دین باید مطابق علم و عقل باشد
دیانت بهائی معتقد است بین دین و علم و عقل نه تنها جدائی و مخالفتی وجود ندارد بلکه بین سه قوه با یکدیگر توافقی کامل برقرار است و هر کدام دیگری را تائید می نماید و اگر مشاهده می شود که در بین پیروان ادیان گذشته مطالبی وجود دارد که با علم و عقل مخالف است به این علت است که اینگونه مطالب ناشی از اوهام و خرافات و سوء تفاهمات می باشد و اصول واقعی دین همیشه با عقل سلیم وعلم حقیقی مطابقت دارد.
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند قوله الاحلی :
" اساس متين دين الله را ارکان متين مقرّر و مسلّم است. رکن اعظم علم و دانائی است و عقل و هوشياری و اطّلاع بر حقائق کونيّه و اسرار الهی لهذا ترويج علم و عرفان فرض و واجب "
حضرت بهاءالله می فرمایند:
" انّا نحبّ الحکماء الّذين ظهر منهم ما انتفع به النّاس و ايّدناهم بامر من عندنا انّا کنّا قادرين. ايّاکم يا احبّائی ان تنکروا فضل عبادی الحکماء الّذين جعلهم اللّه مطالع اسمه الصّانع بين العالمين. افرغوا جهدکم ليظهر منکم الصّنايع و الامور الّتی بها ينتفع کلّ صغير و کبيرا. انّا نتبرّء من کلّ جاهل ظنّ بانّ الحکمة هی التّکلّم بالهوی و الاعراض عن الله مولی الوری کما يسمع اليوم من بعض الغافلين .... "
حضرت عبدالبهاء می فرمایند:
" دين و علم توأم است از يکديگر انفکاک ننمايد. و از برای انسان دو بال است که بآن پرواز نمايد جناح واحد کفايت نکند. هر دينی که از علم عاريست عبارت از تقاليد است و مجاز است نه حقيقت "
حضرت عبدالبهاء ميفرمايند قوله الاحلی:
" هر چيزی را بميزان علم و عقل بايد موازنه کرد زيرا دين و عقل يکيست ابداً از هم جدا نميشود لکن شايد عقل ضعيف ادراک نتواند آنوقت قصور از دين نيست از نقصان عقل است. مثلاً طفل ممکن نيست امور کلّيّه را ادراک نمايد اين از ضعف عقل طفل است و عقلش چون بدرجهء کمال رسد ادراک کند. طفل تصوّرعظمت و مرکزيّت آفتاب و حرکت زمين نميکند و اين را نميفهمد لکن چون عقلش بکمال برسد خوب ادراک ميکند. پس اين مخالف عقل نيست ولو اينکه عقل طفل ضعيف است ادراک آن نتواند."