوده و ظهورات بعد از حضرتشان نیز ظهور محمد (ص) خواهد بود به عبارت دیگر ظهورات آینده نیز مجئی ثانوی همان حقیقت و همان روحی است که در وجود رسول اکرم و انبیای قبل از وی تجلی نمود چه که مظاهر مقدسه الهی بحکم آیه "و ما امرنا الا واحدة"(4) جمیعا حقیقت واحد و ذات متحدی هستند (5) که به الوان و اشکال مختلفی تجلی نموده اند چنانچه خود پیغمبر در این مورد می فرمایند "اولنا محمد اوسطنا محمد اخرنا محمد فکلنا محمد"(6) و همچنین "اما النبیئون فانا"(7) یعنی تمام انبیا من هستم ، همچنین حضرت مسیح خود را مظهر بدئیت و ختمیت دانسته و فرمود "من الف و یا و اول و انتها هستم"( 8 ) و در جای دیگر انجیل خود را جوهر خاتم خدا دانسته و میفرماید "و به وسیله او عالمها را آفرید که فروغ و جلالش و خاتم جوهرش بود"(9)

شارع بهایی این مطلب را در کتاب ایقان تشریح نموده و چنین میفرماید ".و اگر جميع ندای اَنَا خاتَمُ النَّبيّين بر آرند آن هم حقّ است و شبهه را راهی نه و سبيلی نه زيرا که جميع حکم يک ذات و يک نفس و يک روح و يک جسد و يک امر دارند و همه مظهر بدئيّت و ختميّت و اوّليّت و آخريّت و ظاهريّت و باطنيّت آن روح الارواح حقيقی و ساذج السّواذج ازلی اند" ایضا در ایقان مبارک صفحه 172 می فرمایند " چه مقدار از نفوس که به سبب عدم بلوغ به اين مطلب به ذکر خاتم النّبيّين محتجب شده از جميع فيوضات محجوب و ممنوع شده‏اند با اينکه خود آن حضرت فرمود: "اَمَّا النَّبيّونَ فَاَنَا"(10) و همچنين فرمودند: منم آدم و نوح و موسی و عيسی چنانچه ذکر شد. مع ذلک تفکّر نمی نمايند بعد از آنکه بر آن جمال ازلی صادق می آيد به اينکه فرمودند: منم آدم اوّل، همين قسم صادق می آيد که بفرمايند: منم آدم آخر. و همچنانکه بدء انبياء را که آدم باشد به خود نسبت دادند همين قسم ختم انبياء هم به آن جمال الهی نسبت داده می شود. و اين بسی واضح است که بعد از آنکه بدء النّبيّين بر آن حضرت صادق است همان قسم ختم النّبيّين صادق آيد" و همچین در جواهر الاسرار صفحه 28 میفرمایند " لَترى كلّ النّبيّين والمرسَلين كهيكلٍ واحد ونفسٍ واحدة ونورٍ واحد وروحٍ واحدة، بحيث يكون أوّلُهم آخرَهم وآخرُهم أوّلَهم"(11)

حضرت باب در آثار خود انبیا الهی را به خورشید تشبیه فرموده اند که اگر صدها بار طلوع و غروب فرماید یک شمس واحد طلوع و غروب فرموده است چنانچه در دلائل السبعه فارسی صفحه 2 مذکور است "بدان که مثل او مثل شمس است اگر بما لانهایه طلوع نماید یک شمس زیاده نبوده و نیست و اگر بما لانهایه غروب کند یک شمس زیاده نبوده و نیست ، اوست که در کل رسل ظاهر بوده و اوست که در کل کتب ناطق بوده اولی از برای او نبوده زیرا که اول به او اول میگردد و اخری از برای او نبوده زیرا که آخر به او آخر میگردد"


-------
1- سوره الحدید آیه 3
2- کلمات مکنونه ملاحسین فیض کاشانی چاپ سنگی صفحه 186- کتاب روضات الجنان و جنات الجنان حافظ حسین تبریزی صفحه 508-
3- حدیقه الشیعه ملا احمد اردبیلی صفحه 55 – کتاب روح البیان شیخ اسماعیل حقی
4- در سوره القمر آیه 51 می فرماید "نیست امر ما مگر واحد"
5- مولانا میگوید جان گرارن وشگان از هم جداست .. متحد جانهای شیران خداست
6- رسائل سید کاظم رشتی در شرح خطبه طتنجیه صفحه 260 و 243
7- شرح القصیده سید کاظم رشتی صفحه 115
8- مکاشفات یوحنا باب اول آیه 17
9- رساله به عبرانیان باب اول آیه 3
10- کلمات مکنونه ملا حسین فیض کاشانی
11- هر آئینه می بینی همه انبیا و مرسلین را مانند هیکل واحد و نفس واحد و نور واحد و روح واحد بطوریکه می باشد اول آنان آخر آنها و آخر آنها اول آنان.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
admin
مدیر فنی سایت
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 15 خرداد 1386
پست: 544

تشکر: 31
تشکر شده 32 بار در 28 پست

iran.gif


امتیاز: 606
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: سه‌شنبه 30 بهمن 1386 - 23:42    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

معنای سوم: در بعضی از کتب استدلالی اهل بهاء تشریح گردیده است که کلمه خاتم النبیین امری نسبی است یعنی هر پیامبری فقط نسبت به گذشتگان خود خاتم بوده است ولی نسبت به آیندگان فاتح خواهد بود. مثلا اگر چه پیغمبر اسلام نسبت به مظاهر گذشته خاتم بوده اند ولی این حقیقت را هرگز به مظاهری که در مستقبل ایام ظهور خواهند نمود اطلاق نتوان کرد چنانچه در آثار اسلامی نیز نسبی بودن کلمه خاتم النبیین اشاره شده و از جمله در زیارت دوره حضرت امیر مذکور است که حضرتشان فرمود "السلام من الله علی محمد بن عبدالله ایمن الله علی رسله و عزائم امره و معدن الوحی و التنزیل و الخاتم لماسبق و الفاتح لما استقبل"(1)
و خلاصه این بیان آنست که پیغمبر اسلام بر ماسبق یعنی مظاهر گذشته خاتم بوده و برای مستقبل و آینده فاتح می باشد چنانچه عدد عشره خاتم احاد و فاتح عشرات و عدد "مائه" که مرتبه عشرات عدد به او ختم میابد و مرتبه دیگری از مراتب عدد که عبارت از مات باشد به او افتتاح میگردد همچنین پیغمبر اسلام رسولی است که سلسله نبوت گذشته به حضرتشان ختم و ظهورات آینده بظهورشان فتح گردیده است. همچنین در کتاب مشارق الانوار شیخ حسن العدوی نقل است که پیغمبر فرمود "المهدی مناواهل البیت یختم به الدین کما فتح بنا" این معنی را حضرت بهاالله نیز بیان نموده و در لوح ایوب یا سورة الصبر چنین می فرمایند "قال و قوله الحق کذلک ذکر معنی الختم من لسان قدس منیعا کذلک جعل الله حبیه خاتم لما سبقوه من النبیین و فاتحا لما یاتی من المرسلین من بعد"


----------
1- نقل از کتاب جامع عباسی صفحه 118 چاپ سال 1322 – کتاب وافی فیض صفحه 548 – کتاب کافی شیخ کلینی – کتاب تهذیب شیخ طوسی و در شرح القصیده سید کاظم رشتی
همچنین در نهج البلاغه حضرت امیر صفحه 159 خطبه 71 چنین نقل گردیده است "الخاتم لماسبق و الفاتح لما نفلق" محمد خاتم است برای پیامبران گذشته و فاتح است برای درهای بسته شده . جناب سید کاظم رشتی در رساله عبدالله بیک که در در مورد کلمه توحید و صفات الهی و اسما الله و ظهور آیات او در آفاق و انفس و همچنین درباره حروف مقطعه قرآن سئوال نموده بود جواب مفصلی مرقوم و در مورد سئوال هفتم وی مینویسد که ابن عباس در تفسیر کلمه "یس" که از حروف مقطعه قرآن است "یا انسان ائ یا سید الاولین و الاخرین" تا آنجائیکه می فرماید محمد صلی الله علیه واله خاتم الانبیا و هم علیه علیهم السلام خاتم الاوصیا انهم الفاتح لمادل الدلیل القطعی علی ان کل خاتم هو الفاتح و الیه الاشاره بما فی حدیث الشمس حین سلمت علی علی علیه السلام بمحضر من اصحاب النبی صلی الله علیه و اله و قالت السلام علیک یا اول یا آخر و یا ظاهر و یا باطن.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
admin
مدیر فنی سایت
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 15 خرداد 1386
پست: 544

تشکر: 31
تشکر شده 32 بار در 28 پست

iran.gif


امتیاز: 606
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: پنج‌شنبه 16 اسفند 1386 - 13:46    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

معنای چهارم:در آثار و نصوص بهایی دوران ممتدی را که نوع انسانی در روی زمین گذرانیده با ادوار مختلفی تقسیم شده است که در هر کدام از این ادوار تاریخ پیامبران مختلفی یکی بعد از دیگری مبعوث گشته و وسائل هدایت و سعادت بشر را فراهم نموده اند یکی از این ادوار تاریخ گذشته که دوره تمدن کنونی را تشکیل می دهد و در آثار بهایی به کور آدم موسوم می باشد دوره ای است که با پیدایش حضرت آدم شروع گشته و تا عصر حاضر که شش هزار سال از آدم میگذرد ادامه یافته است. در طول این دوران شش هزار ساله مربیان و پیامبران مختلفی مانند حضرت زردشت و موسی و مسیح و محمد رسول الله مبعوث گشته و به تدریج بشر را به سوی کمالات معنوی و فضائل روحانی سوق داده اند تا اینکه در انتهای این دوره ، ظهور کلی الهی تحقق یافته است با تحقق این ظهور کلی کور شش هزار ساله آدم خاتمه پذیرفته و دوره جدیدی از حیات روحانی بشر آغاز گردیده است اکنون اگر چنانچه سلسله ظهورات پیامبران گذشته را در نظر بگیریم میتوانیم بگوییم اولین رسولی که این دوره را آغاز فرمود حضرت آدم و آخرین نبی که این دوره را به پایان رسانیده و دوره شش هزار ساله آدم را خاتمه بخشیده حضرت محمد رسول الله می باشد.(1)

اکنون با این توضیح معلوم است وقتیکه میگوییم پیامبر اسلام خاتم النبیین است یعنی حضرتشان در سلسله انبیای سامی آخرین رسولی بوده اند که با غروبش دوره ی حیات جسمانی و روحانی بشر پایان پذیرفته و دوره جدیدی آغاز گردیده است با توجه به این مسئله واضح است مقصود از حکم خاتم النبیین که در آثار بهایی بدان اشاره گردیده است قطع سلسله رسالت و نبوت نبوده بلکه مقصود این بوده است که با ظهور پیامبر اسلام دوره ای که از حضرت آدم شروع شده بود پایان پذیرفته و کور جدیدی از حیات روحانی بشر که منسوب به حضرت بهاالله بوده و در آثار بهایی به دور "کمال و بلوغ" موسوم می باشد آغاز گردیده است چنانچه حضرت ولی محبوب امرالله در کتاب قرن بدیع در تشریح کلمه خاتم النبیین بدین مسئله اشاره نموده و چنین می فرمایند "با ظهور مبارکش دوره نبوت خاتمه پذیرفت و دوره تحقق کمال آغاز گردیده و دو کور اعظم الهی یعنی کور آدم و کور افخم اقدس ابهی به یکدیگر متصل و متلاقی شد."
همچنین در همان کتاب جلد اول از ترجمه فارسی در مقدمه می فرمایند "این امر اعظم که در تاریخ ادیان بی مثل و عدیل و طلوعش خاتمه دوره نبوت محسوب دارای قدرت و استعداد و جامعیتی است که عقول بشریه از ادراک حقیقت آن عاجز و از احصای آثار و انوارش قاصر است"


--------
1- حضرت عبدالبها در کتاب مفاوضات می فرمایند"ما در دوره ای هستیم که بدایش آدم است و ظهور کلیه اش جمال مبارک"

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
admin
مدیر فنی سایت
مدیر فنی سایت


عضو شده در: 15 خرداد 1386
پست: 544

تشکر: 31
تشکر شده 32 بار در 28 پست

iran.gif


امتیاز: 606
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: دوشنبه 19 فروردین 1387 - 20:50    عنوان:   پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

معنی پنجم:اگر چه در آثار بهایی پیغمبر اسلام بلقب خاتم النبیین ملقب گردیده اند ولکن این ختمیت در معتقدات بهایی به هیچوجه مفهوم اطلاق را ندارد و به معنای ختم رشته رسالت را به طور ابد نمی باشد.بدین معنی که کلمه خاتم نه تنها بر انقطاع نبوت و رسالت تا یک زمان معین دلالت داشته و پس از آنکه زمان مذکور در مشیت الهی مقدر گردیده است منقضی گردد مجددا سلسله رسالت الهیه ادامه یافته و در روزیکه دوران شریعت قدیم به سر آید مظهر جدید دیگری مبعوث میگردد. بدیهی است که نسبی و اضافه بودن مفهوم کلمه ختمیت که اکنون مورد اعتقاد بهاییان می باشد مختص به آثار بهایی نبوده بلکه در نصوص اسلامی نیز تصریح شده است که ختمیت پیغمبر اسلام تا زمان معین که روز قیامت (1) است مقرر می باشد و حضرتشان فقط تا روز قیامت که روز قیام مظهر جدید است ختم رسل بوده و احکامشان تا روز موعود آینده قابل اجرا و حلالشان و حرامشان حرام خواهد بود و به حکم آیه "لکل امة اجل"(2) و"لکل امة رسول"(3) هر وقت که مدت شریعت محمدی بسر آید قیامت دیگری به وقوع پیوسته و شریعت دیگری به ظهور خواهد رسید شاید برخی تصور نمایند که مراد از حکم قیامت انتهای حیات و پایان هستی در عالم خاکی می باشد در صورتیکه با کمی توجه به نصوص و آثار اسلامی به خوبی معلوم میگردد که یوم القیامه در جمیع آثار اسلامی یوم ظهور مظهر جدید الهی و بسط عدالت در بسیط زمین و اشراق نور محبت و صلح در کره ارض وضع کتاب جدید و شرع جدید است.(4)
پس از آنجائیکه آثار اسلامی قیامت را روز ظهور مظهر جدید الهی میداند به خوبی ثابت میگردد که ختمیت شارع اسلام نیز تا روزی است که موعود اسلام ظهور فرماید.
اکنون از این موضوع به خوبی معلوم میگردد که کلمه "خاتم النبیین" مفهوم نسبی و اضافی داشته و از این کلمه به هیچ وجه انقطاع فیض رسالت و نبوت به طور موید مستفاد نمی گردد. چنانچه حضرت باب نیز در آثار خود خاتمیت پیامبر اسلام را بدین معنی ذکر فرموده و حضرتشان، پیغمبر اسلام را تا روز قیامت که روز ظهور قائم ال محمد بشمار می رود ختم رسل میدانند از جمله در بیان فارسی الباب الثالت من الواحد الرابع می فرمایند"و بعد از آن حلال او حلال است الی یوم القیامه ای ظهوره الاخری فی اخریه و نهی او منهی عنه است الی ظهوره الاخری" یعنی حلال محمد حلال است تا روز قیامت یعنی ظهور بعد و نهی او نهی است تا ظهور بعد. همچنین در الباب السابع من الواحد الثانی می فرمایند "مراد از یوم قیامت یوم ظهور شجره حقیقت است" این مطلب را حضرت بهاالله نیز در لوح ایوب که به سورة الصبر موسوم می باشد توجیه فرموده و چنین می فرمایند"قل یا ملا الفرقان تفکروا فی کتاب الذی نزل علی محمد بالحق بحیث ختم فیه النبوه بحبیه الی یوم القیامه و هذه القیامه التی فیها قام الله بمظهر و انتم احجبتم عنها کما احتجبوا ملل الارض عن قیامه محمد من قبل"


----------
1-در احادیث اسلامی نیز مکرر اشاره گردیده است که خاتمیت پیغمبر اسلام الی یوم القیامه خواهد بود چنانچه در اکمالدین شیخ صدوق منقول است که امام فرمود"ان محمدا صلی الله علیه و اله و عبده و رسوله و خاتم النبیین و لانبی بعده الی یوم القیامه و ان شریعته خاتم الشرایع و لا شریعه بعدها الی یوم القیامه" یعنی بدرستیکه محمد عبد خدا و رسول اوست و خاتم انبیا است و نبی بعد از او نخواهد بود تا روز قیامت و شریعت او خاتم شرایع است و نیست شریعتی بعد از آن تا روز قیامت.
2- سوره اعراف آیه 32 – سوره یونس آیه 49
3- سوره یونس آیه 47
4- در بخش زیر معنای قیامت قرارگرفته است.

معنای واقعی قیامت در اسلام

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر
نمایش پستها:   
این بخش قفل شده است و شما نمی توانید در آن پست، پاسخگویی، یا حذف انجام دهید.   این موضوع قفل شده است و شما نمی توانید آن را ویرایش کرده و یا به آن پاسخ دهید.      Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

آخرين تيترهاي خبري آخرين تيترهاي انجمن ها نقشه سايت آمار

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت مربوط به www.Newsaqar.info می باشد و هرگو نه کپی برداری از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع بلامانع است.