صلح عمومی و تاسیس محکمه کبری بین المللی
صلح عمومی یعنی ارتباط و اتحاد بین جمیع دولتها و ملتهای عالم در نهایت دوستی و مودت به طریقی که همیشه دنیا از خطر جنگ مصون و در امان باشد و بین تمام دول و ملل عالم صلح حقیقی و دائمی برقرار گردد و هرگاه کشوری بر ضد کشور دیگر قیام نماید یا بین دو کشور اختلافی حاصل شود، محکمه کبری بین المللی که از نمایندگان همه ی کشورهای عالم تشکیل می شود، در کمال عدالت و بی طرفی از طریق مشورت و مذاکره، اختلافات موجود بین کشورها را مورد رسیدگی قرار داده و حکم قطعی صادر نماید و همه ی کشورهای جهان و سلاطین عالم باید از این محکمه و حکمی که صادر می نماید، پشتیبانی نمایند در این صورت دیگر هیچ یک از دولت های جهان، به فکر جنگ نخواهد افتاد و ساختن وسایل و ابزار و آلات جنگی و مهمات نظامی لازم نخواهد بود مگر به اندازه بسیار کم محدود آن نیز به جهت حفظ امنیت و اجرای مقررات داخلی ممالک. به این ترتیب صلح و امنیت در عالم انسانی برقرار و پایدار خواهد شد.
حضرت عبدالبهاء می فرمایند:
"... جنگ هادم بنيان انسانی است سبب خرابی عالم است و ابداً نتيجه ای ندارد و غالب و مغلوب هر دو متضرّر ميشوند مانند آنست که دو کشتی بهم بخورد، اگر يکی ديگری را غرق کند کشتی ديگری که غرق نشده باز صدمه ميخورد و معيوب ميگردد. نهايت اين است که يک دولتی موقّتاً بر دولت ديگر غلبه ميکند اين غلبه موقّت است؛ ايّامی نميگذرد که دوباره مغلوب غالب ميشود. چقدر واقع شده که فرانسه بر آلمان غلبه يافته بعد آلمان بر فرانسه غلبه نموده عجب است که اوهام چقدر در قلوب تأثير دارد و حقيقت تأثير ندارد خيلی غريب است. مثلاً اختلاف جنسی امر وهمی است چقدر تأثّر در آن است با وجود اينکه جميع بشرند جمعی نامشان سقلاب جمعی جنس آلمان جمعی جنس فرانسه جمعی جنس انگليس. ملاحظه نمائيد اين اختلاف جنس امر موهوم است ولی چقدر تأثير و نفوذ دارد و حال آنکه جميع بشرند. اين حقيقت است که جميع بشر نوع واحدند ولی اين حقيقت تأثير ندارد امّا اين اختلاف جنسی که امر موهوم است و مجاز است تأثير دارد.
اينهمه جنگ شده است و خون ريخته شده است اينهمه خانمان ها خراب شده اينهمه شهرها ويران شده هنوز از جنگ سير نشده اند هنوز قلوب و دلها سخت است هنوز تنبيه برای ناس حاصل نشده است هنوز بيدار نشده اند که اين بغض و عداوت هادم بنيان انسانی و حبّ و الفت سبب راحت و آسايش نوع بشر. چقدر امروز مردم مضطربند چقدر پدرها امشب ناله و فغان ميکنند و آرام ندارند چقدر مادرها گريه مينمايند بدرجه ای پريشانند که وصف ندارد. چه مجبور کرده است اينها را بر اين کار؟ محرّکين حرب در نهايت آسايش در خانهء خود جالس و اين بيچاره فقرا را بهم اندازند که در ميدان يکديگر را پاره پاره کنند. چقدر بی انصافی است. در حالتيکه راضی نميشوند که يک موئی از سر خود کم شود هزاران هزار نفوس را در ميدان حرب و قتال ميکشند. چه لزوم دارد؟ حال مشکلاتی ميان نمسه و صرب حاصل شده است حلّ اين مشکلات را اگر حواله بيک محکمهء عمومی نمايند آن محکمهء کبری تحقيق نمايد اگر چنانچه قصور از نمسه است حکم کند اگر قصور از ديگری است حکم نمايد اين جنگ چه لزوم محکمهء کبری حلّ اين مسئله را ميکرد. ميان افراد اگر مشکلات حاصل شود اين مشکلات را محکمهء قضاوت حلّ مينمايد همينطور يک محکمهء کبری تشکيل شود مشکلات بين المللی و بين دولی را فيصل نمايد. چه بهتر از اين است چه ضرری دارد؟ خود دولت ها و ملوک راحت ميشوند و نهايت آسايش يابند.
واقعاً از بدايت عالم که تاريخ نوشته شده الی الآن از حسّ الفت و محبّت و صلح ابداً هيچ ضرری از برای نفسی حاصل نشده است سبب سرور کلّ و راحت کلّ بوده و از جنگ از برای کلّ مضرّت حاصل شده. با وجود اين بشر مصرّ در جنگ است و هميشه در جنگجوئی ميکوشد و عجب در آنجاست که اين ملل اساس دين الهی را بر جنگ پنداشته اند چقدر غفلت است و چقدر بی عقلی است مثل اينکه در قلوب ذرّه ای محبّت نيست. ملاحظه نمائيد درندگی انسان دارد امّا تهمت بحيوان ميزند. حيوان درنده يک شکار نمايد از غير نوع خود و بجهت طعمه مجبور بر آنست. مثلاً گرگ را درنده ميگويند بيچاره گرگ يک گوسفندی ميدرد آنهم بجهت خوراک خود زيرا اگر ندرد از گرسنگی ميميرد چه که گوشتخوار است. ولی يک انسان سبب ميشود يک مليون نفوس پاره پاره ميگردد آنوقت بيچاره حيوان را تهمت ميزند. ای مرد تو يک مليون نفوس را بکشتن دادی آنوقت ميگوئی من فاتحم مظفّرم دليرم شجاعم، به اين کشتن افتخار ميکنی ؟ با وجود اين خيلی عجب است که گرگ و خرس را درنده ميگوئی ؟ "
و همچنین حضرت عبدالبهاء می فرمايند:
" حضرت بهاءالله ميفرمايد که بايد هيئت محکمهء کبری تشکيل شود زيرا جمعيّت امم هر چند تشکيل شد ولی از عهدهء صلح عمومی بر نيامد امّا محکمهء کبری که حضرت بهاءالله بيان فرموده اند اين وظيفهء مقدّسه را بنهايت قدرت و قوّت ايفا خواهد کرد. و آن اينست که مجالس ملّيّهء هر دولت و ملّت يعنی پارلمانت اشخاصی از نخبهء آن ملّت که در جميع قوانين حقوق بين دولی و بين مللی مطّلع و در فنون متفنّن و بر احتياجات ضروريّهء عالم انسانی در اين ايّام واقف دو شخص يا سه شخص انتخاب نمايند بحسب کثرت و قلّت آن ملّت. اين اشخاص که از طرف مجلس ملّی يعنی پارلمانت انتخاب شده اند مجلس اعيان نيز تصديق نمايند و همچنين مجلس شيوخ و همچنين هيئت وزراء و همچنين رئيس جمهور يا امپراطور تا اين اشخاص منتخب عموم آن ملّت و دولت باشند. از اين اشخاص محکمهء کبری تشکيل ميشود و جميع عالم بشر در آن مشترکست زيرا هريک از اين نمايندگان عبارت از تمام آن ملّتست. چون اين محکمهء کبری در مسئله ای از مسائل بين المللی يا بالاتّفاق يا بالاکثريّه حکم فرمايد نه مدّعی را بهانه ای ماند نه مدّعی عليه را اعتراضی. هرگاه دولتی از دول يا ملّتی از ملل در اجرای تنفيذ حکم مبرم محکمهء کبری تعلّل و تراخی نمايد، عالم انسانی بر او قيام کند زيرا ظهير اين محکمهء کبری جميع دول و ملل عالمند. ملاحظه فرمائيد که چه اساس متينی است ..."