در باب نجاست
تاریخ : یکشنبه، 18 فروردین، 1387
موضوع : مقالات


درباره ی نجاست!

موضوع نجاست در اسلام و اينكه مسلمانان احبا و بعضا يهود و مسيحيان را نجس مي دانند موضوع تازه اي نيست . اصولا دشمن سازي و دشمن پروري بنوعي تبديل به يك تاكتيك شده اينكه عده اي همه دنيا را با خود دشمن ميدانند و توهم اينكه شرق و غرب دست در دست هم داده اند تا فقط اينها را نابود كنند چيز تازه اي نيست .  در ادامه مطلب به توضيح كاملي من باب نجاست پرداختم كه اميدوارم مورد قبول واقع شود



سوال:پيروان دين بهائيت نجس نيستند و فرقي بين آنها و ساير مسلمانان وجود ندارد؟ پ

اسخ: قريب به اتفاق فقها، تعداد نجاسات را يازده[1] و برخي دوازده[2] مورد اعلام كرده اند از جمله آنها كه همه بالاتفاق آنرا ذكر كرده اند نجاست كافر[3] است، كافر يعني كسيكه منكر خدا باشد و يا براي خداوند متعال شريك قائل باشد و يا اينكه پيغمبري حضرت خاتم الانبياء محمد بن عبدالله ـ صلي الله عليه و آله ـ را قبول نداشته باشد و نيز به كسي كافر مي گويند كه ضروري دين يعني، چيزي را مثل نماز و روزه كه همه مسلمانان جزء دين اسلام مي دانند منكر شود.[4] فقها در اين زمينه به آيه شريفه "انما المشركون نجسٌ"[5] و روايات متعدد ديگري از جمله اين روايت كه از امام صادق ـ عليه‎ السلام ـ نقل شده است "من نصب ديناً غير دين المومنين(دين اسلام) فهو مشرك"[6] استناد مي كنند. و از فروعاتي كه براي اين مسئله ذكر كرده اند اين است كه تمام بدن كافر حتي مو و ناخن و رطوبتهاي او نجس است.[7]

مطلب بالا كه به نقل از وبلاگ سرني به آدرسhttp://qmaxmmx.blogfa.com/ نقل گرديد است . البته مطلب فوق با توضيحات و افاضات جناب نگارنده بصورت كامل در اين آدرس موجود است . البته توضيحات ديگري را هم ذكر كرده اند كه بنده لازم ديدم كه اندك توضيحي پيرامون همين چند خط بالا بدهم و ديگر مطالب ايشان را از حيث تكراري بودن در اينجا ذكر نمي كنم . همانطور كه صريحاً در بالا ذكر شده يكي از نجاسات كافر مي باشد يعني كسيكه منكر خدا باشد و يا براي خداوند متعال شريك قائل باشد و يا اينكه پيغمبري حضرت خاتم الانبياء محمد بن عبدالله ـ صلي الله عليه و آله ـ را قبول نداشته باشد . با اين تفاسير روشن است كه يك بهائي نمي تواند كافر باشد .

اولا اينكه منكر خدانيست دوما براي خدا شريكي قايل نيست و شاهد آن ذكر اول در نماز وسطي مي باشد : شهد الله انه لا اله الا هو . اما قبول داشتن پيغمبري حضرت محمد ، ما بهائيان نه تنها حضرت محمد را قبول داشته بلكه اورا بعنوان خاتم ( به معناي نگين ) پيامبران مي شناسيم و حضرت بهاالله در كتاب اشراقات ص ۲۹۳ در حمد و ثنای حضرت محمّد و خاتميّت ايشان و  سلام بر امامان  مذهب شيعه چنين فرموده اند : " جوده العظيم الصّلوة و السّلام علی سيّد العالم و مربّی الامم الّذی به انتهت الرّسالة و النّبوّة و علی آله و اصحابه  دائماً ابداً سرمداً".

اما حضرت عبدالبها در مفاوضات در مقام دفاع از شان حضرت رسول چنين فرموده اند : امّا حضرت محمّد ، اهل اروپا و امريکا بعضی روايات از حضرت رسول شنيده‌اند و صدق انگاشته‌اند و حال آنکه راوی يا جاهل بوده و يا مبغض و اکثر راويها قسّيسها بوده‌اند و همچنين بعضی از جهله اسلام روايتهای بی اصل از حضرت محمّد نقل کردند و بخيال خود مدح دانستند . مثلاً بعضی از مسلمانان جاهل کثرت زوجاترا مدار ممدوحيّت دانسته و کرامت قرار داده زيرا اين نفوس جاهله تکثّر زوجاترا از قبيل معجزات شمرده‌اند و استناد مورّخين اروپا اکثرش بر اقوال اين نفوس جاهله است . مثلاً شخص جاهلی در نزد قسّيسی گفته که دليل بزرگواری شدّت شجاعت و خونريزيست و يک شخص از اصحاب حضرت محمّد در يک روز صد نفر را در ميدان حرب سر از تن جدا کرد آن قسّيس گمان نمود که فی الحقيقه برهان دين محمّد قتل است . و حال آنکه اين صرف اوهام است بلکه غزوات حضرت محمّد جميع حرکت دفاعی بوده و برهان واضح آنکه سيزده سال در مکّه چه خود و چه احبّايش نهايت اذيّت را کشيدند و در اين مدّت هدف تير جفا بودند بعضی اصحاب کشته گشتند و اموال بيغما رفت و سائرين ترک وطن مألوف نمودند و بديار غربت فرار کردند و خود حضرترا بعد از نهايت اذيّت مصمّم بقتل شدند لهذا نصف شب از مکّه بيرون رفتند و بمدينه هجرت فرمودند . با وجود اين اعدا ترک جفا نکردند بلکه تعاقب تا حبشه و مدينه نمودند...

همچنين در كتاب قرن بديع اثر از ولي امرالله درباب هدايت خلق به سوي خالق مي خوانيم :... اين است که حضرت مسيح و حضرت محمّد و حضرت بهاءالله کشف نقاب نمودند و ندای الهی را در قالب عنصری مجسّم فرمودند تا كلّ بتقرّب الهی فائز گرديم و به آذان ترابی آن ندا را اجابت نمائيم و پی بحقيقتش بريم ...

 آيا اينها نشانه شرك ويا تكفير حضرت محمد بدست بهائيان است ؟ ما نه تنها حضرت محمد را بلكه تمام پيغمبران قبل را هم قبول داريم و به همه آنها احترام مي گذاريم اما صرف قبول داشتن و احترام گذاشتن دليل بر پيروي از آنها نمي باشد . زيرا به عقيده ما بهائيان و البته اشارات و تعبيراتي كه در قران هم موجود است دوره ديانت اسلام به پايان رسيده و ما اكنون پيرو پيامبر ديگري هستيم و البته به پيامبران پيشين هم احترام مي گذاريم ، اما اگر منظور نويسنده از قبول داشتن محمد (ص) يعني مسلمان بودن باشد پس با اين حساب تمامي نوع بشر بغير از مسلمين نجس هستند !! آيا اين تعبير مورد نظر شماست ؟؟ انكار نماز و روزه هم با توجه به گفته هاي بالا ديگر بي معني مي نمايد زيرا كه ما بهائيان خود داراي نماز و روزه مخصوص به شريعت خود هستيم و البته به واجبات ديگر اديان هم به ديده احترام مي نگريم . اما مطلبي كه در ادامه مقاله فوق آمده بود اين بود كه نگارنده مذبوحانه سعي داشت كه سيد علي محمد باب را فقط علي محمد بنامد و سيد بودن اورا كه مدارك بسيار مستند تاريخي براي آن وجود دارد را انكار كند . جالب است كه حتي كسروي ، رديه نويس معروف هم هيچگاه به سيد بودن باب شك نكرد و اين نكته را قبول داشت ، در ضمن حتي در زمان حال هم بسياري از سادات در ميان ايمان آورندگان به امر بهايي وجود دارند و اين نكته جاي شگفتي ندارد .  

پاورقی:

[1] . تحرير الوسيله، خميني، نجاسات، صفحه 114، مساله 1، ج1، اسماعيليان نجفي، قم، ط دوم، 1390هـ ق.

[2] . رساله توضيح المسائل با متن فتاوي آقاي بروجردي و حواشي آيات عظام، جاويدان و فراهاني، علميه، مسئله 84، ص 26.

[3] . شرايع الاسلام، محقق حلي، دارالاضواء، بيروت، ط دوم، 1403 هـ، ج1، كتاب الطهاره، ص 53.

[4] .رساله توضيح المسائل با متن فتاوي آقاي بروجردي و حواشي آيات عظام، جاويدان و فراهاني، علميه، مسئله 107، ص 30.

[5] . قرآن كريم، سوره مباركه توبه، آيه‌28.

[6] . وسائل الشيعه، حر عاملي، ج 1، كتاب الطهاره، ابواب مقدمه عبادت، باب 2، ح 3، ص 30، الاحياء التراث، قم، ط اول، 1409 هـ ق.

[7] . همان مسئله 108، ص 31.







منبع این مقاله : .:: www.newsaqar.org ::.
http://www.newsaqar.org

آدرس این مطلب :
http://www.newsaqar.org/article24.htmlhttp://www.newsaqar.org/modules.php?name=News&file=article&sid=24

INP_Nuke © IranNuke.com