"امروز روزی است که در آن محبوب عالمیان یعنی کسی که از ازل الازال مقصود عالمیان بوده ظاهر گشته"

حضرت عبدالبهاء در کتاب مفاوضات می فرمایند:
" بدان که مظاهر مقدسه را هر چند مقامات کمالات غیر متناهیه است ولی کلیه ی مراتب ایشان سه رتبه است. رتبه اول جسمانی است. رتبه ثانی انسانی است که نفس ناطقه است و رتبه ثالثه ظهور الهی و جلوه ی ربانی."
هدف این مقال آن است که این رتبه های سه گانه را مورد بحث قرار دهد. باشد که با مقام منیع حضرت بهاءالله و رسالت ایشان آشنا شویم.
الف: رتبه ی جسمانی و انسانی
در این دو رتبه، مظاهر مقدسه، در ظاهر با انسانهای دیگر اشتراک دارند. آنها نیز مانند دیگران متولد می شوند، دوران کودکی را پشت سر می گذارند، به نوجوانی می رسند و جوان می شوند و بالاخره همانند دیگران زندگی دنیا را ترک می گویند. در این رتبه است که فریاد بندگی برمی آورند و مثلا حضرت بهاءالله می فرمایند: "چون به خویش نگرم، خود را از خاک پست تر یابم"
یا در مقامی دیگر می فرمایند:"چقدر بعید است که این ذره ی ناچیز به کنه عرفان تو راه یابد و چه بی فایده است جهد و کوشش بی فائده ی من برای ادراک عظمت صنع تو که مظهر قوه ی خلاقیت است" یا می فرمایند" اِنّی کُنتُ کَاَحَدِ مِنَ العِباد"
اما از این مطالب نباید چنین استنباط شود که چون مظاهر مقدسه ی الهی در این دو رتبه با دیگران اشتراک دارند، پس هر انسانی استعداد آن را دارد که خود را از مقام "ذره ی ناچیز" به مقام "شمس حقیقت" برساند و فریاد انی انا الله برآورد. بلکه به مشیت پروردگار یکتا این بزرگواران و برگزیدگان علاوه بر امتیاز وحی، به ظاهر ظاهر نیز دارای ویژگی هایی بوده اند که آنان را از دیگرا ممتاز می ساخته است.
برای روشن تر شدن موضوع، شرح دیدار پروفوسور ادوارد براون شرق شناس و دانشمند مشهور انگلیسی با جمال اقدس ابهی را که در سال 1890 در عکا روز داده است نقل می کنیم. البته می دانید که این دانشمند انگلیسی، بهائی نبودحتی گاهی نظر نامساعدی نیز با دیانت بهائی ابراز می داشت، اما هنگامی که به زیارت جمال قدم توفیق یافت و خود را در برابر شمس حقیقت دید چنین نوشت:
"دو چشمم بجمالى افتاد که هرگز فراموش ننمايم و از وصفش عاجزم. حدّت بصر از آن منظر اکبر پديدار و قدرت و عظمت از جبين مبينش نمودار. بيک نظره کشف رموز دل و جان نمودى و بيک لحظه اسرار قلوب بخواندى. مپرس در حضور چه شخصى ايستادم و بچه منبع تقديس و محبّتى تعظيم نمودم که تاجداران عالم غبطه ورزند و امپراطورهاى امم حسرت برند."
این است آنچه دانشمندی بیگانه در باره ی آن جمال یگانه نگاشته و به یادگار گذاشته است. نیازی نیست که از خاطرات دلدادگان رویش و عاشقان کویش چیزی نوشته شود.
ب: مقام ظهور الهی و جلوه ی ربانی
آنچه در این مبحث مورد نظر است، مقام ظهور الهی و جلوه ی ربانی مظاهر مقدسه است. همان مقامی که به واسطه ی آن از درخت ندای انی انا الله بر می آید، موسی کلیم الله می شود، عیسی روح الله و عبارات عربی قرآن کریم که از فم مطهر سید لولاک شنیده می شود، کلام الهی می گردد و یک فرد بهائی حضرت بهاءالله را مظهر کلی الهی و جلوه ی ربانی در این عصر نورانی می داند.
اما چگونه این "خاک پست" یا "ذره ی ناچیز" به شمس حقیقت تبدیل می شود و قدرت می یابد و آنان را "علم لدنی" می آموزد رازی است که جز فرستنده و فرستاده از آن بی خبرند و ما را در این بارگاه راهی نیست و چیزی از آن نمی دانیم مگر آن مقدار که خود بگویند.
حضرت بهاءالله درباره ی این مقام می فرمایند:" ای خدای من، چون خود را منسوب به تو می بینم، فریاد انی انا الله بر آرم" و در جایی دیگر می فرمایند:" اِنَّهُ هُوَ الَذی سُمّیَ فِی التوراةِ بِیَهوهَ وَ فِی الانجیلِ بِرُوحِ الحَق وَ فِی القُرقانِ بِالنَّبَاء العَظیمِ"
و در مقامی دیگر:
"منم آن هبوب اریاح احدیه که از یمین رضوان اعرفوا الله بالله در هبوب است و تربیت کل شی منوط به این هبوب عز رحمانی و نفحه ی قدس روحانی بوده و خواهد بود."
" منم آن کوثر حَیوانی که به او حبّه های معرفت و معانی و سنبلات علم و حکمت صمدانی انبات می نماید..."
و باز می فرمایند:" چنان قوه ای در ید اقتدار ماست که اگر ظاهر شود، سمّ ناقع را به دریاق اعظم تبدیل نماید"
* مقام حضرت بهاء الله به تبیین حضرت عبدالبهاء (پسر ارشد ایشان)
حضرت عبدالبهاء در وصف مقام حضرت بهاءالله می فرمایند: "ندای ملکوت ابهی چنان رنه در آفاق افکنده که از تموجات آن، آذان فانیه مختل شده گویی جمیع کائنات بر اثر قوه ی نافذه ی کلمةالله که از مکمن عز نازل، منصعق و مندک گشته. بیش از این گفتن مرا دستور نیست"
و باز می فرمایند:" حضرت جمال ابهی روحی لاحبّائه الثّابتين فدا مظهر کلّيّهء الهيّه و مطلع حقيقت مُقدّسهء ربّانيّه و ما دون کلّ عباد له و کلّ بامره يعملون"
و نیز می فرمایند:" جمال مبارک موعود جميع کتب و صحف و زبر و الواح و ظهور مجلّی طور در سدره سينا و ما عدا کلّ بنده آن آستانيم و احقر پاسبان"
* مظهر ظهور الهی غیب منیع لایدرک نیست
حضرت ولی امر الله می فرمایند:
" ذکر مقام الوهيّت بر آن نفس اعظم و اطلاق جميع اسماء و صفات الهيّه بر آن ذات مکرّم نبايد بهيچوجه به خطا تفسير شود و در فهم آن اشتباهی حاصل گردد . زيرا بر طبق معتقدات اهل بهاء هيکل عنصری که جلوهگاه چنين ظهور مهيمنی است کاملاً از کينونت آن روح الارواح و جوهر الجواهر متمايز است و آن خدای غيبی که وجود او ثابت و الوهيّت مظاهر مقدّسهاش مورد ستايش اهل ارض است هرگز حقيقت نامتناهی محيطهء ازليّهء لا يدرک خود را در قالب فانی عنصری محدود تجسّم ندهد"
و در مقام دیگر خطاب به اهل بهاء می فرمایند:
"از جمله عقايد اساسيّهء اهل بهآء که بايد همواره مورد توجّه بوده بهيچوجه انحراف از آن حاصل نگردد آنست که حضرت بهآءاللّه با آنکه اشدّ ظهوراً ظاهر گشته يکی از مظاهر الهيّهايست که با حقيقت غيبيّهء ذات الوهيّت بکلّی متفاوت و متمايز است."
* القاب حضرت بهاءالله

توجه دقیقی به القاب جمال قدم تا حدی ما را با مقام منیع آن حضرت آشنایی می بخشد. حضرتش در آثار مقدسه با القاب فخیمه ای چون: مَن یُظهِرُهُ اللهُ، منادی وحدت عالم انسانی، ظهور کلی الهی، اسم اعظم، قلم اعلی، قبله ی آفاق، نیز اعظم، بانی نظم جهان آرای الهی، جمال کبریا، ورقاء احدیه، جمال قدم، جمال مبارک و القاب فخیمه ی دیگر ستوده اند و در برخی الواح بنفسه خود را، این مظلوم، این مسجون، این عبد، این غلام الهی، و این بنده ی فانی نامیده اند که حاکی از رتبه های سه گانه ی جسمانی، انسانی و الهی است.