سه شنبه 17 دی 1387   
www.newsaqar.com :: مشاهده موضوع - نگاهی گذرا به تعلیم "ترک جمیع تعصبات"
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست www.newsaqar.com » آموزه های آئین بهائي

این بخش قفل شده است و شما نمی توانید در آن پست، پاسخگویی، یا حذف انجام دهید.   این موضوع قفل شده است و شما نمی توانید آن را ویرایش کرده و یا به آن پاسخ دهید.      Printer-friendly version
نگاهی گذرا به تعلیم "ترک جمیع تعصبات"

مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
Spring
مدیر بخش گفتگو
مدیر بخش گفتگو


عضو شده در: 15 خرداد 1386
پست: 507

تشکر: 12
تشکر شده 32 بار در 28 پست

blank.gif


امتیاز: 632
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: یکشنبه 21 بهمن 1386 - 13:50    عنوان:  نگاهی گذرا به تعلیم "ترک جمیع ت پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

ترک جمیع تعصبات




چون به دقت بنگریم مشاهده می نمائیم که در طی تاریخ همواره کلیه اختلافات و جنگها چه در بین افراد و چه در بین ملتها ناشی از تعصبات بی جا و بی مورد مانند تعصبات دینی، مذهبی، نژادی، جنسی و سایر تعصبات بوده است و همواره این تعصبات مانع ایجاد وحدت و محبت بین افراد انسانی و ملل عالم بوده و با مقصد دیانت بهائی و تعالیم مقدسه ی آن مخالفت دارد. لذا در این دور مبارک همه ی تعصبات باطل و مردود بوده و اهل بهاء به ترک جمیع تعصبات جاهلانه مامور می باشند.


حضرت عبدالبهاء می فرمایند:
از بدایت تاریخ الی الان بین بشر حرب و جدال است و این حرب یا منبعث از تعصب سیاسی است یا منبعث از تعصب جنسی است یا منبث از تعصی وطنی است یا منبعث از تعصب مذهبی است. جمیع این تعصبات هادم بنیان انسانی است. خدا تعصب ندارد، ما چرا تعصب داشته باشیم.


و نیز در خطابات جلد اول می فرمایند:

هُو اللّه
از جمله اساس بهاء اللّه ترک تعصب وطنی و تعصب مذهبی و تعصب جنسی و تعصب سياسی است * زيرا عالم بشر بمرض تعصب مبتلا شده و اين مرض مزمن است که سبب هلاک است * جميع اختلافات و جنگها و نزاعها و خونريزيها سببش اين تعصب است * هر جنگی که می بينيد يا منبعث از تعصب دينی است يا منبعث از تعصب جنسی يا منبعث از تعصب وطنی يا تعصب سياسيست * و تا اين تعصبات موجود عالم انسانی آسايش نيابد * لهذا حضرت بهاء اللّه ميفرمايد اين تعصبات هادم بنيان عالم انسانی است*

( اول ) نظر باهل اديان نمائيد * اگر اهل اديان تابع خدا هستند و مطيع تعاليم الهی تعاليم الهی امر ميفرمايد ابداً نبايد تعصب داشت * زيرا تعاليم الهی صريحست که بايد نوع بشر با يکديگر بمحبت معامله کنند و انسان هر قصوريست در خود ببيند نه در ديگری و هر گز خو را ترجيح بديگری ندهد زيرا حُسن عاقبت مجهول است و نميداند * چه بسيار انسان در بدايت حال نفس زکی بوده بعد منصرف از آن شده نظير يهودای اسخريوطی در بدايت بسيار خوب و در نهايت بسيار بد شد و چه بسيار که در بدايت بسيار بد است و در نهايت بسيارخوب مثل پولس حواری که در بدايت دشمن مسيح در نهايت اعظم بنده مسيح * پس عاقبت حال انسانمجهول است در اينصورت چگونه ميتواند خود را ترجيح بر ديگری دهد * لهذا بايد که در بين بشر ابداً تعصبی نباشد نگويد من مؤمنم و فلان کافر نگويد من مقرب درگاه کبرياء هستم و آن مردود زيرا حسن خاتمه مجهول است *

( ثانيا ) اينکه بايد بکوشد تا نادان را دانا کند اطفال نادان را ببلوغ برساند نفوس بد خلق را خوش خو کند نه اينکه باو عداوتی داشته باشد بلکه بايد بکمال محبت او را هدايت کند *

( ثالث ) تعصب جنسی است * اين مجرد وهم است زيرا خدا جميع ما را بشر خلق کرده کل يک جنسيم اختلافی در ايجاد نداريم امتياز ملی در ميان نيست جميع بشريم جميع از سلاله آدم هستيم * با وجود اين وحدت بشر چگونه اختلاف کنيم که اين آلمانی است اين انگليس است اين فرانسه است اين ترکست اين روم است اين ايرانيست اين مجرد وهم است * آيا بجهت وهمی جائز است که نزاع و جدال کرد * فرقی را که خدا نگذاشته ميتوان آن را اعتقاد نمود و اساس قرار داد * جميع اجناس سفيد و سياه و زرد و قرمز و ملل و طوائف و قبائل در نزد خدا يکسانست هيچيک امتيازی ندارد مگر نفوسی که بموجب تعاليم الهی عمل نمايند بنده صادق مهربان باشند محبّ عالم باشند رحمت پروردگار باشند * اين نفوس ممتازند خواه سياه باشند خواه زرد خواه سفيد هر چه باشند در نزد خدا اين نفوس مقرّبند اين نفوس چراغهای روشن عالم بشرند و اين نفوس درختان بارور جنت ابهی هستند* لهذا امتياز بين بشر از جهت اخلاق و فضائل و محبت و عرفان است نه از جهت شرقی و غربی *

( چهارم ) تعصب سياسی است * نفوسی در عالم پيدا ميشوند که آرزوی تفرد دارند * اين نفوس فکرشان اينست که مملکت خويش را ترقی دهند و لو سائر ممالک خراب شود * لهذا بجميع وسائل تشبث نمايند و عاقبت لشکر کشند مملکتی را ويران کنند هزاران نفوس را بقتل رسانند تا يک نامی پيدا نمايند و گفته شود اين مدبّر و فاتح فلان مملکت است و حال اينکه سبب شده که هزاران بيچارگان هلاک شده اند و هزاران خانمان خراب شده هزاران طفل بی پدر و مادر مانده * و اين فتوحات هم باقی نميماند بلکه يکروزی غالب مغلوب ميشود و مغلوب روزی آيد که غالب شود * بتاريخ مراجعت کنيد چه بسيار واقع شد که فرانسه بر آلمان غلبه کرد و بعد مغلوب شد و چه بسيار که انگليس بفرانسه غلبه کرد بعد از مدتی فرانسه غلبه نمود * پس اين غالبيت نمی ماند منقلب ميشود * مادام که باقی نيست چرا انسان تعلق بآن داشته باشد و سبب خونريزی شود و ابناء انسان را که بنيان الهی هستند هدم کند * اميدواريم در اين عصر نورانی اين تعصبها نماند نورانيت محبت عالم را روشن کند فيض ملکوت اللّه احاطه نمايد رحمت پروردگار شامل کل گردد عالم انسانی از اين قيود آزادی يابد و متابعت سياست الهی کند زيرا سياست بشر ناقص است اما سياست الهی کامل است * ملاحظه کنيد جميع را خلق نموده و بجميع مهربان است و جميعرا از فيض عنايت خود بهره و نصيب ميدهد * ما بندهء خدا هستيم بنده بايد متابعت مولای خود را بجان و دل نمايد * پس تضرّع و زاری و دعا بملکوت الهی کنيد تا اين ظلمات زائل شود و نورانيت حقيقی جلوه نمايد *


همچنین در خطابات جلد 2 می فرمایند:
تعصّب دينی، تعصّب مذهبی، تعصّب وطنی و تعصّب سياسی هادم بنيان انسانی است. اولاً دين يکی است زيرا اديان الهی حقيقت است حضرت ابراهيم ندا به حقيقت کرد حضرت موسی اعلان حقيقت نمود حضرت مسيح تأسيس حقيقت فرمود حضرت رسول ترويج حقيقت نمود جميع انبياء خادم حقيقت بودند جميع مؤسّس حقيقت بودند جميع مروّج حقيقت بودند پس تعصّب باطل است زيرا اين تعصّبات مخالف حقيقت است. امّا تعصّب جنسی جميع بشر از يک عائله اند بندگان يک خداوندند از يک جنس اند تعدّد اجناس نيست مادام همه اولاد آدم اند ديگر تعدّد اجناس اوهام است. نزد خدا انگليزی نيست فرنساوی نيست ترکی نيست فرسی نيست جميع نزد خدا يکسان اند جميع يک جنس اند اين تقسيمات را خدا نکرده بشر کرده لهذا مخالف حقيقت است و باطل است هريک دو چشم دارد و دو گوش يک سر دارد و دو پا. در ميان حيوانات تعصّب جنسی نيست در ميان کبوتران اين تعصّب نيست کبوتر شرق با کبوتر غرب آميزش کند گوسفندان همه يک جنس اند هيچ گوسفندی به ديگری نمی گويد تو گوسفند شرقی هستی من غربی هر جا باشد با هم آميزش نمايند کبوتر شرق اگر به غرب بيايد با کبوتر غرب در نهايت آميزش است به کبوتر غرب نمی گويد تو غربی هستی من شرقی. پس چيزی که حيوان قبول نمی کند، آيا جائز است انسان قبول نمايد؟ و امّا تعصّب وطن همه روی زمين يک کره است يک ارض است يک وطن است خدا تقسيمی نکرده همه را يکسان خلق کرده پيش او فرقی نيست تقسيمی را که خدا نکرده چه طور انشان می کند اينها اوهام است. اروپا يک قطعه است ما آمده ايم خطوطی وهمی معيّن کرده ايم و نهری را حدّ قرار داده ايم که اين طرف فرانسا و آن طرف آلمانيا و حال آنکه نهر برای طرفين است. اين چه اوهامی است اين چه غفلتی است چيزی را که خدا خلق نکرده ما گمان می کنيم و سبب نزاع و قتال قرار ميدهيم پس همه اين تعصّبات باطل است و در نزد خدا مبغوض خدا ايجاد محبّت و مودّت نموده و از بندگانش الفت و محبّت خواسته عداوت نزد او مردود است و اتّحاد و الفت مقبول

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger
نمایش پستها:   
این بخش قفل شده است و شما نمی توانید در آن پست، پاسخگویی، یا حذف انجام دهید.   این موضوع قفل شده است و شما نمی توانید آن را ویرایش کرده و یا به آن پاسخ دهید.      Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

آخرين تيترهاي خبري آخرين تيترهاي انجمن ها نقشه سايت آمار

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت مربوط به www.Newsaqar.info می باشد و هرگو نه کپی برداری از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع بلامانع است.