سه شنبه 17 دی 1387   
www.newsaqar.com :: مشاهده موضوع - پیرامون توبه نامه ی جعلی منسوب به حضرت باب
پرسشهای متداول
پرسشهای متداول
جستجو
جستجو
لیست اعضا
لیست اعضا
گروههای کاربران
گروههای کاربران
مدیران سایت
مدیران سایت
درجات
درجات
مشخصات فردی
مشخصات فردی
ورود
ورود
پیامهای خصوصی
پیامهای خصوصی
فهرست www.newsaqar.com » سئوالات متداول

این بخش قفل شده است و شما نمی توانید در آن پست، پاسخگویی، یا حذف انجام دهید.   این موضوع قفل شده است و شما نمی توانید آن را ویرایش کرده و یا به آن پاسخ دهید.      Printer-friendly version
پیرامون توبه نامه ی جعلی منسوب به حضرت باب

مشاهده موضوع قبلی :: مشاهده موضوع بعدی  
نویسنده پیام
Spring
مدیر بخش گفتگو
مدیر بخش گفتگو


عضو شده در: 15 خرداد 1386
پست: 507

تشکر: 12
تشکر شده 32 بار در 28 پست

blank.gif


امتیاز: 632
[وضعيت كاربر:آفلاین]

پست تاریخ: جمعه 29 تیر 1386 - 22:38    عنوان:  پیرامون توبه نامه ی جعلی منسوب به پاسخگویی به این موضوع بهمراه نقل قول

تورج امینی
29/4/1386


پیرامون توبه نامه سید باب




مدتی است که دوباره مخالفان آیین بهایی، پیرامون توبه نامه سید باب سخنانی را در مطبوعات، سایت های اینترنتی و حتی رسانه ملی ایران زمزمه می کنند. این توبه نامه که سال ها در کتابخانه مجلس به دنبالش می گشتند و نمی یافتند، گویا به تازگی از گوشه ای از زوایای یک صندوقچه بیرون آمده است! در زمان هایی که محققان می گشتند تا آن گمشده را بیایند ؛ مسؤولان کتابخانه مجلس و برخی از محققان مثل محیط طباطبایی شایع کرده بودند که بهایی ها توبه نامه سید باب را در بلوای مشروطه از مجلس دزدیده اند! واقعیت این است که پیدا شدن توبه نامه مزبور اگر هیچ نفعی برای بهاییان نداشته باشد، حداقل بهاییان را از تهمت دزدی تبرئه می نماید!

کسانی که مسلمان اند و مدعی هستند سید باب پس از واقعه چوبکاری در تبریز توبه کرد و توبه اش را بر کاغذ آورد، می خواهند بگویند که چون سید باب از گفته اش بازگشت، پس او بر حق نبوده است. نکته درخور توجه این است که چنین استدلالی از دیدگاه اسلامی قابل اعتنا نیست، زیرا یک مسلمان بر اساس اعتقاد خودش، می تواند توبه کند و همچنان برحق باشد! می خواهم بدانم یک مسیحی که خودش مشروب می خورد، چگونه می تواند عدم حقانیت آیین اسلام را به واسطه این که بسیاری از مسلمانان مشروب می خورند، اثبات نماید؟ آن مسیحی به اعتقاد من از مشروب خوردن مسلمین مزبور باید خوشحال باشد، نه ناراحت. چگونه است که مسلمانان می توانند به راحتی تقیه کنند و کماکان بر حق باشند، اما اگر سید باب این کار را کرد، چرا فورا ناحق خواهد شد؟!

حقیقت این است که این نحوه استدلال از آیین بهایی وام گرفته شده، زیرا بهاییان اند که می گویند کسی نباید کتمان عقیده کند. عجب آن که مخالفان آیین بهایی با روش های استدلالی و آیینی بهاییان، به جنگ بهاییان می آیند! این کار مخالفان آیین بهایی، مرا به یاد جلال آل احمد می اندازد که در نوشتن کتاب غربزدگی به جنگ ماشینیزم رفت و سپس کتابش را به دست ماشین هایی که در غرب اختراع شده بود، سپرد تا آن را چاپ کنند و به دست مردم برساندند و البته همان نتیجه ای که آل احمد و امثال او از بلاتکلیفی های ذهنی خود گرفته اند، البته مخالفان آیین بهایی هم از کار خود خواهند گرفت.

نکته دیگری که مخالفان آیین بهایی به آن توجه نمی کنند این است که چنین بحث هایی نه تنها بهاییان را از آیین خود بازنمی گرداند، که آنان را در مسائل تاریخی و اعتقادی خود فربه تر می سازد. الان حدود 160 سال است که از نوشتن گزارش ناصرالدین میرزا به محمد شاه می گذرد ؛ آیا چند بابی یا بهایی از خواندن این گزارش و سپس خواندن تمام کتاب های ردیه، از بابت این که سید باب توبه کرده بوده است، از آیین های بابی یا بهایی بازگشته اند؟

اکثر قریب به اتفاق کسانی که دست از آیین بهایی کشیده اند، به خاطر فشارهایی بوده است که مسلمانان به آنان وارد کرده اند و نه به خاطر تحقیقاتشان در مسایل دین. علت این که مخالفان آیین بهایی به چنین موضوعی توجه نمی کنند این است که آنان به ساز وکار اعتقادی وقوف ندارند. کسی که به امری معتقد شد ( چه مسلمان، چه مسیحی و .... چه بهایی )، در همان لحظه دریچه تأویل را بر روی خود می گشاید. مسلمانان مرتبا گفته اند که باب توبه کرد و بهاییان هم مرتبا توضیح داده اند که چنین نیست. موضوع این است که اگر کسی از بهاییان به دلیل عدم اطلاع از حقیقت موضوع یا عدم آشنایی با مسایل تاریخی، جوابی هم نتوانسته به این گونه شبهات بدهد، فورا راه تأویل را پیش گرفته است و در راستای اعتقاد دینی، به گونه ای سعی کرده است که مشکل را برای خود حل کند. پس چه فایده ای بر این سیکل مباحثه برای مسلمانان بوده است که آن را رها نمی کنند؟

حالا گیریم که اصلا ثابت شد که سید باب توبه کرده است! آیا مخالفان آیین بهایی گمان می کنند که فورا نیمی از بهاییان دست از آیین بهایی خواهند کشید و به اسلام روی خواهند آورد؟ این گمان، گمانی اشتباه است و بر اساس توهمات رایج در اندیشه مخالفان آیین بهایی صورت گرفته است. بهاییان حقانیت سید باب را از منظر حقانیت بهاءالله می شناسند و بهاءالله نیز آن قدر حرف های خوب و شایسته زده است که حقانیتش را کفایت کند. حتی اگر ثابت بشود که سید باب تحت فشار و زندان و کتک، تقیه کرده است، مخالفان باید مطمئن باشند که هیچ وهنی بر آثار و تعالیم بهایی وارد نخواهد شد. سید عباس علوی در کتاب بیان حقایق بر اساس آیات قرآنی نشان داده است که بسیاری از پیامبران تقیه وتوبه کرده اند و البته بر اساس اعتقاد اسلامی هیچگونه وهنی بر مقام هیچ یک از آن پیامبران وارد نمی آید. پس چرا سید باب باید از این خصیصه مستثنی باشد؟

البته بهاییان با تمام وجود از حقانیت سید باب دفاع می کنند، همچنان که از حقانیت رسول اسلام، مسیح، موسی و ... دفاع می کنند ؛ اما این بدان معنا نیست که بهاییان وکیل آیین بابی هستند و یا آن که موظف اند که هر کس از راه رسید و سخنی گفت، به پاسخگویی به همه ایرادات نا به جا برآیند. بهاییان چون سید باب را در سلسله پیامبران قرار داده اند، به ایرادات مخالفان آیین بابی همان گونه نگاه می کنند که به ایرادات مسیحیان و یهودیان به رسول اسلام و البته می توانند به پاسخگویی به تمام این موارد اهتمام ورزند. بنابراین بررسی اوضاع و شرایط دوره بابی از جانب بهاییان، نه از سر دست و پا زدن برای بقای جامعه بهایی است که بقای بهاییان بسته به تعالیم و آثار بهاءالله است و نه چیز دیگر. به عبارت دیگر، اگر سید باب توبه هم کرده باشد، ربطی به حقانیت بهاءالله ندارد.

باید در این جا شاهد و دلیلی محکم برای ادعای خودم بیاورم تا خواننده این نوشتار پی به این موضوع ببرد که توبه نامه باب، رهزن اهل بها نیست. یکی از بهاییان که در این زمینه کار را بر مورخان و غیر مورخان بهایی سخت کرده است، آقا سید مهدی گلپایگانی، مؤلف بخشی از کتاب کشف الغطا است. در کتاب کشف الغطا آقا سید مهدی که یکی از بزرگ ترین مبلغان آیین بهایی بود، ظاهرا پذیرفته است که توبه نامه مزبور صحت دارد. اما با این وجود هیچ گزارشی ثبت نشده است که تنی از بهاییان از بابت این موضوع، دست از آیین بهایی کشیده باشد.

باید توجه کنیم که موضوع توبه نامه باب دیگر بیش از آن چه یک موضوع اعتقادی باشد، یک موضوع تاریخی شده است و اشتباه کسانی که این دو امر را با هم مخلوط می کنند، به همین سادگی رخ داده است. حتی به اعتقاد من آقا سید مهدی گلپایگانی هم در تخلیط این دو امر، دو اشتباه را مرتکب شده است: نخست آن که از لحاظ تاریخی نتوانسته است به این موضوع پی ببرد که آن کاغذ توبه نامه، سند معتبر تاریخی نیست و دوم آن که خواسته است با تقلیل مقام سید باب، به افزایش مقام بهاءالله دست بزند.

اشتباه اول به این دلیل رخ داده است که در زمان قاجار نزد اهل دانش، "نوشته"، معتبر بود و هر اطلاعی که بر کاغذ ثبت شده بود، "سند" فرض گرفته می شد. موسیو نیکلا نوشته است که یکی از دانشمندان طهران به او گفته است که خرگوش یک سال نر و یک سال ماده است! و چون موسیو نیکلا این ادعا را رد کرده و به صاحب دانش گفته است که برای کشف صحت موضوع، یک خرگوش را دو سال در منزل نگاه دارد و نتیجه اش را ببیند ؛ شخص مزبور جواب داده است که آن مطلب را در کتابی خوانده و چگونه ممکن است که در کتاب، اشتباه وجود داشته باشد؟! نقد تاریخی در دوره قاجار وجود خارجی نداشت تا شخصی مانند آقا سید مهدی که تخصصش مذهب بود نه تاریخ، بتواند با در کنار هم نهادن شواهد دیگر و دعاوی دیگر، حقیقت مطلب را دریابد.
اشتباه دوم اما عجیب تر است. مخاطبان کتاب کشف الغطا، ازلیان بودند و نه مسلمانان.

متأسفانه آقا سید مهدی ظاهرا برای این که حقانیت آیین خود را در مقابل آیین ازلی ثابت کند، به جدل روی آورده است و البته در "جدل کردن"، همیشه حق بر کرسی نمی نشیند ؛ زیرا هدف سرکوب خصم است. در آن جا چون ازلیان خصم انگاشته شدند، روش اشتباهی که آن مبلغ نامی برگزید، تقلیل مقام سید باب در توبه کردن بود. به گمان من، دستور عبدالبها بر جلوگیری از انتشار کتاب کشف الغطا، نه به خاطر قبول توبه باب از جانب آقا سید مهدی که به خاطر کم رنگ شدن حقیقت در دعوای جدل گونه آن بهایی بود.

گفتنی آن که من برخی از بهاییان را می شناسم که اطلاعات دینی خوبی دارند و کاملا به آیین بهایی معتقدند، اما در عین حال بنا به استدلالاتی که می آورند، پذیرفته اند که سید باب توبه کرده است! این گونه اشخاص که اخلاف همان آقا سید مهدی گلپایگانی هستند، نمونه های خوبی اند تا نشان دهند که دست و پا زدن برای اثبات صحت توبه نامه باب از جانب مخالفان آیین بهایی، سری به جایی ندارد و نتیجه ای عاید آنها نخواهد کرد.

در این دعوای تاریخی، من بر اساس شواهدی که بدان استناد می کنم، معتقدم که سید باب توبه نکرده است. دلایل و شواهد من چندان پیچیده نیست و شرح مفصلی از این دلایل را در مقاله "مجلس مناظره باب با علمای تبریز"، مندرج در سایت گفتمان ایران، آورده ام:

اولا: هیچ کدام از پیروان سید باب بعد از مجلس ولیعهد، به این دلیل که باب توبه کرد، از اعتقاد بابی برنگشتند. وقتی رسول اسلام قبله را تغییر داد، تنها ده نفر ازکل کسانی که پشت سر او نماز می خواندند باقی ماندند! وقتی مسلمین در تغییر یک حکم بی اهمیت با پیامبر خود این گونه رفتار کردند، چگونه توقع دارند که باب توبه کند، اما بابیان کاسه داغ تر از آش باشند و همچنان بر اعتقاد خود برقرار بمانند؟ نه تنها بابیان از اعتقاد خود برنگشتند، بلکه بعدا در طبرسی، زنجان و نیریز با دشمنان آیین بابی جنگیدند و گروه گروه کشته شدند. همچنین بابیان دو سال پس از اعدام باب به صورت دسته جمعی به فجیع ترین وضع قتل عام شدند و خم به ابرو نیاوردند. با چه منطقی می توان پذیرفت که اینان از توبه باب بی خبر مانده بودند تا آن را به عنوان روشی برای حفظ جان خود به کار ببرند؟

ثانیا: وقتی خواستند حدود دو سال بعد از مجلس ولیعهد، باب را اعدام کنند، او را نزد علما برده تا فتوای قتل بنویسند. ملا محمد ممقانی که ضمنا یکی از علمای حاضر در مجلس ولیعهد بود، گفت: من این فتوا را همان روز که حرف های این جوان را در حضور علما شنیدم، در همان مجلس دادم. از آن جایی که سید باب ادعای خود را دوباره برای ممقانی تکرار کرد، او فتوای قتل را به عمال حکومتی تحویل داد. اگر سید باب توبه کرده و به زندان افتاده بود، چه لزوم داشت که دوباره او را در تبریز دوره بیندازند تا فتوای قتل از علما بگیرند. پسر ملا محمد ممقانی حاضر در مجلس تبریز، به نام محمد تقی ممقانی که مخالف آیین های بابی و بهایی نیز بود، در كتابی با نام "ناموس ناصری" در این باره نوشت:

" ... اما ملا محمد تقی ممقانی كاتب ناموس ناصری معتقد است كه هر دوی این گزارش نویسان [ = ملا محمود نظام العلما و سپهر مؤلف ناسخ التواریخ ] اشتباه كرده اند. او می نویسد كه روزی كه سید باب را برای گرفتن فتوای قتل نزد پدرش آوردند خود او در مجلس حضور داشته و شاهد بوده كه پدرش پس از اندرزهای بسیاری كه به سید باب داده از او خواهش كرده كه توبه نماید. ملا محمد مامقانی حتی به سید باب گفته كه به فتوای من توبه مرتد فطری قبول است و تو می توانی توبه نمایی. او نپذیرفت و سرانجام به فتوای علمای تبریز تیر باران شد."

ثالثا: کسی که یک بار برای کتک خوردن توبه کرد، مسلم است که برای اعدام نشدن هر چه بخواهند می کند. می گویند باب در هیاهوی سربازخانه تبریز که برای اعدامش برپا شده بود با صدای رسا به مسلمین گفت: من همان قائم موعودی هستم که هزار سال است منتظر او هستید.

رابعا: در نامه ای كه ولیعهد خطاب به شاه نوشت و شرح برگزاری مجلس و نتیجه را به شاه داد، نوشته شده است كه از باب التزام پا به مهر گرفته شده است در حالیكه اگر کسی عكس توبه نامه موجود را ببینید، در آن خبری از مهر باب نیست. این موضوع خود دلیلی دیگر مبنی بر جعلی بودن توبه نامه موجود است.

بازگشت به بالای صفحه

خواندن مشخصات فردی ارسال پیام شخصی ارسال email مشاهده وب سایت این کاربر شناسه عضویت در Yahoo Messenger
نمایش پستها:   
این بخش قفل شده است و شما نمی توانید در آن پست، پاسخگویی، یا حذف انجام دهید.   این موضوع قفل شده است و شما نمی توانید آن را ویرایش کرده و یا به آن پاسخ دهید.      Printer-friendly version تمام زمانها بر حسب GMT + 3.5 Hours می‌باشند
صفحه 1 از 1


 

پرش به:  
شما نمی توانید در این بخش موضوع جدید پست کنید
شما نمی توانید در این بخش به موضوعها پاسخ دهید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش ویرایش کنید
شما نمی توانید موضوع های خودتان را در این بخش حذف کنید
شما نمی توانید در این بخش رای دهید
شما نمیتوانید به نوشته های خود فایلی پیوست نمایید
شما نمیتوانید فایلهای پیوست این انجمن را دریافت نمایید

Powered by phpBB © 2001 phpBB Group
قالب فارسی شده توسط ایران یاد

PHP-Nuke © 2004 Francisco Burzi
INP-Nuke © 2005-2007 IranNuke

آخرين تيترهاي خبري آخرين تيترهاي انجمن ها نقشه سايت آمار

تمام حقوق مادی و معنوی این سایت مربوط به www.Newsaqar.info می باشد و هرگو نه کپی برداری از مطالب این سایت تنها با ذکر منبع بلامانع است.